![]() |
![]() |
|
|
|||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
Thu 7 Aug 2008ساعت 10:47 قبل از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
Mon 4 Aug 2008ساعت 5:7 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
Mon 4 Aug 2008ساعت 5:2 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
Mon 4 Aug 2008ساعت 4:58 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
Always a Woman is Involvedهمیشه پای یک زن در میان است (۱۳۸۶)
کارگردان: کمال تبریزی محصول ایران خلاصه داستان:
|
|
+ نوشته شده در
Mon 4 Aug 2008ساعت 4:51 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
مرگ تدریجی یک رویا (۱۳۸۵-۸۶)
کارگردان: فریدون جیرانی ژانر: اجتماعی خلاصه داستان: میدانستيد...
|
|
+ نوشته شده در
Mon 4 Aug 2008ساعت 4:48 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
No Country for Old Menاینجا کشور پیرمردها نیست (۲۰۰۷)کارگردان: ایتن کوئن، جوئل کوئن ژانر: حادثه خلاصه داستان: میدانستيد...
|
|
+ نوشته شده در
Mon 4 Aug 2008ساعت 4:46 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
حس پنهان (۱۳۸۶) کارگردان: مصطفی رزاق کریمی محصول ایران خلاصه داستان:
|
|
+ نوشته شده در
Mon 4 Aug 2008ساعت 4:43 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
|
+ نوشته شده در
Sun 13 Apr 2008ساعت 12:56 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
|
+ نوشته شده در
Sun 13 Apr 2008ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
25 ستاره برتر سال 2007؛ به انتخاب 42 ميليون كاربر سايت IMDB
|
|
+ نوشته شده در
Sat 12 Apr 2008ساعت 4:48 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
کارگردان: مسعود كیمیایی بازيگران: فرامرز قریبیان، داریوش ارجمند، لعیا زنگنه، امین تارخ، پولاد كیمیایی، مهناز افشار، اكبر معززی، حمید افشار، فروردین رستمی، علیاصغر طبسی، شاپور كلهر، امیر رهبری و با حضور خسرو شكیبایی ...................................................... ديگر عوامل و توضیحات بیشتر: تهیه كننده و فیلمنامه نویس: مسعود كیمیایی ...................................................... خلاصه داستان: سیامك جوانی كه تا زباله شدن رفته است، لیست بیست و پنج جوان در جیب اوست كه باید به آنها مواد مخدر از نوع پیشرفتهترین تا قدیمیترین برساند.رضا، پدر سیامك، بعد از چندین سال دوری از وطن برای پدری كردن میآید، در حالی كه خودش هنوز یك فراری است . تنها دوست دوران جوانی او كه بسیار با هم چرخیدهاند، درس خواندهاند، سینما رفتهاند و بیلیارد بازی كردهاند، شاید هنوز او را باور كند.رضای دیگر، دوستش، یك سرهنگ شاغل و تنهاست. زن سرهنگ با دو پسرش در یك حادثه از جهان رفتهاند. ...................................................... يادداشت: « رئیس » بیست و چهارمین فیلم بلند مسعود كیمیایی است كه فیلمبرداری آن اواسط مردادماه آغاز شده است. ...................................................... سال ساخت: 1385 سال اکران: 1386 - (6 تیر) سينماهاي نمايش دهنده: عصرجدید1، فرهنگ2، مرکزی2، کارون2، پردیس تماشا3، کانون، جی3، پارس2، اریکه2، تهران2، صحرا و ایران2 فروش: 283 ميليون تومان
|
|
+ نوشته شده در
Sat 12 Apr 2008ساعت 4:34 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
كاراكتر هاي جديد :
Tai Kaliso: در حالي كه Cole and Baird هنوز بخش مهمي از داستان هستند اما در بازي جديد قرار نيست جزو Delta Squad باشند . در اين بازي شخصيت هاي جديدي هم ظهور ميكنند . ميتوان گفت بهترين و به ياد موندني ترين اين شخصيت ها شايد Tai باشه . يك جنگجوي معنوي از جرگه ي جنگجويان پاسداران شرف {چه ادبي } . وي يك مقدار وجهه طنز و شايد هم مرموز به مجموعه بدهد .Chairman Prescott: براي بسياري از گيمر ها اين سوال بود كه ايا افسر ارشد ماركوس سر دم دار دولت انسان هاست يا نه اما شواهد اين طور نشان داد كه Hoffman نفر دوم قدرت هست . مافوق وي همين Chairman Prescott هست كه يك رهبر نظامي نسبتا ديكتاتور هست اما با اين وجود با تصميمات خطيري كه گرفته تونسته انسانيت رو در طول دهه هاي جنگ حفظ كنه . زماني كه GOW 2 شروع ميشه وي براي افرادش { نيرو هاي COG } سخن راني ميكند و بعد اونها رو به عمليات انتحاري ميفرسته Dizzy: در درگيري و كشمكش پايان ناپذير با Locust افراد COG تلفات بسياري دادند . در ميانه راه طي يك عملياتي نيرو هاي جديدي وارد بازي ميشوند در اين عمليات نيرو هاي ادغامي يك خانواده بي پناه رو پناه ميدهند و اونها رو وارد ناحيه حفاظت شده COG ميكنند . در مقابل مردان اين خانواده از مهارت هاشون در جنگ به نفع نيرو هاي COG استفاده ميكنند . اين در واقع داستان Dizzy هست . يك كاراكتر جديد كه يك سرباز سر سخت هست و Derrick غول اسا رو ميرونه و به وسيله همين گروه دلتا از كوه بالا ميروند . وي ميخواد از خودش نام نشاني از خودش به جا بذاره و اصرار داره كه ماشينشو Betty صدا كنند و رنگ ور وح جديدي رو به بازيكن ها ميده Maria Santiago: ماريا همسر دوم هست در يك روز طي يك حمله فرزندان وي به طرزي ناراحت كننده كشته ميشوند . در حالي كه وي نميتونست با اين شوك و ناراحتي كنار بياد وي در بين خرابه ها گم ميشود . براي دومنيك كه براي محافظت از خانوادش به COG پيوسته مهمترين كار پيدا كردن وي يعني عشق گمشده اش ميباشد . بخش مهمي از داستان خواسته شخصي اون يعني پيدا كردن ماريا هست . ادامه داستان : داستان Gears of War 2 دقيقا 6 ماه بعد از اتفاقات شماره قبل و منفجر شدن اون بمب نوري شكل ميگيرد Rod Fergusson : ه Rod Fergusson تهيه كننده ارشد توضيح ميده كه : ما ميخواهيم به قولمون عمل كنيم اين يك جنگه . قضيه و داستان خيلي فراتر از اين 4 نفر هست . بازي اول خيلي شخصي بود البته اين امر از خيلي جهات خوب بود اگر چه براي تيم ما مشخصه كه GOW 2 در گيري هاي بيشتري رو در خودش داره و براي حفظ كردن jacinto اونها ناگذير براي نبرد با Locust ها هستند و اونها به اعماق زمين ميروند و وارد درگيري ميشوند تكنولوژي جديد :
صحبت هاي جديدي در مورد تكنولوژي جديد Unreal هست . GAME INFORMER ميگه داستان و gameplay گام بزرگي به جلو از نسخه اصلي و شماره 1 هست . اما گامي به همين بزرگي در تكنولوژي پشت صحنه هم برداشته ميشود . GOW 2 هم به اندازه GOW 1 همه رو تحت تاثير قرار خواهد داد . New character lighting كه باعث شده همه چيز به سمت سينمايي شدن پيش بره . تكنولوژي جديد UE 3 به طور مستمر lighting technique رو عوض ميكنه تا كاراكتر به خوبي در محيط متمايز كنه . Ambient occlusion تكنيك جديدي هست كه در طول بازي به كار رفته . توانايي جديد UE3 در رندر كردن تعداد زيادي موجودات به صورت مجزا و در آن واحد هست .... 100 ها لوكاست ،كه به طور جدا و مستقل از هم حركت ميكنند . افكت هاي اب محشر و فوق العاده . حركات فيزيكي فوق العاده و نرم multiplayer : بيشتر جزييات multiplayer پوشده است . Gridlock در حال باز سازي است . پيشرف5ت تكنولوژي كاملا واضح است . ما اشاراتي ميشنويم در مورد همه نوع ويژگي هاي جديد multiplayer از co-op modes كاملا توسعه يافته تا محتواي multiplayer كه براي نشون دادن تعداد زيادي لوكاست در ان واحد كه توسط تكنولوژي جديد UE3 محقق ميشه البته براي اطلاعات دقيق تر بايد كمي منتظر بمانيم . Drop in and drop out co-op Gameplay : در Gameplay بازي GOW 2 براي طرفدارانش بسيار اشناست همراه با تغييرات جزيي . The core cover تقريبا دست نخورده باقي مونده . اما مورد استفاده كاور كمي دست كاري شده به گونه اي كه ضربه خوردن كاراكتري كه cover شده رو مشكل تر ميكنه . reloads كردن چندان تغيير نميكنه مخصوصا در مورد صلاح هاي قديمي . دوئل با اره برقي بيشتر شده و همين باعث جذاب شده combat ها ميشه . مبارزه دوباره با Boss ها . كه البته خلاص شدن از دستشون خيلي مشكلتره و همين موضوع رو خيلي جذاب تر و حماسي ترش ميكنه . Cliff Bleszinski : ما موجوداتي داريم كه Brumak در مقابل اونها همانند يك بچه خرس پاندا ميمونه difficulty : در GOW 2 ما تغييرات رو بر روي difficulty داريم براي هر بازيكني كه در co-op هست .به عنوان مثال يك فرد ميتونه بر روي Hardcore بازي كنه و ديگري بر روي Casual . زماني كه شما با هم بازي ميكنيد بازي متوجه شما و حركتتون ميشه و زماني كه شما split up ميكنيد . شما تجربه هاي گوناگوني خواهيد داشت . چزييات بيشتر فعلا مخفي هستند . 4 مد difficulty براي كساني كه خيلي casual هستند . difficulty سخت تر وافعا ويران كننده و ميتوان گفت هنوز اعصاب خورد كن هستند . اونها ميگند Casual در قسمت اول بازي به اندازه كافي casual نبود . با اين كار همه ميتونند به بازي بپردازند COG Centaur tank : يك مدل تانك جديد هست كه مخلوطي از تانك نظامي و ماشين هاي غول پيكر هست Kantus : به ما يك مرحله زير زميني در غار رو نشون دادند جايي كه ماركوس و هم قطارانش به مبارزه با لوكاست مي روند. بر خلاف مسير محدود و كاملا خطي نسخه اول بازي، پيچيدگي غار بسيار وسيع و نفسگير است. مراحل تو در تو و محيط باز به بازيگر انتخاب تاكتيكي فراواني مي دهد تا بازيگر بتواند از هر مسيري كه دلش خواست به حمله بپردازد. هر مسيري كه شما انتخاب كنيد، گياهان درخشنده چهره دشمنان جديد لوكاست كانتوس را نمايان مي سازد. شياطيني كه صورتي شبيه ميمون دارند به سر پائين و صداهاي عجيب كه مي تواند به حمله صوتي عليه شما تبديل شود. اين شياطين از سلاحهاي جديدي همانند Gorgon Burst pistol و نارنجك سمي استفاده مي كنند كه از صورتي كه شما به درستي بازي كنيد مي تواند به مجموعه سلاحهاي شما اضافه شود. با اينهمه، بزرگتري خطري كه از جانب كانتوس ها شما را تهديد مي كند اين است كه آنها بلافاصله بعد از اينكه شما آنها را كشتيد به پا خاسته و به شما دوباره حمله كنند. قبلا شما پس از كشتن سربازان دشمن مي توانستيد نفس راحتي بكشيد ولي حالا هميشه اين خطر كه آنها دوباره به پاخاسته و به شما حمله كنند وجود دارد. تنها راه ديگري كه در پيش روي شما قرار دارد اين است كه با شهامت از جهنم تيرباران دشمن عبور كرده و كانتوس را كه در پشت خط مقدم قرار دارد بكشيد. در طول راه شما امكان دارد كه به كاور كامل دسترسي نداشته باشيد. EPIC و جاشوا اورتگا : تيم اپيك كاملا با اين موضوع كه تعداد زيادي از بازيگران دوستدار داستان سرايي عميق و درگير كننده هستند، آگاه بود. جاشوا اورتگا كه نويسنده داستان و كميك است به خاطر همين موضوع به تيم بازي پيوسته است و به نظر مي رسد كه ايندفعه بيشتر بر روي داستان بازي كار شده است. عمق كاراكترهاي بازي نيز به همين نسبت افزايش يافته است. اين قضيه در تمامي ديالوگهاي بازي به وضوح به چشم مي خورد. صدا گذاري : دوبلرهای بازی قبل ، ( مارکوس ) John DiMaggio و ( دومنک ) Carlos Ferro در این نسخه هم حضور دارند. اینبار دیالوگها رو در کنار هم ضبط میکنند ، اینطوری دوبلاژ بهتر و قابل اعتمادتر صورت میگیره.صحنه های راه رفتنی که برای پوشاندن Loading های بازی در نسخه اول قرار داشتند ، اینبار با مکالمه هایی با زوایای دوربین جذاب جایگزین شده ، با تکیه بر استفاده از Close Up روی صورت شخصیت ها و تغییر دراماتیک زوایای دوربین ، اما بازیکن هنوز کنترل کامل شخصیت رو بر عهده داره. یک دکمه به اسم SHUT UP تعبیه شده که به بازیکن این قابلیت رو میده که این مکالمات رو قطع کنه و به جریان اصلی بازی برگرده.Cliff Bleszinski در این باره میگه : عده ای هستند که میخوان از این مکالمات بگذرن ، اونا فقط میخوان شلیک کنند ، و ما میخوایم که نیاز همه برآورده بشه. COG tag : چیزهای قابل جمع آوری در بازی وجود دارند که با داستان ارتباط دارند ، COG tag ـها میتونن بررسی بشن تا بفهمیم که چه کسی صاحب اونها بوده. War Journal که از منوی Pause قابل دسترسیه به شما اطلاعاتی درباره محل این چیزهای قابل جمع آوری ( مثل COG tags ) میده و به شما میگه چندتا رو جمع کردید و چندتا رو جا گذاشتید. برای خیلی از اچیومنتهایی در حالت Single Player و Multi Player گرفته خواهند شد ، شما میتونید پیشرفتتون در گرفتن این اچیومنتها رو در War Journal ببینید ، مثلا اگر 1000 Headshot لازم دارید ، چندتا انجام دادید. روبات پرنده شما ( Jack ) یک نمایشگر ویدئویی داره که به شما این امکان رو میده که رو در رو با Anya در ارتباط باشید و دستورات رو دریافت کنید. یک قسمت از اکشن بازی : کاروان بزرگ ماشین های نظامی ِ انسان ها از یک جنگل کاج در حال گذشتنه و از یکی از راههای قدیمی کوهستان گذر میکنه. Fenix و افرادش بالای خودرو نظامی بزرگشون نشستند. Dizzy راننده اونها مشغول بد و بیراه گفتن به صدای بلند موتوره. به محض اینکه چشم اندازه هیجان انگیز دره دیده میشه ، اولین خمپاره ی دشمن به یکی از خودروها برخورد میکنه. Nemacyst ـها اولین خط دفاع دشمن هستند. بعد از چند بار فرار کردن از انفجار ، خودروی نظامی متوقف میشه ، یک emergence hole باز میشه و نیروهای Locust ـها وراد میشن. مارکوس و تیمش در حال مقابله با حمله هستن ، Dizzy مشغول موتور رو روشن میکنه که یک Brumak وارد میدان میشه و تعقیب و گریز آغاز میشه.Locust ـها سعی میکنن از ماشین نظامی بالا برن که به یک پل باریک میرسن. مارکوس با اونها مقابله میکنه ، مارکوس و تیمش عبور میکنند و Locust ـها در حال فریاد کشیدن به پایین دره میفتند.GOW 2 واقعیه ، و همونقدر سهمگین و موثره که انتظار میرفت. اینبار بزرگتر و بهتر از دفعه گذشته و کسانی که مشغول ساخت بازی هستند مصر هستند که شما میتونید نسخه کامل بازی رو در 6 ماه آینده بازی کنید. ![]() |
|
+ نوشته شده در
Sat 12 Apr 2008ساعت 4:21 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
Wed 12 Dec 2007ساعت 5:21 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
مركز تجارت جهاني / World Trade Center
|
||||||||||
|
+ نوشته شده در
Wed 12 Dec 2007ساعت 5:16 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
Tue 7 Aug 2007ساعت 5:7 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
Tue 7 Aug 2007ساعت 5:2 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
چند سال پیش کمپانی راک استار یک شیطنت بزرگ انجام داد و بازی Manhunt را عرضه کرد که به دلیل خشونت بیش از حد مورد توجه بسیاری از گیمر ها قرار گرفت. این بازی در مورد یک فرد زندانی با نام James Earl Cash بود که تقریبا امید خود را از زندگی از دست داده بود. جیمز بازیچه ی کارگردانی با نام Starkweather قرار گرفته بود و تمام جرکات او توسط این فرد فیلمبرداری میشد و باید راه خود را از میان وحشیان و دیوانگان ادامه میداد. از مشخصه های این بازی می توان به خشونت بسیار بسیار زیاد آن باید اشاره کرد. با اینکه سبک بازی بصورت مخفی کاری بود ولی شخصیت بازی به طرز فجیعی با استفاده از آلات مختلف دشمنان را نابود میساخت و بازی پر از خون ریزی بود و البته این خشونت به مزاج بسیاری ها از جمله خود بنده بسیار خوش آمد و سبک زیبا و نوآوری هایی که آن زمان وارد این سبک نمود تحسین برانگیز بود. اما راک استار سر این بازی مورد سرزنش بسیار قرار گرفت و بار ها این بازی مسئولین این کمپانی پرطرفدار را روانه دادگاه های مختلف نمود اما باید دانست که راک استار را نمیتوان با دنیای کثیف و خشونت و... جدا دانست و عرضه بازی های موفقی مانند GTA ,The Warriors, Bully گواه بر این است. البته آخرین محصول آنها یعنی Table Tennis جدا از این مساله است. پروژه اصلی این کمپانی در سال جاری GTA IV است اما نمیتوان از Manhunt 2 نیز که بر روی PS2 ,PSP ,Wii حدود 1 ماه دیگر عرضه میشود چشم پوشید.
اولین چیزی که در این نسخه قابل توجه است سپرده شدن ساخت بازی به استدیو لندن راک استار است و سازنده این شماره دیگر rockstar North نیست، و بازهم یک درد همیشگی و آن این که عوض کردن سازنده به اثر لطمه وارد نکند! البته استدیو سازنده حرف هایی برای دفاع از خود زده است که حرف های آنها مبنی بر این است که آنها زمینه جدیدی را برای این بازی خلق خواهند کرد و خط داستانی تاریک تر و جذابتر از نسخه ی قبل میباشد. جالب است بدانید ساخت بازی از سال 2004 یعنی تقریبا بعد از عرضه شماره اول شروع شده است. شخصیت اصلی داستان در این شماره عوض شده است و دکترجوانی با نام Daniel Lamb میباشد. او در 29 ام ماه می سال 1963 به دنیا آمده است، مانند تمامی انسانهای دیگر در زندگی خود به فکر رسیدن به آرزو های خود است و پیشرفت در کار خود را در الویت اول قرار داده است، دارای دو فرزند است و به همسر خود عشق می ورزد و البته کار خود را بسیار دوست دارد که باعث شده است با درآمدی که به دست می آورد زندگی خوبی داشته باشد. اما پروژه ای با نام رمزیه The Pickman Project توسط دکتر whyte که مدیر این پروژه در حال انجام است و دکتر لمب یکی از محققان اصلی این پروژه است که بر روی آن به همراه دیگران از جمله دکتر Pickman کار میکند. دکتر Pickman دارای مدارک عالیه در مورد داروسازی میباشد و در این پروژه شرکت دارد؛ ولی آیا وظیفه اصلی او چیز دیگری است؟ این پروژه شامل چه چیزی است؟ محققان در این پروژه بر روی ساخت سلاح هایی که بر روی اعصاب تاثیر گذار است کار میکنند و میتوان نام آنرا ساخت سلاح های عصبی گذاشت. دکتر Pickman وظیفه شناخت دارو و ترکیبات شیمیایی برای درمان و ساخت این پروژه را در دست دارد. کارها به خوبی پیش میرود اما اتفاق بدی می افتد و سرمایه گذار اصلی این طرح دستور لغو این طرح را صادر میکند و دکتر Pickman دستور بسته شدن طرح را میدهد اما او با چندین تن از دانشمندان اصلی که یکی از آنها لمب است کار تکمیل آنرا بصورت مخفی انجام میدهد. لمب تمام تلاش خود را به کار گرفته است و خیلی مشتاق است تا حاصل کار خود را ببیند. سرانجام لمب به صورت داوطلب برای آزمایش پروژه دست به کار میشود و به بیانی ساده تر او خود را در این راه یک موش آزمایشگاهی میکند و تصمیمی میگیرد که زندگی او را 180 درجه میچرخاند! آزمایش پروژه شروع میشود اما کارها مانند برنامه و کاغذ پیش نمیرود و با یک اشتباه دکتر جوان دانیل لمب ضربه فنی میشود و پس از تست پروژه به تیمارستان Dixmore فرستاده میشود. این تیمارستان در واقع مرکزی برای بزهکارانی است که دارای بیماری هایی روانی هستند که تمامی کار های خلاف آنها به صورت غیر عمد در پرونده آنها ثبت شده است و این مرکز مکانی برای نگهداری آنها است و در واقع زندانی برای آنها میباشد. آثاری از آزمایش بر مغز دانیل دیده میشود که باعث می شود به او لقب دیوانه بدهند. اما دلیل اصلی فرستاده شدن او به این تیمارستان چیز دیگری است؟ توطئه هایی که پشت پرده بر علیه کارکنان این پروژه روی میدهد؟!
شش سال میگذرد و داستان اصلی بازی شروع میشود و به زمان حال میرسیم. شش سال زندگی در تیمارستان با آدمهای خطرناک دانیل را بسیار افسرده میکند و او همیشه یک فکر در ذهن آشفته ی خود دارد "فرار" و آیا اینکه هنوز زندگی او پا برجا مانده؟ آیا فرزندان و همسر او هنوز او را دوست دارند؟ روز ها میگذرد و دانیل لمب هر روز با این افکار عمر خود را میگذراند. اما در آن طرف داستانی شخصی با نام Leo Kasper نیز یکی از بازماندگان دیگر پروژه بوده است. او در 19 ژوئن 1972 به دنیا آمده است و بسیار جوان است اما او نیز با تهمت دیوانگی در تیمارستان زندانی شده است. در گذشته او یک مامور دولتی بوده است و به دلایلی که هنوز معلوم نیست وارد این پروژه شده بود. الان که پروژه تموم شده است فرار برای این دو و کشف حقایق بزرگترین هدف می باشد. در یک شب بارانی و طوفانی بر اثر رعد و برقی که به ساختمان اصلی تیمارستان برخورد میکند برق قطع میشود و تمامی در های زندانیان که با قفل الکتریکی کنترل میشود باز می شود. در تاریکی پس از اینکه لمب چشمان خود را باز میکند یک جسد از مسئولین را با لباس سفید که آغشته به خون شده است را میبیند و البته یک سرنگ در دستان خود که قطره های خون از آن جاری شده است این صحنه دیوانگی لمب را به حد مرگ بالا میبرد و او نمیداند چه میکند و کیست و هدف او چیست؟ فقط یک چیز را در پیش روی خود میبیند درب زندان که در تاریکی نمایان است اما این درب مانند همیشه بسته نیست و بدون هیچ نگهبانی باز رها شده و یک شانس بزرگ پیش روی است که این شانس بزرگ وابسته یک انتخاب بزرگ است. انتخاب لئو و لمب فرار است، این دو با کمک یکدیگر پس 6 سال از کابوسهای خود رها میشوند و حالا هر دو به دنبال یک هدف مشترک هست یعنی کشف حقایق و پیگیری موضوع پروژه The pickman. البته هدف لمب پیدا کردن همسر و فرزندانش نیز است. البته این 6 سال به کل مغز او را شستشو داده است و خاطرات مبهمی از گذشته دارد حتی او دیگر مطمئن نیست که آیا خانواده اش واقعی است یا زاده تخیل اوست ولی اما با این ذهن آشفته به راه خود ادامه میدهد... .
داستان این شماره واقعا زیبا و به دور از داستان های کلیشه ای و بسیار جنجالی است و وجود دو قهرمان در داستان یعنی لئو و لمب آنرا مهیج تر میکند. (البته از بخش داستانی لئو چیزی فاش نشده است برای همین زیاد در مورد او و خط داستانی در مورد او اطلاعاتی در دست نیست) در یک نتیجه گیری کلی با یک داستان جنجالی روبرو خواهید بود، البته قهرمان اصلی داستان دانیل است. گیم پلی بازی از همان حالت شماره 1 بهره میبرد و سبک اصلی آن مخفی کاری خواهد بود البته تغییراتی داشته است که به آنها اشاره خواهیم کرد: مانند تمامی بازی سبک اکشن مخفی کاری سایه ها و تاریکی نقش حیاتی برای شما ایفا میکنند و در این بازی نیز شما باید خود را از دید دشمنان مخفی کنید و سایه ها و گوشه های دیوار ها و اشیا و ... بهترین گزینه برای این کار خواهد بود. البته شما میتوانید با از بین بردن لامپ ها و یا خاموش کردن آنها محیط را تاریک کنید. یکی از حرکات جالبی که دانیل میتواند انجام دهد سینه خیز رفتن و بالا رفتن از اشیا است که در نسخه قبل کمبود آن حس میشد. مانند نسخه قبل یک رادار صدای های ایجاد شده توسط شما را نشان میدهد به طوری که کوچکترین صدا ها مانند راه رفتن و یا خشاب گذاری اسلحه یا نفس نفس زدن کاراکتر ایجاد صدا میکند. شما همچنین با تولید صدا های بلند تر مانند مشت زدن بر دیوار یا شکستن شیشه و ... میتوانید دشمنان را گمراه سازید. البته در نسخه PS2 این بازی با استفاده از هدست میتوانید صدا تولید کنید تا دشمنان را گمراه کنید. مانند نسخه قبل شما هنگامی که پشت دشمن میروید دارای سه راه برای کشتن برای هر اسلحه هستید که هر راه به مراتب از دیگری وحشیانه تر است و مانند نسخه قبل با نگه داشتن کلید حمله میتوانید بین این سه نوع حمله یکی را انتخاب کنید. حالت اول نشانه به رنگ سفید است که در این حالت سریع میتوانید دشمن را بکشید و در حالت دوم نشانه زرد میشود که باید 3 ثانیه کلید را نگه دارید و در حالت اخر که نشانه قرمز میشود باید 6 ثانیه کلید را نگه دارید که اگر چنین عملی را انجام دهید هم لذت بیشتری خواهد داشت و جایزه بهتری میگیرید.
در بازی شما دارای اسلحه های زیادی هستید که مهم ترین آنها سلاح های گرم است که شامل کلت و شاتگان و تک تیرانداز و یوزی و مگنوم و flare Gun و ... میباشد که البته نسخه Wii این بازی دارای 3 اسلحه انحصاری با نامهای Stright Razor و Mace و Broken bottle است که به ترتیب تیغ ریش تراشی و گرز و بطری شکسته است. البته اسلحه های سرد دیگری مانند شیشه و چاقو و ساطور و پاکت و خودکار و سرنگ و باتوم و داس و ... نیز حضور دارند که هر کدام از آنها به طور جالبی استفاده میشود و هر کدام دارای سه درجه برای کشتن دشمنان میباشند. در نسخه Wii با توجه به قابلیت آن باید حرکت مطابق با آنچه که هست انجام شود و در نسخه PS2 ,PSP با زدن کلیدها این کار را باید انجام داد. مطمئنا انجام این بازی با Wii باید بسیار لذت بخش باشد. یک حالت دیگر که به این شماره اضافه شده است استفاده از عوامل موجود در محیط برای کشتن دشمنان است به طور مثال اگر یکی از آنها کنار فیوز برق باشد میتوانید سر او را گرفته و داخل فیوز بکنید و یا میتوانید سیم تلفن را دور گردن او بپیچید یا میتوانید آنها را از ارتفاع به پایین هل دهید. از این گونه مثالها زیاد است که باعث شده است که در گیم پلی بازی تنوع خوبی ایجاد کند. با اینکه اشیای زیادی برای استفاده در نبردها دارید اما تعداد مشخصی از آنها را میتوانید حمل کنید و محدودیت برای وزن اشیا در نظر گرفته شده است. البته یکی از اشیایی که همیشه همراه دانیل و لئو خواهد بود چراغ قوه ی اوست که در تاریکی ها بسیار به او کمک میکند. هر اسلحه ی دارای درجه ای است که نشان دهنده ی سلامت آن اسلحه است. به طور مثال یک چوب بیسبال بعد از چندین ضربه میشکند و دیگری قابل استفاده نیست. دشمنان در این نسخه بسیار با هوش تر از قبل هستند و کمی رفتارهای آنها دینامیک است یعنی بسته به موقعیت تغییر میکند و اگر آنها را با صدا به بازی بگیرید حتما دنبال منشا صدا میگردند تا آن را پیدا کنند. در نبردها نیز به صورت تیمی شما را محاصره میکنند و با شما میجنگند. یکی از کارهای جالب استفاده از چراغ قوه است و البته ورود به سایه ها و تاریکی ها یکی دیگر از عوامل جذاب است به این صورت که اگر دانیل یا لئو در همان منطقه باشند برای شناسایی نشدن توسط دشمنان یک مینی گیم کوچک را باید انجام دهید به طوری که دکمه هایی بر روی صفحه ظاهر میشود و شما باید آن ها را بزنید تا مخفی گاه خود را نگه دارید. در کل گیم پلی بازی مانند قبل است و فقط جزییات به آن اضافه شده است و البته اشکالهای آن برطرف شده است و با اضافه شدن چند المان و نوآوری های خاص جذابتر شده است.
در مورد گرافیک بازی باید بگوییم که: بازی در برابر کنسول های نسل جدید حرف خاصی برای گفتن ندارد و بر روی PSP دارای گرافیک قابل قبولی است اما نسخه PS2 , Wii آن چنگی به دل نمیزد و بافت های ضعیف و مدل های بی کیفیت بدترین چیزی است که به چشم می آید ولی نورپردازی ها نسبت به دیگر مشخصه ها بهتر کار شده است و در این میان نسخه Wii دارای گرافیک قابل قبول تری است. البته راک استار اعلام کرده است که سعی کرده اند تا از قدرت Wii به خوبی استفاده کنند. صداگذاری بازی بر عکس گرافیک آن خوب است، چون صدا یکی از تاثیر گذار ترین عوامل بر گیم پلی است و به آن بسیار توجه شده است و صدای تمامی اشیا به خوبی صدابرداری شده و صدای جیغ و خنده و ... دشمنان بسیار واقع گرایانه است و voice acting نیز در حد بسیار خوبی قرار دارد و با لهجه های خیابانی ادا میشوند و با توجه به مشخصه ی همیشگی بازی های راک استار پر از الفاظ رکیک و صحنه های ناپسند است به اضافه خشونت بالا که باعث شده است این بازی درجه AO یعنی فقط برای بزرگسالان را نصیب خود کند. همین عوامل باعث شده است تا آنتی گیمر معروف جک تامپسون دوباره محصولات راک استار را سوژه ی کار خود قرار دهد و با عرضه این بازی ها مبارزه کند و دادگاه های بسیار برای Manhunt 2 و GTA IV تشکیل داده است اما هنوز کاری از پیش نبرده است. در کل Manhunt 2 در مقابل بازیهای بزرگ نسل حاضر حرف خاصی برای گفتن ندارد البته گیم پلی و داستان زیبای آن میتواند کسانی که این سبک و خشونت دوست دارند راضی نگه دارد. |
|
+ نوشته شده در
Mon 16 Jul 2007ساعت 6:49 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
طرفداران هری پاتر برای افتتاحیه پنجمین فیلم از رشته فیلمهای هری پاتر به نام «هری پاتر و محفل ققنوس» در برابر سینماها صف بستهاند. این فیلم که نخست در ژاپن به نمایش درآمده بود، در روز ۳ ژوئیه در لندن نیز اکران شد.
تردیدی نیست که این فیلم نیز مانند سایر فیلم های سری هری پاتر با فروش بالایی روبرو خواهد شد.
از اولین ساعات سپیده دم جمعیتی انبوه زیر رگبار باران در برابر سینما ادئون صف بستهاند تا هنرپیشههای هری پاتر را در کنار خالق این شخصیت خارق العاده خانم رولینگ تماشا کنند. طرفداران فیلم با شنل های سیاه و کلاه گیس سفید در کنار فرش قرمزی صف کشیدهاند که برای ورود بازیگران پهن شده است.
دانیل رادکلیف که از سال ۲۰۰۱ در نقش هری پاتر (پسر جادوگر) ظاهر شده، امروزه از محبوب ترین و ثروتمندترین هنرپیشههای بریتانیا به شمار میرود. در کنار او اما تامسون و روپرت گرینت روی فرش قرمز ظاهر میشوند و برای طرفداران خود دست تکان میدهند.
زنی در صف تماشاگران میگوید:«جون رولینگ نابغه است.... من از هلند آمدهام تا فقط این فیلم را تماشا کنم. من از خواندن کتابهای هری پاتر خسته نمیشوم. آدم میتواند بارها بخواند و با هر بار خواندن چیزهای تازهای کشف کند.»
همه مشتاقانه منتظر آگاهی از سرنوشت هری پاتر هستند اما هیچکس دقیقا نمیداند که راز کشش و جذابیت این داستان در کجاست. در سال ۱۹۹۷ زن اسکاتلندی گمنامی به نام جون رولينگ کتاب داستانی برای کودکان منتشر کرد که هيچکس برای آن موفقيتی چنين بزرگ را پيش بينی نمیکرد. طی چند سال و با انتشار جلدهای بعدی رمان، هری پاتر، قهرمان اين داستان، به محبوب ترين و نامی ترين چهره داستانهای تخيلی و جادويی بدل شد. از سری داستانهای هری پاتر که تا کنون ۶ جلد آن منتشر شده، حدود ۳۰۰ ميليون نسخه در سراسر جهان به فروش رفته و به بيش از ۶۰ زبان ترجمه شده و در حدود ۲۰۰ کشور جهان خوانده میشود. داستان با جلد هفتم به پایان میرسد. در فیلم تازه به عنوان «هری پاتر و محفل ققنوس» نیز بار دیگر نبرد خیر و شر جریان دارد. فضای این فیلم نسبت به آثار قبلی تیرهتر و غمبارتر است.
داستان هری پاتر يکسره در دنيای اسرارآميز سحر و جادو میگذرد که سازوکار آن با دنيای آشنای ما متفاوت است، اما اين دنيا در کتاب خانم رولينگ چنان ماهرانه و پرکشش و با تصاويری چنان زنده معرفی شده، که خواننده آن را باور میکند و به يک معنی در ماجراهای آن سهيم میشود.
از سال ۱۹۹۷ تا کنون نسلی به همراه هری پاتر شکل گرفته و پا به پای پسرک شيردل و نیک سرشت بزرگ شده است. دانیل رادکلیف ایفاگر نقش هری پاتر امروز هفده سال دارد. او پا به پای شخصیت جذاب و دوست داشتنی کتاب قد کشیده است.
او با عشق فراوان این نقش را ایفا میکند و میگوید: «در هر فیلم شاهد ترس ها و نگرانی های یک نوجوان هستیم و در فیلم تازه هم این مسئله منعکس شده است. هری دوران سختی را از سر میگذراند و بسیار تنها و خشمگین است. او سرانجام هدف زندگی خود را درک میکند.»
فیلم «هری پاتر و محفل ققنوس» از روز ۱۲ ژوئیه در سینماهای آلمان به نمایش در میآید. نمایش عمومی پنجمین فیلم هری پاتر، تنها چند هفته پیش از انتشار هفتمین و آخرین بخش از سری هری پاتر به نام «هری پاتری و قدیسان مرگ» صورت میگیرد. در آلمان صدها هزار نفر منتظر ترجمه آلمانی کتاب هستند که تیراژ آن بی تردید به نزدیک دو میلیون نسخه خواهد رسید. ![]() |
|
+ نوشته شده در
Mon 16 Jul 2007ساعت 6:41 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
جی.کی. رولینگ" - نویسنده ی داستان های پرطرفدار هری پاتر - اعلام کرد، برخی خوانندگان، طرح داستان پایانی هری پاتر را دوست خواهند داشت و عده ای دیگر نیز از آن متنفر خواهند شد."
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در حالی که تنها هفت روز به انتشار کتاب "هری پاتر و قدیسان مرگ بار" مانده است، رولینگ اعلام کرد: "ماهیت طرح داستان کتاب هفتم، احساسات فراوانی را برمی انگیزد." خبر دیگر درباره ی هری پاتر این که شبکه ی خبری BBC مسابقه ای را با عنوان "داستان 100 کلمه یی" برگزار کرده است و از طرفداران هری پاتر خواسته تا هر آن چه را که تاکنون در شش قسمت قبلی هری پاتر اتفاق افتاده، در قالب یک داستان 100 کلمه یی بنویسند و ارایه دهند. علاقه مندان هری پاتر باید تا قبل از 21 جولای (30 تیر) داستان شان را برای شرکت در این مسابقه بفرستند. پنج داستان برتر که سبک نگارشی خلاقانه داشته باشند، پیش از انتشار آخرین کتاب هری پاتر، در وب سایت خبری BBC قرار می گیرند. .از سوی دیگر، طبق یک نظرسنجی انجام شده، تقریبا یک ششم هواداران هری پاتر بعد از خرید آخرین کتاب، بلافاصله به صفحات پایانی آن مراجعه خواهند کرد. وب سایت طرفداران هری پاتر به فاصله ی یک هفته تا انتشار کتاب آخرین کتاب هری پاتر، به نظرخواهی از هواداران این شخصیت جادویی درباره ی پایان احتمالی داستان هفتم اقدام کرده است. پس از آن که رولینگ اعلام کرد، در پایان کتاب هفتم، دو شخصیت اصلی داستان خواهند مرد، کنجکاوی علاقه مندان به هری پاتر برای اطلاع از آن شدت گرفت. به گزارش رویترز، در همین زمینه، کتاب فروشی زنجیره یی واترستون از طرفداران هری پاتر نظرسنجی ای انجام داد، که نشان می دهد 17 درصد از این افراد بلافاصله بعد از خرید کتاب هفتم، بدون خواندن صفحات میانی، به سراغ پایان داستان خواهند رفت، تا بفهمند کدام شخصیت ها خواهند مرد. یک سوم افراد شرکت کننده در نظرسنجی نیز اعلام کردند، آماده اند تا یک شب را بیدار بمانند و کتاب را به پایان برسانند. نتایج نظرسنجی همچنین نشان داد، دخترهای علاقه مند به داستان های هری پاتر زودتر از پسرها داستان را به پایان می رسانند و تقریبا به 30 ساعت زمان برای پایان کتاب احتیاج دارند.
|
|
+ نوشته شده در
Mon 16 Jul 2007ساعت 6:35 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
دانیل رادکلیف در صحنهای از "هری پاتر و محفل ققنوس"
"محفل ققنوس" ضمنا رکورد 1/40 میلیون دلاری فروش روز اول "هری پاتر و جام آتش" را در سال 2005 شکست که بهترین فروش روز اول فیلمی از مجموعه "هری پاتر" بود. هر چند آن فیلم در یک یک روز جمعه اکران شد. |
||||||
|
+ نوشته شده در
Mon 16 Jul 2007ساعت 6:22 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
||||||
|
|
+ نوشته شده در
Mon 9 Jul 2007ساعت 10:45 قبل از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
Mon 9 Jul 2007ساعت 10:25 قبل از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
داستان نسخه چهارم بعد از نسخه اول و دوم اتفاق می افتد و بر خلاف نسخه های قبل این بار داستان پیرامون شخصیتی غیر از دانته در جریان است. پسر جوان و جویای نامی به نام نرو. سالها پیش دروازه تاریکی بروی زمین باز شده بود و موجودات سیاهی شروع به قتل عام انسانها کرده بودند. در ان زمان گروه های مختلفی در برابر ارتش تاریکی ایستادگی کردند اما همه نابود شدند تا اینکه یکی از بزرگترین فرمانده های همان ارتش به نام اسپاردا شروع به مبارزه با هم رزمان خود کرد و توانست بیشتر انها را از زمین بیرون کند و دروازه تاریکی را برای اولین بار ببندد و نگهبانانی برای محافظت از دروازه قرار دهد. بعد ها اسپاردا با یک زن زمینی ازدواج کرد و صاحب 2 فرزند دو قلوی عجیب شد او نام ان دو برادر را دانته و ورجیل نهاد.اسپاردا مرد و پسران او بزرگ شدند. یکی از پسر های اسپاردا با نام ورجیل طمع کرد و با اینکه انسان پر قدرتی بود از خانواده جدا شد و پی قدرت بیشتر رفت. او کشیش مخصوص پدرش را پیدا کرد و به کمک اویکی یکی موانع پدرش را پشت سر گذاشت اما برای باز کردن دروازه اصلی به گردنبندی احتیاج بود که اسپاردا برای پسرانش به یادگار گذاشته بود نصف این گردنبند همراه دانته و نصف دیگر در اختیار ورجیل بود. ورجیل بوسیله همان کشیش مرموز دانته را به بلندترین برج قعله دعوت میکند و شکست میدهد و دروازه تاریکی را دوباره باز میکند اما طولی نمی انجامد که دانته تله های پدرش را پشت سر میگذارد و ورجیل را در همان سرزمین نفرین شده شکست میدهد و دروازه تاریکی را برای دومین بار میبندد اما ورجیل هم نمیمیرد و در سرزمین تاریکی زنده میماند. چند سال بعد دختری در رستوران معروف دانته یعنی رستوران Devil May Cry سراغ دانته میاید و به او میگوید که موجوداتی از سرزمین تاریکی روی زمین باقی ماندند و در پی باز کردن دروازه برای سومین بار هستند تا زمین را از انسانها پاک کنند. دانته به مبارزه با انها میپردازد و هویت واقعی دختر مرموز که خود یک شیطان است را کشف میکند و سعی میکند زمین را از شر موجودات زمینی پاک کند. سپس او به درون دروازه نفوذ میکند و برای بسته شدن ان مجبور میشود مثل پدرش یکی از فرماندهان تاریکی را نابود کند و در حالی بر میگردد که زمین دیگر ارام شده. بعد از این جریانات وی نام کافه خود را به شیطان نمیتواند گریه کند تغییر میدهد چرا که با چشم خود اشک دختر را دید و به او اطمینان داد که او انسان است و این همه مدت اشتباه میکرده.
هزاران سال بعد یک سازمان مذهبی اسپاردا را پرستش کردند و تصمیم گرفتند تا زمین را از شر اهریمنان و موجودات شیطانی باقی مانده از سرزیمن تاریکی پاک کنند.محل اقامت انها در کلیسایی در شهر فورتونا بود و از ان به بعد همگان سازمان انها با نام ("Order of the Sword,") را شناختند. این سازمان از نخبه ترین شوالیه های پاکدامن ساخته شده بود. یک روز یک شوالیه جوان به نام نرو گواهی هایی مبنی بر قتل عام های فجیعی که توسط سلحشوری جوان انجام شده بودند را آشکار کرد. این سلحشور جوان کسی نبود جز دانته، پسر اسپاردای قهرمان! حالا نرو مامور شده بود که دانته را نابود سازد تا به فکر کسب قدرت و باز کردن دوباره دروازه تاریکی نیفتد.اما نرو یک اشتباه خیلی بزرگ کرده بود و آن اینکه این بار قرار نیست با چند تا اهریمن ساده بجنگد. این بار جنگ با پسر اسپاردا است. کسی که چندین بار با فرماندهان تاریکی روبه رو شده و یک انسان معمولی نیست.
در دموی داستانی که از بازی به نمایش در آمد دانته به کلیسای شهر فورتونا حمله کرده و شروع به کشتن کشیش های زاهد آنجا میکند. در این لحظه نرو از راه میرسد و نبرد 2 قهرمان آغاز میشود. با اینکه دست نرو در مبارزه میشکند، سرانجام موفق میشود دانته را به روی زمین بیندازد. اما زمانی که شمشیر را برای کشتن دانته بالا می آورد، دانته را نمیکشد! در دمو های گیم پلی که از بازی به نمایش در آمده نرو با استفاده همان دستی که در مبارزه با دانته شکسته بود نیروی خاصی که مثل اتش سوزان است بر سر دشمنان میریزد. بزرگترین حدسی که درباره داستان زده شده این است که شاید دانته به نرو کمک کرده باشد تا این نیرو را بدست بیاورد. هر چه باشد نرو یک انسان است و این نیرو تا حدی عجیب به نظر میرسد. گرافیک بازی پیشرفت بسیار خوبی داشته و بنظر میرسد با یکی از بهترین گرافیک های این سری بازی رو به رو باشیم. محیط های بازی بسیار وسیع تر و متنوع تر شده اند و دیگر مانند نسخه های قبلی اغلب در شکم یک موجود و یا در یک کلیسا مبارزه نمیکنیم. اینبار محیط هایی چون کوهستان، بندر و شهر های بزرگ انتظار ما را میکشند. صدا گذاری بازی هم که همچنان عالیست و این بار با اهنگ های تند تری رو به رو هستیم به علاوه دختری که همراه نرو است و به او کمک میکند، آواز هم میخواند!
در ابتدا قرار بود تاریخ انتشار بازی دهم دی ماه 86 باشد اما دوباره به حالت TBA در امده است. به نظر میرسد با یکی از بزرگترین بازی های تاریخ رو به رو باشیم پس لباس رزم خود را بپوشید و آماده باشید.
|
||||||
|
+ نوشته شده در
Sun 8 Jul 2007ساعت 6:29 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
||||||
|
||||||
|
+ نوشته شده در
Sun 8 Jul 2007ساعت 6:18 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
||||||
|
+ نوشته شده در
Thu 5 Jul 2007ساعت 10:19 قبل از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
بلاتریکس لسترنج
نیمفادورا تانکس
چو چانگ
هری پاتر
پوستر فیلم ۵
هری در سازمان اسرار |
|
+ نوشته شده در
Thu 5 Jul 2007ساعت 9:46 قبل از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
ولدمورت و مرگخوارها
محفل ققنوس
ارتش دامبلدور ( الف دال )
خیر و شر
wait for new pictures
|
|
+ نوشته شده در
Mon 2 Jul 2007ساعت 7:33 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
مقدمه دوباره سازندگان بازي Prince of Persia گرد هم آمدند تا شاهکاري ديگر از سري بازي هاي حماسي را خلق کنند. بازي Assassin's Creed يکي از بازيهاي بزرگ تاريخ بازيهاي کامپيوتري و بزرگترين و پر خرج ترين بازي Ubi Soft به شمار ميرود که توسط استديو Ubi Soft Montreal در حال تهيه ميباشد. شما در نقش Altair به بازي خواهيد پرداخت. يک فدايي و جنگجو که قدرت زيادي در شمشير زني دارد و با تيرکمان و اسب خود براي مبارزه آماده است. ![]() داستان بازي در سال 1191 میلادی (زمان رخ دادن سومين جنگ هاي صليبي بين مسلمانان و مسيحيان) و در منطقه اي بين امپراطوري LionHeart-King Richard (ريچارد شيردل) و ديوارهاي اورشليم رخ مي دهد. Assassin در لغت به معناي آدمکش است اما نام بازي از معناي آدم کش گرفته نشده است. بازي داستانهای گروه حشاشين را روایت میکند. حشاشین نام گروهي از مسلمانان شجاع است که مي خواهند با به قتل رساندن سران اصلي جنگ به اين جنگ پايان دهند، خصوصيت بارز افراد اين گروه اين است که براي اثبات وفاداري خود يک انگشتشان را قطع کرده و به جاي آن خنجري قرار مي دهند که بسيار کار آمد است. در حال حاضر سينان (Sinan) فرمانده اصلي اين گروه است و قصد دارد با کشتن نه فرد که عامل اصلي ايجاد اين جنگ خونين هستند به جنگ پايان دهد و دنيا را در صلح و صفا ببيند. براي اين کار او الطير( معناي فارسي: شاهين پرنده) را مامور مي کند و الطير نيز که به دنبال کسب شهرت است اين ماموريت مهم را قبول مي کند. البته ديگر اعضاي اين گروه نيز در اين راه الطير را همراهي مي کنند. Jaye Ramond در مصاحبه خود اعلام کرده است که اين گروه تنها نام قاتلين مسلمان را به دوش مي کشند و داراي عقايد خاص خود هستند. هوش مصنوعي مطمئنا يکي از جذاب ترين قسمت هاي Assassin's Creed قسمت هوش مصنوعي خواهد بود.در اين قسمت روزنه هايي از هوش مصنوعي نسل آينده را مي توان ديد که به طريق مختلف مي تواند بر روي Gameplay بازي تاثير بگذارد.در نمايشگاه X06 براي اولين بار از Gameplay بازي پرده برداري شد و هوش مصنوعي،يکي از عواملي بود که باعث شد اين بازي يک نمايش بسيار خوب در اين نمايشگاه داشته باشد. تقريبا تيم طراحي به ريزترين نکات هوش مصنوعي توجه کرده و به خوبي توانسته اصل "عمل و عکس العمل" را در بازي پياده کند ولي با اين تلاش باز هم در بعضي مواقع شخصيت هاي غير قابل بازي (NPC) حرکاتي غير عادي از خود نشان مي دهند که با توجه به زمان باقي مانده تا زمان انتشار مي توان انتظار داشت که اين مشکلات نيز مرتفع شوند. همانطور که گفته شد در قسمت هوش مصنوعي اصل"عمل و عکس العمل" به خوبي شبيه سازي شده است و دليل حضور هوش مصنوعي در بازي ها پياده سازي همين اصل هست ولي بار ها و بار ها ديده شده است که از اين قسمت به سادگي گذر شده و توجه چنداني به آن نشده است.در Assassin’s Creed مردم شهر تمام وقت به رفتار Altair توجه مي کنند و او را زير نظر دارند.از حرکات غير منتظره Altair مي ترسند و با حضور او در مجمع خود نگران مي شوند.مثلا در صحنه اي که Altair با اسب به شهر وارد مي شود مردم از ترس بر خورد نکردن با اسب خود را عقب مي کشند و با پياده شدن Altair از اسب به راه خود ادامه مي دهند. مردم در حالي که Altair در ميان آنها حضور دارد تا وقتي که حرکتي مشکوکي از او سر نزند به زندگي عادي خود ادامه مي دهند.در صحنه اي که Altair از ميان مردم در بازار شهر عبور مي کند مردم هيچ عکس العملي نسبت به او ندارند.امّا وقتي يکي از مردم با ضربه Altair به زمين مي خورد،ديگران از او دوري مي کنند و به صورتي خصمانه به او نگاه مي کنند. يکي از مهمترين مشکلات هوش مصنوعي بازي در اين قسمت به وضوح ديده مي شود اين است که مردمي که از Altair دوري مي کنند تا جايي که مي توانند سر خود را به طرف Altair بر ميگردانند و به اون نگاه مي کنند که در پاره اي از مواقع بسيار غير واقعي جلوه مي کند و قدرت هوش مصنوعي اين بازي را زير سوال مي برد. وقتي که Altair مي دود مردمي که در سر راه او قرار دارند سعي مي کنند که بايستند و خود را از سر راه او دور کنند تا صدمه اي نبينند و کساني هم که در گوشه کنار کوچه حضور دارند حرکات او را زير نظر مي گيرند.وقتي Altair از ساختماني بالا مي رود، مردم کوچه و خيابان ها با ديدن او تعجب مي کنند و او را با دست به يکديگر نشان مي دهند و صبر مي کنند تا عاقبت کار را تماشا کنند. ![]() شايد در بعضي مواقع مردم به او مشکوک شوند و مراتب را به ماموران محافظ شهر گزارش دهند و آن وقت است که بايد خودتان را براي رويارويي با ماموران حفاظتي شهر آماده کنيد. Altair نمي تواند مثل Sam Fisher در سايه ها مخفي شود و در موقعيت مناسب به هدف خود برسد.او بايد با استفاده از عوامل محيطي به هدف خود نزديک شود.شايد بهترين راه براي رسيدن به هدف مخفي شدن در ميان مردم باشد.اما به دليل بالا بودن هوش مصنوعي ماموران حفاظتي،اگر او بخواهد در قالب پنهان شدن در ميان مردم و رسيدن به هدف خود عمل کند خيلي زود شناسايي مي شود.پس بايد بهترين گروه مردم که از لحاظ ظاهري شباهت زيادي به Altair دارند انتخاب شوند که از اين ميان کشيش هاي کليسا به دليل پوشيدن لباس سفيد ظاهري شبيه به او دارند و به راحتي در قالب کشيش هاي کليسا مي توان به هدف خود نزديک شد و به عبارتي هوش مصنوعي بازي را به اشتباه انداخت. زيبا ترين صحنه بعد از کشتن مقتول در ميدان اصلي شهر "عکس العمل" مردم نسبت به حادثه است.به نظر شما عکس العل عادي نسبت به مسئله چيست؟ بهترين گزينه در اين مواقع در غريزه انسان "فرار" است که مردم به خوبي اين غريزه را به مرحله اجرا در مي آورند. آنها با تمام توان مي دوند تا خود را از Altair دور کنند تا خود را از مرگ احتمالي نجات دهند.بعضي از مردم نيز خود را بر سر راه Altair قرار مي دهند تا شايد بتوانند او را دستگير کنند و از حکومت براي دستگيري او پاداش دريافت کنند. بهترين راه فرار براي Altair خروج از دروازه شهر است ولي باز ماموران حفاظتي در مقابل عمل Altair يک عکس العمل خوب نشان مي دهند و دروازه را ميبندند و او را محاصره ميکنند.حال وقت مبازه است. همانطور که ملاحظه مي فرماييد مردم و ماموران محافظتي بهترين عکس العمل را در مقابل عمل Gamer نشان مي دهند و شايد در يک محيط با شرايط مختلف، تصميمات مختلفي را اتخاذ کنند.در مجموع يکي از نقاط قوت Assassin’s Creed هوش مصنوعي فوق العاده عالي آن است که نويد يک بازي بسيار منطقي را مي دهد که نميتوان به راحتي در محيط آن ريسک کرد.گرچه در هوش مصنوعي بازي نکاتي منفي ديده مي شود ولي مي توان منتظر ماند تا چند ماهي که به انتشار بازي مانده است نقيصه هاي هوش مصنوعي برطرف شود و اين قسمت بازي به يکي از رويايي ترين هوش مصنوعي هاي استفاده شده در بازي ها تبديل شود. تا به حال مشخص شده است که در هوش مصنوعي Assassin's Creed بر روي X360 از حالت خاصي استفاده مي شود که در نهايت نتيجه هوش مصنوعي تمامي Platform يعني PS3-PC-X360 يکي است.در “UbiDay” نيز مشخص شد که Engine بازي مي تواند به صورت هم زمان 150 نفر با هوش مصنوعي هاي مختلف کنترل کند.که اين خبر خوبي براي قسمت هوش مصنوعي بازي باشد. ![]() فيزيک مانند ديگر قسمت هاي بازي،به سختي مي توان از اين اين قسمت اشکال گرفت،ولي هنوز اطلاعات خاصي از فيزيک بازي منتشر نشده است. در اين قسمت، آن چيز هايي را که ما در تريلر ها ديده ايم و در خبر ها خوانده ايم را براي شما تشريح مي کنيم. جالبترين قسمت فيزيک بازي را مي توان به برخورد هاي فيزيکي که ميان Altair و مردم انجام مي شود نسبت داد.برخوردها بسيار طبيعي طراحي شده است و شدت برخورد ها در صحنه هاي مختلف فرق ميکند.Altair وقتي از ميان عده اي از مردم عبور مي کند دست خود را بر روي شانه مردم مي گذارد تا راه را براي خود باز کند.او مي تواند مردم را با دست طرفين پرتاب کند و راه را براي خود باز کند يا دشمنان را از سر را بردارد.يک از نکات جالب در نمايش بازي در نمايشگاه X06 صحنه اي بود که Altair شخصي را به طرف يک دخمه که براي فروش مواد غدايي بود پرتاب کرد.در عين تعجب آن شخص به زمين نخورد بلکه به شدت به ستون آن مغازه برخورد کرد و سپس به زمين افتاد. Altair ميتواند اشياء چوپي مانند ستون ها را با استفاده از ضربه شمشير تخريب کند و راه را براي تعقيب کنندگان ببندد.يکي ديگر از بهترين قسمت هاي فيزيک بازي نحوه برخورد شمشير ها و عکس العمل بدن هاي شخصيت ها نسبت به ضربه است.هر کسي که قدرت ضربه اش بيشتر باشد مي تواند با استفاده از اين قدرت تعادل دشمن را به هم بزند و در موقعيت مناسب ضربه دوم را وارد کند.حتي اين به هم ريختن تعادل مي تواند باعث سقوط شخصيت ها از روي ساختمان ها به روي زمين شود. همانطور که اشاره شد اطلاعات چندان زيادي از فيزيک بازي در دسترس نيست ولي به محض مشخص شدن اطلاعات بيشتري از فيزيک بازي آن را به اطلاع شما خواهيم رساند.تمام چيزي که قبل از E3 مي توانيم براي شما بگوييم اين است که قرار است بازي از فيزيک عالي بهره ببرد که نمونه هايي از اين فيزيک عالي را در سطر هاي بالا توضيح داده ايم.
شخصيت پردازي (طراحي شخصيت و خصوصيات الطير) شخصيت پردازي يا به عبارت ديگر طراحي شخصيت در بازي Assassin's Creed در نقطه اوج خود قرار دارد به طوري که هنگامي که در شهر قدم مي زنيد همه ي مردم داراي صورت هاي خاص خود هستند. الطير مي تواند يک انسان کاملا وحشي باشد و به تمام مردم شهر حمله کرده و آن ها بکشد زير بازي Open-World نيز هست ، اما اين کار غلط ترين کار ممکن به حساب مي آيد زيرا مردم مي توانند پشتوانه الطير باشند و اگر او آن ها را بکشد مردم نه تنها از او حمايت نمي کنند بلکه مکان او را نيز به مامورين لو مي دهند. الطير داراي توانايي هاي بسيار بالايي است او از ديوارها بالا رفته ، از روي سقف ها به سقف ديگر مي پرد ، خود را بين مردم مخفي مي کند، اسب براند و ... . فاصله بين دمشق و اورشليم چيزي در حدود 130 مايل (203 کيلومتر) است و از آن جايي که بازي داراي سيستم شب و روز ديناميک است الطير مي تواند چه در تاريکي شب و چه در روز و زير آفتاب سوزان اين مسافت طولاني را با پاي پياده و يا اسب بپيمايد. نماي ظاهري الطير بگونه اي است که هيچ وقت به طور کامل صورت او ديده نمي شود زيرا غالبا کلاه خود را بر روي صورتش انداخته تا شناسايي نشود او از اين روش براي مخفي نگه داشتن خود به نحوه احسنت استفاده مي کند به طوري که در يکي از تريلرها مشاهده مي شود ماموران دنبال الطير کرده اند و او سر خود را پايين انداخته و بين کشيشان کليسا خود را مخفي مي کند. خنجر الطير نيز سلاح اصلي اوست که به کمک آن هر کسي را که بخواهد مي کشد البته حرف هاي نيز در مورد سيستم جلو و عقب بردن زمان در بازي شنيده مي شود که اطلاعاتي از آن در دست نيست. گرافيک بازي هايي که توسط UBI Soft عرضه ميشوند معمولا از گرافيک و جلوه هاي بصري بالايي بهره مند هستند و در کمتر بازي شاهد گرافيک پايين هستيم. بازي Assassin's Creed يکي از نوآورانهترین بازيهاي نسل بعد به شمار میرود. چرا که طبق وعده سازندگان در Assassin's Creed همه چيز متفاوت و واقعي است. بازي از نظر گرافيکي يک شاهکار تمام معناست. دقت در طراحي و جزئيات بازي شما را مبهوت ميکند. حتي براي طراحي يک ساختمان مدت ها وقت صرف شده تا نسبت به ساختمان هاي ديگر تفاوت و جود داشته باشد و شما با طي کردن مرحله هيچ شباهتي را احساس نکنيد و پي در پي تازگي و تنوع را احساس کنيد و ببينيد. ![]() در کل ميتوان گفت طراحي هاي بازي بسيار دقيق هستند و هیچ انتقادی بر آنها وارد نیست. اگر Oblivion را بازی کرده باشید، حتما میدانید که محیطهای وسیع Oblivion تابهحال در کمتر بازیای مشاهده شده. اما شما در Assassin's Creed چيزي فراتر از آن را خواهيد ديد. در Assassin's Creed هیچ محدودیتی وجود ندارد و شما به هر قسمت شهر که بخواهید دسترسی دارید. محیط بازی آنقدر وسیع است که با یک بار بازی کردن نمیتوانید تمام قسمتهای شهر را ببینید. هر کدام از شخصيتهاي بازي چهرهي مخصوص به خود را دارند و بسيار کم پيش ميآيد که شما يک چهره را دوبار در بازي ببينيد. البته این موضوع در اکثر بازیهای نسل بعد به چشم میخورد. نورپردازي بازي بسیار خيرهکننده است. نور خورشید نسبت به شکل، اندزه و حالت هر جسم بر روی آن تاثیر میگذارد. همچنین بازتاب نور و سایهها کاملا مطابق با قوانین بازتاب نور طراحی شدهاند. علاوه براین، عکسهای منتشر شده از بازی نشان میدهند كه همانند بازي Riddick سايهی Altair نيز جلويش نقش ميبندد و با حركت كاراكتر سايه او نيز تغيير خواهد كرد. ديوارهاي بلند مانع نفوذ نور خورشيد به داخل کوچهها ميشوند، شما از کوچهي تاريکي عبور مي کنيد و با رسيدن به ميدان شهر و محوطهای باز نور خورشيد را مجددا مشاهده میکنید. تمامی این موارد نشان از توجه سازندهها به نورپردازی در بازی دارد. نکته جالب ديگر در گرافيک بازي نوع پوشش مردم شهرها است که نشانگر آداب و رسوم اعراب در گذشته است. تیم سازنده حتی برای طراحی لباسهای مردم هم وقت زیادی را صرف کرده و لباسهایی کاملا واقعی که در هنگام حرکت و یا وزش باد تغییر حالت میدهند را خلق کرده است. متريالها و تکستچرهاي به کار رفته در بازي هم جاي تحسين دارند طوري که جلوه ي قرون وسطي و جنگ هاي صليبي را به زيباي به تصوير کشيده اند. طراحي کاراکترهاي بي شماري در بازي وجود دارد براي مثال چهره فروشنده هاي شهر هرکدام با شکل و شمايل خاصي طراحي شده اند و ديگر مثل بعضي از بازيها يک سري کاراکتر شبيه به هم کنار هم قرار ندارند بلکه به ريز ترين نکات در بازي اشاره شده و از تکرار کاراکترها در بازي به شدت خوداري شده است . فضاي وهم آلود و گرم شهرهاي بازي زيباي خاصي را دارد که شما را به دنياي ديگري مي برد دنياي که شما در آن با فرهنگ و عقايد و جنگهاي آن زمان آشنا مي سازد . افکت هاي ضربه شمشير و چاقو جاي تحسين دارد به طوري که اصابت هر ضربه به هر نقطه از بدن باعث بروز خونريزي و پارگي ميشود! يکي ديگر از نکات قوت بازي ناپديد نشدن اجساد در بازي است! در اکثر بازيها حتي بازيهاي جديد گيمرها از اين موضوع رنج مي برند که اشخاص در صورت مردن سريع ناپديد مي شوند که بازي را غير طبيعي ميکند.اما در Assassin's Creed اين قانون وجود ندارد و حتي ساعت ها بعد از قتل جسد بر روي زمين ميباشد. صداگذاري معمولا در بازي هايي که بر هر نحوي تمي از بازي هاي مخفي کاري دارند صدا آيتم بسيار مهم و حياتي است و بازي بايد از بهترين سيستم صداگذاري بهره مند باشد ، خوشبختانه Assassin's Creed در اين زمينه نيز بسيار عالي عمل کرده و از سيستم Dolby Digital 5.1 استفاده مي کند و اين نويد يک صداگذاري عالي براي بازي را مي دهد. موسيقي بازي نيز کاملا حال هواي قرن 12 و قرون وسطا را مي دهد و حس بازي در نقش يک قاتل مخفي را به شما القا مي کند. تمامي بخش هاي صدا گذاري بازي تک تک رکورد شده اند از موسیقی متن گرفته تا شکستن شيشه هاي مختلف... در اين بازي شاهد وجود بسياري اسب هستيم که براي برداشت صدا از اسب واقعي در تکسچر هاي مختلف صدابرداري شده و در بازي عينا بدون اضافه کردن افکت بارگذاري شده است. اين نمونه بسيار کوچکي از قدرت صداگذاري بازي ميباشد. ![]() کلام آخر Assassin's Creed تاکنون در هر نمايشگاه و محفلي ظاهر شده است موفق به کسب عنوان "بهترين" شده است و به طور حتم نيز اين بازي با پتانسيل بسيار بالايي که دارد جزو يکي از بهترين بازي هاي سال 2007 ميلادي و 1386 هجري شمسي خواهد شد ،اين بازي در ابتدا قرار بود برای سپتامبر ریلیز شود اما در خبر جدید از طرف Ubi Soft برای ماه نوامبر (آبان) براي Xbox360 ،Playstation3 و PC منتشر خواهد شد و بلافاصله پس از انتشار آن نيز شاهد نقد و بررسي اين بازي در سايت بازي سنتر خواهيد بود. |
|
+ نوشته شده در
Sat 23 Jun 2007ساعت 11:53 قبل از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
برای دیدن ودانلود تمام آلبوم های scooter روی لینک زیر کلیک کنید
|
|
+ نوشته شده در
Mon 18 Jun 2007ساعت 12:26 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
|
+ نوشته شده در
Mon 18 Jun 2007ساعت 12:20 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
Scooter behind the cow 2007 |
|
+ نوشته شده در
Mon 18 Jun 2007ساعت 12:13 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
+ نوشته شده در
Sun 15 Apr 2007ساعت 8:30 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
همچون بلیک، Grand Theft Auto نیز به شهری جدید یعنی جایی که بسیاری از مردم برای یافتن چیزی که به آن "رویای آمریکایی" می گویند نقل مکان کرده است. بعضی ها به آنجا پایتخت دنیا می گویند و بعضی های دیگر نیز آن را شهری که هرگز نمی خوابد می دانند. مهم نیست که شما به آنجا چه می گویید، نیویورک جایی است که همه چیز می تواند در آن به وقوع بپیوندد. بزرگترین مکان روی زمین، بهترین مکان برای قسمت بعد از این سری بازی.
مطالب آغازین تنها اشاره اي بود به سطح تغییراتی که در بازی رخ داده است. و البته به این معنا نخواهد بود که GTA به واقعیت رسیده است. در اینجا (GTA IV) چیزی به نام نیویورک وجود نخواهد داشت. بلکه نیویورک تنها تصوری است از Liberty City دوباره سازی شده در بازی جدید. جایی که بعضی از گيمرها آن را بهتر از مکان زندگی خود میشناسند. با توجه به اهميت اين سري از بازي ها شایعات بسیاری در این مدت پیچیده بود. برخی تصور می کردند که قسمت بعدی از این بازی به یک MMO تبدیل خواهد شد. برخی فکر می کردند بازی در جهان واقعی اتفاق می افتد و برخی دیگر نیز فکر می کردند ادامه این بازیها در فضا خواهد بود. اما باز هم همه چیز در همان Liberty City ادامه پیدا خواهد کرد. Liberty City جدید، متروپلیس شلوغی است که خیابان هایش از جمعیت اشباع شده و بصورت عمودی به گسترش خود ادامه می دهد. بسیاری از نمادهای نیویورک واقعی در این شهر وجود دارند، اما با کمی تغییر. مثلا ساختمان های MetLife که به GetaLife تغییر نام داده اند یا مجسمه آزادی که به مجسمه شادكامي تغییر نام داده. "ما اینجا زندگی می کنیم،" مطلبی که Dan Houser یکی از طراحان اصلی بازی اشاره می کند و ادامه می دهد: "ما چند سالی است که اینجا هستیم. حتی افرادی که در اسکاتلند بودند مدت زیادی را اینجا با ما گذرانده اند. این محیطی بود که حتی در رویاهایمان نیز نمی توانستیم آن را برای یک بازی ویدیویی متصور شویم." در GTA IV، استودیوی Rockstar چهار بخش از پنج بخش نیویورک، بعلاوه قسمتی از نیوجرسی را پیاده سازی کرده است. این شهر کوچکتر از شهر San Andreas است، اما حتی یک ذره از این فضا، خالی رها نشده است. شهر جدید بسیار شلوغ و به هم پیوسته است که چشمان هر کس را به خود جلب می نماید. شهری که نمایانگر چند دهه از بهترین طراحی و معماری است. با برج های بسیار بلند و جریان زندگی بسیار سریع. در GTA IV منطقه بروکلین به Broker، منهتن به Algonquin، کویین به Dukes و برانکس به Bohan و نیوجرسی به Alderney تغییر نام پیدا کرده است. "این كل شهر نیست،" Houser ادامه میدهد "ما شهری میسازیم که مانند نمونه واقعیش باشد و به خوبی برای ایجاد گیم پلی، گسترده باشد. جهان واقعي ساخته نشده که یک بازی ویدویی باشد. ما سعی داریم بازیی بسازیم که مانند جهان واقعی باشد و هم چنان مانند یک بازی ویدیویی قابل بازی کردن باشد." طراحی شهر و ماموریت ها طوری بوده که این دو مکمل یکدیگر باشند. همه چیز این جهان دلیلی برای وجود خود دارد، چه برای کامل کردن قسمتی از گیم پلی، چه برای ایجاد جو و فضای بازی. "ما سعی داشتم تا به این شهر زندگی ای از نوع نسل بعد بدهیم. بتوانیم احساس حضور در آنجا را بوجود آوریم. احساسی از (که همیشه یکی از بخش های مهم GTA بوده است) اینکه در خیابان ها راه می روید یا به آهستگی رانندگی می کنید و زندگی را مشاهده می کنید که روال عادی خود را ادامه میدهد، و سعی می کنید که (با آن) مشغول تر و درگیر تر از همیشه باشید." Houser ادامه میدهد "ما سعی داریم تا چیزی بسازیم که بسیار لذت بخش تر (Fun)، قابل باورتر و زنده تر از همیشه باشد. این ها چیزهایی است که ما وقت بسیاری برای آنها گذاشته ایم. تا مثلا رفتارهای متفاوتی را برای عابران و مردم بوجود آوریم، تا بیشتر نسبت به محیط وابسته باشند و از آن تاثیر بگیرند. چیزهایی که ما مقدار کمی از آن را در گذشته بوجود آورده ایم. شخصی را می بینید که دارد سیگار می کشد و کمی آنطرف تر شخص دیگری در باجه تلفن مشغول حرف زدن است و شخص دیگری هم بر روی صندلی آن کنار نشسته است. اینها فوق العاده به نظر می رسد و بسیار واقعی تر است نسبت به قبل که مردم تنها در خیابان ها مشغول راه رفتن بودند."
جنبش و شلوغی یک شهر در حال پیشرفت شهر با سطح بالایی از جزئیات به حال حرکت و زندگی درآمده. خورشید بر روی سطح اشیای شیشه ای به زیبایی میدرخشد، و جزئیات تکه آجرهاي قدیمی را نمایان می سازد و حتی نشان می دهد که یک کیسه زباله چقدر می تواند واقعی به نظر برسد. زمانی که خورشید شروع به غروب کردن می کند چهره شهر نیز شروع به تغییر می کند. ساختمان هایی که هنگام روز بسیار زیبا به نظر میرسیدند در هنگام شب چهره ای نا زیبا پیدا می کنند. و این همان اختلافی است که در ظاهر نیویورک واقعی در روز و شب وجود دارد و سعی شده در Liberty City نیز پیاده شود. "طراحی و شکل ظاهری شهر چیزی بود که ما بخوبی توانستیم در بازی پیاده کنیم. اینکه سعی داشته باشیم چنین چیزی را در بازی ویدیویی به وجود آوریم، کار جدیدی به حساب می آید. یکی از ویژگی های مهم نیویورک این است که با گردش در آن می توانید با افراد بسیار مختلفی (با ویژگی های مختلف) آشنا شوید. و این یکی از ویژگی های نیویورک بود که ما سعی داشتیم در بازی ایجاد کنیم. در بازی تعداد زیادی افراد غیر آمریکایی را خواهید دید." یکی از این خارجی ها Niko Bellic است. کسی که از اروپای شرقی آمده و هرگز به Liberty City مسافرت نمی کرد اگر به خاطر پسر عمویش Roman نمی بود. بلیک به این شهر آمد چون ایمیل هایی از Roman دریافت می کرد که: "من از این زندگی لذت می برم. رویای آمریکایی به حقیقت پیوسته. زندگي در اينجا مثل زندگي در آرزوهايت است." Houser توضیح میدهد "و بلیک این موضوع را باور می کرد." اعتقاد او برای رها کردن گذشته، برای چیزی که فکر می کرد آمریکایی سبز و خرم باشد نمی توانست به جايي فراتر از واقعیت برسد. Roman به او دروغ گفته بود. او مشهور و پولدار نبود و در حقیقت تا خرخره در مشکلات فرو رفته بود. او به پسر عمویش دروغ گفته بود تا بتواند اشتباهات خودش را در زندگی جبران کند. زمانی که متوجه این مسائل می شوید و می خواهید شخصی از گوشت و خون خود را خفه کنید به یاد می آورید که او (Roman) تنها دوست شماست که در آمریکا میشناسید. بر خلاف San Andreas بلیک این شانس را نخواهد داشت تا به محل زندگی خود بازگردد. زندگی او از لحظه ورودش به آمریکا شکل دیگری پیدا می کند. Roman شدیدا بدهکار است و بسیاری از خلاف کاران بدنبال او می گردند."
يك روز معمولي ديگر دمويي كه براي ما به نمايش درآمد بر روي كنسول Xbox 360 اجرا ميشد و بليك را نشان ميداد كه در ايستگاه تاكسي اي ايستاده بود كه رومن در منطقه Broker و در يك گاراژ قديمي اداره مي كرد. انجين جديد بازي به زيبايي قدرت خود را به نمايش در مي آورد. ميز رومن پر از كاغذ خورده و آشغال بود و ديوارهاي اتاق نياز به يك دست رنگ جديد داشتند، و پنجره هاي اتاق به نظر نمي رسيد كه هرگز تميز شده باشند. خورشيد به روشني در بيرون ميتابيد، اما شما نمي توانستيد اين موضوع را با نگاه به پنجره هاي اتاق متوجه شويد. پنجره هاي كثيفي كه لكه هاي زرد رنگ روي آن ها به سختي اجازه عبور نور را مي دادند. تنها نشانه حيات در اين اتاق راديويي بود كه موسيقي گوش خراشي از آن شنيده ميشد. و بليك همچنان در اتاق ايستاده بود، آرام و استوار و آماده براي شروع كارها. با وجود اينكه بليك مي تواند با جمع و جور كردن اين اتاق لطفي در حق پسر عمويش انجام دهد، اما كارهاي مهم تري براي انجام دارد. همينطور كه او اتاق را ترك مي كند، شما مي توانيد وزن او را از حركت قدم هايش احساس كنيد. تنوع و گوناگوني سطح زمين باعث بوجود آمدن تنوع در حالات حركت او شده است. شما مي توانيد مشاهده كنيد كه چگونه حركت او توسط فيزيك فوق العاده بازي به نمايش در مي آيد. "فيزيك بازي فوق العاده و جذاب خواهد بود، " Houser ادامه مي دهد "ما سعي كرديم مانند بقيه قسمت هاي بازي، فيزيك نيز حركتي رو به جلو داشته باشد. فيزيك يكي از زمينه هايست كه بازي ها مي توانند در آن بسيار بهتر شوند. اگر شما مي خواهيد يك سوم شخص اكشن داشته باشيد، فيزيك مي بايست بسيار عالي باشد. احساس كنترل داشتن بر روي شخصيتتان بايد بسيار قابل لمس باشد. احساس حركت در محيط، و بالا رفتن از اشيا بايد بسيار بهتر از چيزي كه هست باشد. حركات و انيميشن ها نبايد حالتي پيش بيني پذير و يكنواخت داشته باشند. يكي از اهداف ما از شروع ساخت بازي اين بود كه بازي بايد احساسي متفاوت از بازي هاي ديگر داشته باشد. نبايد شخصيت بازي ظاهر خوبي داشته باشد، و در عين حال مقاوم و تسخير ناپذير نيز باشد." بليك چيزي نيست جز يك انسان مقاوم و خشك. پياده روي بليك در اينجا و جلوي خانه اي به پايان رسيده. بد و بيراهاي دو نفر - شايد دوست، شايد همسايه - از خانه بقلي به گوش مي رسد. بليك در را باز مي كند - باز هم حركات طبيعي و تاثير وزن به زيبايي ديده مي شود. با چسبيدن بليك به ديوار و بيرون آمدن اسلحه او از جيبش متوجه مي شويد كه اينجا نمي تواند خانه بليك باشد. يك نگاه سريع به اطراف شما را متوجه ميسازد كه اينجا اتاق نشيمن خانه است، با مبلماني قديمي به رنگ قهوه اي و سبز. بليك به آرامي و در حالي كه اسلحه را به سمت آشپزخانه پر نور نشانه گرفته در حال حركت است. آشپزخانه خالي است. هيچ كس در اين خانه كوچك نبود. بليك با افزودن به سرعت قدم هايش، خانه را از در پشتي ترك مي كند. دوباره در خيابان هستيم. او در مسيري مستقيم به سمت يك ماشين پارك شده مي رود - يك ماشين قرمز چهار در با جزئيات بسيار خوبي كه به نظر مي رسد وسيله نقليه خانواده هاي موفق منطقه بروكر باشد. بليك به جاي اينكه دستگيره را امتحان كند تا از قفل بودن آن مطمئن شود، با ارنجش ضربه اي به شيشه ماشين مي زند و خورده هاي شيشه بر روي زمين و صندلي ماشين مي ريزد. حالا او يك ماشين دارد و با آن در حال حركت به سمت مقصد بعدي است. Houser مي گويد كه تمام ماشين هاي موجود در بازي نيز داراي فيزيك هستند. دوربين، ماشين در حال حركت را بسيار نزديك تر از آن چيزي كه در GTAهاي قبلي ديده بوديم نشان ميدهد. و اين باعث مي شود كه علاوه بر ديدن جزئيات بيشتري از اتومبيل بتوانيم ناحيه بيشتري از (بلندي هاي) شهر را مشاهده كنيم. پس از دستكاري پيچ راديو و پيدا كردن موزيك آرامي براي ادامه رانندگي، بليك به بررسي منطقه اي كه در آن رانندگي مي كرد، يعني BOABO پرداخت. و سرانجام به بارانداز رسيد. منطقه اي با نماي زيبايي از مركز شهر و افق زيباي آن. در اسكله، صداي مرغان دريايي و صداي گفتگوي مردم به گوش مي رسيد، و شما مي توانيد احساس كنيد كه بليك نيز با تماشاي اين چشم انداز احساس آرامش مي كند. پس از كمي حركت به سمت آب كه كاملا واقعي به نظر مي رسيد،. بليك پايش را بر روي سنگي گذاشت و تلفنش را از جيبش بيرون آورد. اين حركت باعث شد كه صفحه تلفن بزرگ شود و بر روي HUD بازي به نمايش در آيد. و قسمت هاي دفترچه تلفن، پيام ها، Organizer و دوربين در اين حالت به نمايش در آيد. پس از انتخاب دفترچه تلفن، بليك با گزينه هاي ديگري روبرو شد: City Contacs، دوستان بارانداز و Cab Contacs. نمي دانيم كه بليك با چه كسي تماس گرفت، ولي پس از پايان مكالمه متوجه مي شويم كه آن دو قرار است يك ديگر را در اسكله ببينند.
سطح جديدي از آزادي "در تمام GTAهاي قبلي شما مانند يك برده بوديد، " Houser اشاره مي كند "افرادي بودند كه به شما دستور ميدادند كه كاري را انجام دهيد، در اينجا نيز قسمت هايي از روند قبلي وجود خواهد داشت، چون شما زير دست افرادي هستيد كه به شما مي گويند كه براي ادامه بازي بايد چكار كنيد. اما در مورد گذراندن بقيه وقتتان، حق انتخاب با شماست. دوست داريد با كسي قرار بگذاريد، دوست داريد پيش آن كسي برويد كه كارهاي جالبي مي تواند انجام دهد يا ... كارهاي مختلفي براي پيشبرد داستان و گشتن در جاهاي مختلف مي توانيد در وقت آزادتان انجام دهيد. انتخاب هاي زيادي در مورد اينكه چكار مي خواهيد بكنيد، خواهيد داشت." چگونگي پيشبرد داستان يكي از بخش هاي مهم در اين بازي است، و اين مسئله به تنوع ارتباط (تقابل) شما با شهر و ساكنانش وابسته است. طبق گفته هاي Houser، سازندگان بازي به افراد امكان آزادي بيشتر، انتخاب هاي بيشتر و احساس كنترل بيشتر بر سرنوشتشان را داده اند. بازي همچنان با شرح دادن و قصه گفتن (Narrative path) پيش مي رود، اما ساختار آن كاملا تغيير كرده است. "داستان با روش هاي گوناگوني بيان مي شود، " Houser اضافه مي كند "اما ما سعي كرديم تا شكل برخورد شما با ديگران را تا جاي ممكن متنوع كنيم. شما مي توانيد با خود آن ها صحبت كنيد يا از تلفن استفاده كنيد و بسياري كارهاي ديگر كه توسط آن به بازيكن اطلاعات بدهيم. ما سعي كرديم موقعيت هايي به وجود آوريم كه در آن درباره گذشته و آينده داستان بازي صحبت شود، يا حتي عقايد افراد به بازيكن منتقل شود." "شما همچنان با افراد ملاقات مي كنيد، از آن ها ماموريت مي گيريد، با آن ها ماموريت انجام مي دهيد و اگر كارتان را خوب انجام دهيد، آن ها نيز كمكتان مي كنند. يا حتي ممكن است به شما خيانت بكنند. ما سعي داشتيم ماموريت ها متنوع باشند. سعي داشتيم انتخاب هايي در ماموريت ها بوجود آوريم. سعي داشتيم شاخه هايي بوجود آوريم تا شايد شانس انتخابي مهم را بوجود آوريم. راه هاي جديدي براي تقابل با شخصيت ها، براي تقابل با دنياي بازي. اين تجربه اي متفاوت است." در قسمت هاي قبلي GTA هدف كاملا مشخص بود. شما هميشه از پايه شروع مي كرديد و خود را به بالاترين سطح مي رسانديد. داستان بليك درباره تبديل فقير به ثروتمند يا فقير به فقير نيست. از فقير به جايي ما بين اين دو است - رها شدن در دنيايي كه كنش بازيكن روندش را تعيين مي كند - مخصوصا اينكه Rockstar شديدا بر تعيين سرنوشت بازي به دست خود بازيكن تاكيد دارد. Houser در اين باره توضيح مي دهد "شما فقط ماهي كوچكي هستيد در يك درياچه پر از ماهي. و اين بدين معني است كه شما نمي توانيد در چنين جايي حاكم مطلق باشيد. اين هدف غير ممكن است." در دوران كنسول هاي نسل قبل، GTA در دوره هاي مختلف زماني اتفاق مي افتاد. Vice City در دهه 80 و San Andreas در دهه 90 بود. از زمان GTA III تا به حال اين بازي ها در Liberty City اتفاق نيفتاده است و هم اكنون GTA IV در همان شهر و در زمان معاصر، يعني سال 2007 اتفاق مي افتد. در اين بازي شهر بزرگتر شده است و زمان آن نيز تغيير كرده است. اين دو مسئله تاثير زيادي بر فعاليت هاي خلافكاري در اين شهر گذاشته است. "از گفتگوهايي كه با خلافكاران حرفه اي و پليس هاي قلابي داشته ايم، به اين نكته پي برديم كه خلاف كردن در اين دوران بسيار مشكل شده است، " Houser با لبخند مي گويد "دوران طلايي اين كارها سپري شده است و اين چيزي است كه تمام تلاشمان را مي كنيم تا در بازي به وجود آوريم. مردم سريعا دستگير مي شوند و همه جا تحت كنترل پليس است."
بيشتر از آنچه كه انتظار داشته ايد از نظر مقياس، GTA جديد تفاوت چنداني با San Andreas نخواهد داشت. تنها تفاوت قابل توجه اين است كه بازيكنان نخواهند توانست به خلباني هواپيماها بپردازند. "در بازي هيچ هواپيمايي در كار نخواهد بود، چون اينجا فقط يك شهر داريم." Houser اضافه مي كند "جدا از اين مسئله كه اتومبيل ها مشابه هستند. ما مي خواستيم كه آنها حالتي واقعي داشته باشند. قرار نيست كه بليكبتواند اسكيت سواري كند. ما امكان انتخاب و تنوعي را به وجود آورده ايم كه مناسب شخصيت بازي باشد. موتور سيكلت ها را حذف نكرده ايم. تمام وسايل (نقليه) مانند آن را نگه داشته ايم. همه چيز مانند قبل و با همان تنوع است، اما طوري انتخاب شده اند كه براي شخصيت بازي مناسب باشند." درباره عواملي صحبت كرديم كه باعث هر چه واقعي تر شدن شخصيت بازي مي شوند. Houser مي گويد كه Rockstar North با طرز فكر جديدي صداپردازان را گرد هم آورده است. افراد ناشناخته تري با صدا هاي جديد و نا آشنايي در صدا گذاري حضور دارند تا هر چه بيشتر و بهتر بتوانند حالات شخصيت هاي بازي را بروز دهند. لهجه اروپاي شرقي بليك به خوبي با ظاهر خشن او همخواني دارد، و همهمه موجود در خيابان هاي شهر، حال و هواي نيويورك را فرياد مي زند. روند مشابه اي نيز براي انتخاب آهنگ ها و ايستگاه هاي راديويي در نظر گرفته شده است. "گذشته را با دقت بررسي كرده ايم. و مي خواهيم آهنگ هايي انتخاب كنيم كه بخوبي با Liberty City سال 2007 مطابقت داشته باشند. ما مبناي موسيقي در بازي ها را قبلا تعيين كرده ايم، و فكر نمي كنم كه تا به حال از آن بهتر عمل كرده باشيم. ما كارهاي بسيار عالي آماده كرده ايم. فكر مي كنم اينبار چيزهاي قابل ملاحظه اي خواهيم داشت كه بسيار به آن ها دلگرم هستيم. اين فوق العاده است كه ما از اين طريق، تجربه اي را براي بازيكن بوجود آوريم كه از طريق هيچ مديوم ديگري قابل ارائه نباشد. شما مي توانيد به موسيقي گوش دهيد كه با حال و هواي شما همخواني داشته باشد. مي خواهيد به موسيقي سنگيني گوش كنيد، چون چنين احساسي داريد. يا مي خواهيد براي ملاقات با شخص ديگري برويد، پس احتياج به يك موسيقي ملايم تر داريد. ما آهنگ هايي را انتخاب كرده ايم كه با حركت و جريان بازي سازگار باشد. در اينجا با يك بازي اتومبيل راني مواجه نيستيم، بلكه با يك گروه تبه كار شهري سر و كار داريم. ما آهنگ هايي را انتخاب كرده ايم كه فكر مي كنيم با اين نوع از بازي سازگار است. آهنگ ها ميبايست از چيزهايي مي بودند كه با ضرب آهنگ يا احساس خاصي در بازي هماهنگ باشند، بدون آنكه سبك آن ها چندان مهم بوده باشد. زماني كه براي بررسي هر آهنگ صرف شده است برايتان غير باور خواهد بود. عده زيادي از دوستداران موسيقي هستند كه به چنين مسائلي اهميت ميدهند. با همراهي چنين موسيقي واقع گرايانه اي با تصاوير ممكن است به اين نتيجه برسيد كه اين بازي خوشمزگي ذاتي اين سري بازي ها را براي رسيدن به تجربه اي واقعي تر از بين خواهد برد. مطمئنا اين بازي احساسي بسيار واقعي گرايانه تر را منتقل خواهد كرد. اما، شوخي هاي بازي نيز همچنان بي عيب و نقص باقي خواهند ماند. چه بصورت وقتي كه شما به آگهي تبليغاتي پخش شده از راديو گوش مي كنيد، و صداي كسي را مي شنويد كه در خيابان زير لب سخن مي گويد، چه وقتي كه بيلبوردي را مي خوانيد كه نوشته، Liberty City همچنان جاي خطرناكي باقي خواهد ماند. باز هم تيم مشابه اي، با همان شوخ طبعي قبلي، اين بازي را به واقعيت تبديل خواهد كرد. به نظر Houser هنوز هم فوق العاده است كه "از زمان ساخت GTA III ما هنوز هم همان تيم سازنده اوليه را داريم. ما تعدادي افراد با استعداد ديگر را نيز به تيممان اضافه كرده ايم، اما همچنان همان دو سرپرست برنامه نويسي اصلي را به همراه همان طراح فيزيك قبلي و همان تهيه كننده قبلي و همان طراحان قبلي در كنار هم داريم. همه بازهم در كنار هم هستند. هيچ كس تيم را ترك نكرده است." "و اين همان چيزي است كه فوق العاده است. كار بر روي اين بازي ها و توسعه آن ها براي همه اعضاي گروه به عنوان يك تيم تجربه اي فوق العاده بود. ما هيچ يك از اعضاي مهم استوديو را از دست نداده ايم. و افراد بسيار خوبي را نيز به تيم اضافه كرده ايم. اين سازگاري و هماهنگي بين اعضاي گروه به آن ها اطمينان خاطري براي كار با يكديگر مي دهد و باعث مي شود كه آن ها بدانند كه ما به عنوان يك تيم قرار است چكار كنيم. و اين مسئله بسيار مهمي است كه در بقيه استوديوها كمتر مشاهده مي شود. جاهايي كه افرادي مي روند و افرادي مي آيند و همچنان بازيها به عنوان دنباله هاي پشت سر هم ساخته مي شوند. من فكر مي كنم اين موضوعي است كه ما را از بسياري ديگر متمايز ميسازد." همواره تيم سازنده بازي سعي دارد چيزهايي را امتحان كند كه هرگز در يك بازي ويديويي پياده سازي نشده اند. Grand Theft Auto معناي جديدي به سبك اكشن بخشيد، و به ما نشان داد كه همه انتخاب هاي بازيكن نمي بايست روندي خطي را دنبال كنند و از يك مسير ادامه پيدا كنند. با GTA IV تيم سازنده بازي به دنبال يافتن راه هاي جديدي براي داستان پردازي، حركت و تقابل ميان بازيكن و جهان بازي مي گردد. اين تيم بهم پيوسته با ساخت هر بازي جديدي به درجه بالاتري از ساخت بازي دست ميابد. بعضي از دست آوردهاي جديد شما را متعجب خواهند كرد، مانند Loadهاي درون بازي. پس از صحنه Load اوليه بازي، ديگر هيچ صحنه Load شدن ديگري را مشاهده نخواهيد كرد، حتي زماني كه به يك محيط سر بسته وارد مي شويد و يا از آن خارج مي گرديد. Rockstar North استوديوي جدايي از برنامه نويسان را در San Diego براي تهيه انجين اختصاصي بازي در نظر گرفته است. نام اين انجين R.A.G.E يا Rockstar Advanced Game Engine است كه قبل از اين در بازي Table Tennis گوشه اي از آن را مشاهده كرده ايد. و در شانزدهم اكتبر 2007 خواهيد توانست تمام قدرت آن را در بازي Grand Theft Auto IV و بر روي كنسول هاي Playstation 3 و Xbox 360 مشاهده كنيد
هر دو نسخه بازي مانند يكديگر خواهند بود، اما طبق اعلام Rockstar بسته هاي اختصاصي قابل دانلودي نيز براي Xbox 360 موجود خواهند بود. اين بسته ها داراي ويژگي هاي قابل ملاحظه اي خواهند بود. وقتي درباره محتويات اين بسته ها سوال كرديم تنها يك پاسخ شنيديم: "محتويات اپيزوديك." مانند تمام بازي هاي GTA كه قبل از اين عرضه شده اند، بازي جديد نيز بر روي Singleplayer متمركز خواهد بود. البته قسمت چند نفره نيز وجود خواهد داشت. "بله، تا حدودي، " Houser درباره قسمت چند نفره مي گويد "ما يك حالت MMO نخواهيم داشت، اما سعي مي كنيم كه جالب و سرگرم كننده باشد. و بخوبي با نوع بازي در حالت تك نفره مطابقت داشته باشد." مدت سه سال است كه ساخت بازي شروع شده است. "ما مي دانستيم كه كاري در اين وسعت ممكن است زمان زيادي ببرد. مخصوصا تهيه اجزاي گرافيكي كه مسئله بسيار زمان بري است. اجزا مورد نياز بسيار زياد و زمان بر بودند." Houser ميزان تغييرات اين قسمت با قسمت هاي قبل را با تغييرات بازي از Grand Theft Autoهاي اوليه به GTA III برابر مي داند. اين قدم بلندي بوده است كه ما هنوز براي روي سيستم هاي نسل بعد نديده ايم. "همه هميشه گفته اند كه، كتاب ها چيزهايي براي گفتن دارند، و فيلم ها نيز چيزهايي براي نشان دادن دارند. و اين همان جايي است كه بازيهاي ويديويي اهميت پيدا مي كنند." Houser اضافه مي كند "و اين همان جايي است كه بازي ها پيشي مي گيرند. بازيها به شما اجازه مي دهند كه جاي ديگري باشيد. اين ويژگي فوق العاده ايست. ويژگي ايست كه نمي توانيد از مديوم ديگري انتظار داشته باشيد. اين شانس كه بتوانيد در محيطي خيالي سير كنيد، جايي مثل Liberty City يا مريخ و يا هر جاي ديگري، من فكر مي كنم اين قابليت فوق العاده ايست كه بازيهاي ويديويي به عنوان يك مديوم هنري امكان آن را فراهم ميسازند. كاري كه ما سعي داريم اين بار انجام دهيم اين است كه احساس بودن در جايي ديگر را بسيار قابل لمس تر سازيم. شكل پيشرفت و آشكار شدن داستان، تقابل با ديگر افراد و چگونگي رفتار محيط و كارهايي كه مي توانيد انجام دهيد را بطور كلي تغيير داده ايم تا بتوانيم احساس حضور در دنيايي ديگر را به شما منتقل كنيم." ![]() |
|
+ نوشته شده در
Sun 15 Apr 2007ساعت 8:24 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
کسانی که دستی بر کامپیوتر و بازی دارند نام سبک استراتژی را حتما شنیده اند. نام استراتژی ناخودآگاه شما را به سوی دنیای بیلیزارد ( Warcraft – Starcraft) و دنیای EA ( C&C) سوق می دهد، که به تازگی ردپایی از بازی های درخور توجه دیگری دیده می شود. این دو استودیو با بازی های استراتژی خود دید بازی باز ها را تغییر داده و دیگر آن سبک و سیاق بساز، لشکر کشی کن، بکش و پیروز شود به معنای واقعی وجود ندارد. بلکه امروزه معنای واقعی استراتژی و روش پیروز شدن با نیروی کم، اهمیت و جلوه پیدا می کند. هنوزم مسابقات Warcraft، Starcraft و C&C در بیشتر کشورها برگزار می شود که این تنها به دلیل سبک خاص این بازی ها و ایده های جدید و نوعی است که به دنیای بازی باز ها هدیه داده است. Tiberium کریستال و یا به عبارت دیگر کانی سبز رنگ است که سیاره خاکی ما را مسموم کرده و آرام آرام برای نابودی کل کره خاکی در حال گسترش است. این کریستال حیات و زندگی بشر را تهدید می کند. این کریستال علاوه بر سمی و خطرناک بودن، در درون خود انرژی و قدرتی دارد که باعث به وجود آمدن جنگی تمام عیار شده است. گروه دفاعی جهانی (GDI) برای مبارزه با گسترش این کانی بیگانه آماده شده است و در این راستا موفقیت های خوبی کسب کرده و توانسته اند تا حدودی اروپا و آمریکا را از شر این کریستال سبز رنگ نجات دهد. گروه مخالف و شیطان صفت (NOD) و همراهش Kane بازگشته اند و برای مقابله با شما آستین بالا زده است. یک اتفاق .... داستان بازی این چنین شروع می شود و شما درگیر 30 مرحله نفس گیر و هیجان انگیز می شوید. خوشبختانه تمام مراحل مشخص و واضح هستند و تیم طراح بازی به خوبی می داند دنبال چه می گردد. در این بازی شما با انتخاب GDI یا Nod ها بازی را شروع می کنید و هدف نابودی نیروی فرازمینی است. اما در انتهای بازی جنگ رخ داده در کره زمین جزء آتش و نابودی انسان ها چیزی دیگری به ارمغان نمی آید. اولین مرحله شما با GDI در آلمان اتفاق می افتد بعد از اتمام این مرحله شما دو انتخاب پیش روی خود دارید و میتوانید مثل سری های قبل با انتخاب خود بازی را ادامه دهید و انتخاب درست به شما کمک زیادی می کند. برای اینکه EA بتواند چنین بازی پر حجم با گرافیک خیره کننده و داستانی گیرا و سلاح ها و ماشین های سنگین در خور نام C&C ایجاد کند آنها تیمی برجسته از تهیه کننده، کارگردان و نویسنده را به خدمت گرفتند. تهیه کننده اجریی بازی Mike Verdu اعلام کرده است که ما تمام سعی خود را خواهیم کرد تا به سری C&C و روند آن پایبند باشیم. بر اساس اظهار نظر تیم EA’ Los Angeles، این بازی از ویدئو هایی با کیفیت بالا سود می برد ( Full Motion Video = FMV) . در مورد سینماتیک های بازی گفته شده است که در این شماره چیزی را خواهید دید که در تصورتان نمی گنجد و همه چیز از کیفیت خارق العاده ای بر خوردار است. این نکته را ذکر کنیم که تیمی از اعضای سابق و خوشفکر C&C که با استودیوی افسانه ای Westwood این بازی را به اوج افتخار رساندند دیگر در این استودیو وجود ندارند و ازاین تیم جدا شدند ( حتی زمزمه هایی از نابودی استودیوی Westwood هم به گوش می رسید). این تیم که سابقا در ساخت بازی The Lord of The Ring: Battle for Middle Earth با EA همکاری می کردند با ساخت یک استودیوی جدید با نامPetroglyph همکاری خود را با EA قطع کردند و تیم EA’Los Angeles دیگر از ایده ها و نوآوری های اعضای سابق این گروه سود نمی برد. ولی گروهی از اعضای سابق Westwood هنوز در تیم EA’ Los Angeles حضور دارد و این بازی را ادامه می دهند.در شماره سوم این بازی دوباره سرو کله Joe Kucan در نقش Kane پیدا می شود شخصی که در انفجار Ion Cannon مرد و مجددا زنده شده و به این بازی برگشته است.علت برگشت او هنوز نامعلوم است و خود Kucan علت بازگشت خود را چنین عنوان کرده است : همین نکات و سوالات بی جواب است که ما را برای ادامه این بازی مشتاق می کند. دموی ویژه ای که برای برخی از افراد به نمایش در آمد، آنها را متحیر کرده است و بسیاری عقیده داشتند چنین گرافیکی حتما نیاز به یک دستگاه با کارت گرافیکی که به صورت SLI هست امکان پذیر می باشد ولی Verdu اعلام کرده است که دموی نشان داده شده با یک کارت اجرا شده و آنها برای نشان دادن قدر گرافیکی بازی تنها از یک کارت استفاده کرده اند. نکته جالب دیگه در این بازی لودینگ های سریع و کمتر از 10 ثانیه است که با این حجم بازی و وسعت شما را خیلی خوشحال می کند. در این بازی طی یک تستی که گرفته شده است برای رسیدن از مرحله ساخت مقدماتی تا رسیدن به بهترین وضعیت با تمام Upgrade ها چیزی در حدود 8 دقیقه از شما زمان می برد و این مسئله سرعت بالای بازی را نشان می دهد.در دموی نشان داده شده تانک های معروف GDI و مبارزه آنها با مهاجمین به نمایش در آمده بود. نکته مهمی که می توان به آن اشاره کرد دفاع است. دفاع در این شماره از بازی یکی از ارکان مهم موفقیت است و اگر می خواهید در انتهای بازی Victory را بر روی صفحه مونیتور مشاهده کنید حتما به وضعیت دفاعی خود توجه زیادی داشته باشید و این مسئله که ساخت یک وضعیت دفاعی خوب بسیار کم هزینه می باشد شما را به این عمل مشتاق تر می کند
انعکاس زیبای نور بر روی ساختمان ها و واحد های شما که تنها در بازی همچون Company of Heroes به اوج خود رسید در این بازی با کیفیتی بهتر ارائه خواهد شد. اگر شما دستور حمله به یک واحد را بدهید تمام نیروهای دشمن اطراف شما ناخوداگاه از آن واحد حمایت کرده و اجازه نابودی آن را به شما نمی دهند ( امیدواریم !!!! ). هر چیزی که شما در نقشه بازی می بینید قابل انهدام می باشد و این واقعی بودن بازی را بیشتر نشان می دهد. یکی از نکات دیگر و مهم این بازی وجود Terrain & Topography ( ارتفاع ) در بازی است. ارتفاع و وجود پستی بلندی دربازی یکی از ارکان موفقیت شما محسوب می شود. این مورد در شماره های قبلی وجود داشت ولی خیلی بروز نمی کرد. ولی در این شماره شما برای ساختن نیرو باید از موقعیت خود دیدی درست داشته باشید و تمام جوانب را در نظر بگیرید. یکی ازاصول بازی های استراتژی قرار گرفتن در موقعیت بالا است. وقتی شما در ارتفاع قرار گرفته باشید حمله به شما سخت تر می شود و شما بر منطقه پایین دست خود تسلط کامل دارید. در این شماره به نظر اوج این ویژگی دیده می شود. یکی دیگر از موارد مهم در بازی وجود رودخانه است این ویژگی در شماره اول بازی بسیار خودنمایی می کرد. پل های خراب و وجود رودخانه.شما برای تعمیر این پل نیاز به یک مهندس (Engineer) دارید تا پل را درست کرده تا نفرات شما از روی رودخانه عبور کنند. در بعضی از مراحل این بازی شما مجبورید با نیرو های دوربرد خود، نیرو های دشمن را که در طرف دیگر رودخانه وجود دارد نابود کنید و پیروزی در این مراحل به تصمیم صحیح شما و بررسی درست شرایط نقشه بستگی دارد. در کل می توان گفت نقشه ها در این شماره از بازی به اوج دقت خود رسیده و سعی شده است تمام عوامل و نکات مهم در یک منطقه به صورت واقعی در این شماره گنجانده شود. انفجارها و تغییرپذیری محیط در شماره های قبلی بسیار واقعی و خوب، ساخته و پرداخته شده بود. در این شماره هم انفجار ها و مسیر شلیک ها و اثر پذیری محیط با دقت کاملی انجام شده است. که تمام این دلایل به واقعی جلوه دادن بازی کمک می کند.
در انتها هدف یک بازی مدرن استراتژی – RTS این است که شما تصمیمات درست، سریع و منطقی بگیرید و این بازی هم این هدف را دنبال می کند. این بازی در ماه مارچ 2007 منتشر خواهد شد و بسیاری از بازی باز ها منتشر این شاهکار EA هستند |
|
+ نوشته شده در
Mon 12 Mar 2007ساعت 5:36 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
سم و مکس این دو کارگاه جسور بعد از یک غیبت طولانی دوباره با یک سریال جدید ظاهر شده اند و تا بحال سه قسمت از سریال آنها عرضه شده است که دو اپیزود قبل با صرف نظر کردن با بعضی از اشکالات یک بازی خوب به حساب می آمدند. اپیزود سوم بازی مانند 2 نسخه قبل یک بازی تماما Adventure میب اشد که داستان آن بدین گونه است: یک موش کور که مامور پلیس بوده است به جاسوسی در یک باند مافیا با نام Ted.E Bear فرستاده شده است تا ماموریت خود را انجام دهد اما این جاسوس بعد از مدتی ارتباطش با پلیس قطع می شود و با سم و مکس تماس گرفته می شود تا موش کور را پیدا کنند. سم و مکس با وارد شدن به کازینوی این باند می فهمند که باید به گونه ای به عمق این باند نفوذ کنند تا بتوانند ماموریت خود را انجام دهند... . داستان بازی مثل همیشه خوب و با طنز واقعی در بازی همراه است که بسیار زیبا به تمسخر آداب و رسوم مافیا و حتی فیلم Godfather می پردازد. در کل سم و مکس نشان داده اند که اگر در بازی هیچ نکته خاصی نداشته باشند طنز قوی ای دارند که این طنز در قالب دیالوگ ها و در گیم پلی و میان پرده های بازی به کار رفته است. پیشنهاد می کنم که برای اینکه دیالوگ های بازی را از دست ندهید برای یک بار هم شده روی هر اشیا در صحنه کلیک کنید. معما های این شماره بسیار منطقی مانند قبل طراحی شده اند، به طور مثال بدست آوردن رمز ورود و یا بازی پوکر با کلک های جالبی حل می شود که خود گیمر هنگام حل کردن آن خود را تحسین می کند! تعداد معما ها در ابن اپیزود کمتر از قسمت های قبلی و کمی ساده تر می باشد که تا حدودی به کیفیت بازی ضربه وارد کرده است. اما محیط های بازی باز هم آزار دهنده هستند، شما باز هم Bosco فروشنده را می بینید که هر روز با یک جنس جدید فروشندگی می کند و یا Sybil که دوباره شغلش را عوض کرده و فقط کازینو جدید می باشد که واقعا بسیار خوب طراحی شده است. گرافیک بازی همان موتور نسخه قبل است بدون هیچ تغییری و فقط میان پرده ی های بازی بهتر شده اند و نورپردازی ها کمی بهتر از قبل ادا شده است. صدا گذاری بازی مثل همیشه فوق العاده است و Voice Acting فوق العاده سم و مکس باعث شده است که شما تمامی دیالوگ ها طنز آمیز را دنبال کنید و شاهد یک دوبله قوی باشید. موزیک بازی هم با اینکه شاید فقط 1 ترک به آن اضافه شده است تکراری است اما همان موزیک های تکراری برای محیط بازی بسیار خوب کار شده اند. در این نسخه کمی باگ وجود دارد به طور مثال گاهی اوقات هنگام انتخاب آیتم ها بازی درست عمل نمی کند و باید دوباره این کار را انجام دهید که تعداد این باگ زیاد نیست و در بازی زیاد روی نمی دهد و می توان از آن چشم پوشی کرد. در کل بازی سم و مکس یک بازی ادونچر است و با وجود داشتن طنز و داستان قوی مخصوصا در این شماره که داستان بسیار زیبایی را در ماموریت های جالب روایت می کند را می توان یک ادونچر جالب ولی کوتاه مانند دو قسمت قبل به حساب آورد، اما این اپیزود کوتاه تر از قبل می باشد و حدودا در 90 دقیقه به پایان می رسد. البته با توجه به اینکه ماهی یک اپیزود از این بازی منتشر می شود نباید انتظار بیشتر داشت و کسانی که سم و مکس را تجربه کنند تا وقتی که سریال آنها ادامه می یابد نمی توانند از این دو کارگاه که دارای حرکات کارتونی می یاشند جدا شوند. |
|
+ نوشته شده در
Mon 12 Mar 2007ساعت 5:24 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
سبک شوتر اول شخص را به جرات می توان از رنگارنگترین سبک های بازی های کامپیوتری نامید به طوری که تعداد بازی های بزرگ در آن غیر قابل شمارش است. در این سبک از دوران جنگ جهانی گرفته تا آینده ای بسیار دور دست مایه ساخت بازی قرار گرفته اند، تازه در همین سوژه های ذکر شده هم نوآوری های فراوانی دیده شده است مثلا بازی زیبایی مانند Far Cry یک بازی شوتر در زمان معاصر به همراه مایه های تخیلیست که برای اولین بار در تاریخ این سبک جزیره ای را به عنوان گهواره ی روایتش انتخاب کرد که بعد ها مورد تقلید قرار گرفت. اما در حال و هوای وسترن هیچ وقت بازی ها نه کیفیت بالایی نسبت به دیگر سوژه ها داشته اند نه اینکه توانسته اند بازی متناسبی را بوجود بیاورند! سال هاست که به همان بازی Outlaws به عنوان سردمدار حال و هوای غرب وحشی دلخوش کرده ایم و تک و توک بازی هایی که با این حال و هوا سر و صدایی بر پا کرده اند عملا در رسیدن به جایگاه Outlaws ناموفق بوده اند، اما وضعیت بازی Call of Juarez کاملا متفاوت است چرا که این بازی مخلوط همگنی از فیلم های غرب وحشیست که در زمینه ی صدا گزاری، گیم پلی، داستان، موسیقی در سطح فرا بالایی قرار دارد اما در زمینه ی گرافیک هم با یکی از شاهکار های سال های اخیر در سبک وسترن روبرو هستیم و بدلیل اینکه محیط های متفاوت در بازی زیاد دیده می شوند ارزش اینکار چندین برابر شده است. بازی ایده های خوبی را به سبک شوتر اضافه کرده است که جای تحسین دارد و Techland با عرضه ی این بازی جای خودش را در بین بازی سازها باز کرده است، اگر چه کماکان جا دارد تا بعنوان یک غول وارد عرصه ی بازی شود اما مهم اولین قدم بود که بر داشته شد و این بازی بر خلاف بازی های گذشته این شرکت بود که از لحاظ فنی دارای مشکلات زیادی بودند. مثلا Chrome در عین خوبی هایی که داشت اصلا دلنشین نبود. COJ قطعا از خیلی از بازی های خوب این سبک مثل GUN یا Red Dead Revolver به سادگی جلو زد و تا به امروز بهترین بازی با این حال و هوا در سبک شوتر بوده است.
داستان بازی از دو زاویه دید کاملا متفاوت روایت می شود که در حقیقت ماجرای یک تعقیب گریز مرگبار است که در آن شما هم نقش فراری را ایفا می کنید هم نقش تعقیب کننده! فراری فردیست به نام Billy که او را محکوم به جرم قتل والدینش کرده اند که طبق باور خودش آن را انجام نداده است یا به قول معروف حتی روحش هم از ماجرا خبر ندارد. از طرفی تعقیب کننده فردیست به نام Reverend Ray که در واقع عموی Billy می باشد و خودش فردی خلافکار است که با وجود همه ی جنایت هایش در زندگی اکنون روی به دین آورده و تبدیل به مرد دیندار شده است و در کلیسایی زندگی می کند، او در سرش صدای خدا را می شنود و فکر می کند که توسط خدا برای مجازات مجرمان و گسترش خداپرستی اتنخاب شده است و ... . خوب بیشتر از این داستان را ادامه نمی دهیم. اینکه ماجرای این دو نفر به کجا می رسد و پیچ و خم های داستان تا کجا پیش می رود بازی را بسیار زیبا کرده است و اینکه کلا روایت داستان این دو نفر کاملا متفاوت از دیگریست و اینگونه نیست که مراحل هر دو شخصیت به یک شکل باشند، جذابیت های داستان را بیش از پیش افزایش می دهد. شخصیت پردازی Billy و Ray هم به گونه ایست که شما هم با Billy احساس همدردی می کنید و هم از Ray بدتان نمی آید. بازی حتی اگر هیچ نکته ی مثبت دیگری هم نداشته باشد داستانی دارد که دنبال کردن آن حتما ارزش ادامه بازی را دارد. روایت داستان از زاویه ی دید بیش از یک نفر کار معمولی نیست اما همه آنهایی که به دنبال این روایت رفته اند موفق بوده اند (Fahrenheit را به یاد بیاورید) و Call of Juarez هم بدلیل همین نوع روایت و البته شوک های ناگهانی که در طول بازی به گیمر وارد می کند در زمینه ی داستانی حرف های زیادی برای گفتن دارد. شاید داستان بازی در نقاط خاصی شما را به یاد فیلم های وسترن و اتفاقات کلیشه ای موجود در این موضوع بیاندازد اما بدلیل نو بودن سوژه و نوع روایی آن بیشتر به مانند یک سری اقتباس های کوچک می ماند تا کپی برداری کامل. در بازی غیر از دو شخصیت اول بازی بقیه ی شخصیت ها که تعداد کمی هم دارند از شخصیت پردازی آن چنانی برخوردار نیستند و حتی اگر وقتی را صرف گسترش شخصیت های دیگر کرده بودند باز هم بدلیل تمرکز اصلی داستان بر روی دو شخصیت کلیدی، شخصیت های دیگر آن چنان که باید مورد توجه قرار نمی گرفتند. داستان بازی بدلیل اینکه تا حد امکان از کلیشه های اصلی دور شده و از آن ها به عنوان رویه ی اصلی خود استفاده نمی کند بسیار جذاب است که از شروع بازی، گیمر را به دنبال خود می کشد و با تله های خاص خود که خیلی هم ناگهانی هستند او را گاها شوکه می کند.
داشتن دو شخصیت متفاوت برای انجام بازی باعث به وجود آمدن دو نوع گیم پلی کاملا متمایز از هم شده است به طوری که مراحل Billy بیشتر بر پایه ی انجام کارها، به بی سر و صدا ترین شکل ممکن است در حالی که مراحل Ray از یک اکشن رو به جلو برخوردارند و امکاناتی که این دو شخصیت دارند کاملا این حس را منتقل می کند. در مراحل Billy شما با بازی در مایه های مخفی کاری و البته با آرامش زیاد طرف هستید که تاکید اصلی آن بر مخفی کاریست اما این دلیل نمی شود که نتوانید بازی را به صورت کاملا اکشن انجام دهید اما باید این نکته را هم مد نظر داشته باشید که در صورت ایجاد دردسر فراوان Billy بعد از 4-5 دقیقه می میرد چرا که امکانات او در مبارزات شلوغ اصلا کارآمد نیستند. در این مراحل تاکید بیشتز بر درگیر نشدن با دشمنان است و اگر قرار است درگیری ایجاد کنید نباید دیده شوید بلکه باید از راه دور دشمنان را نابود کنید و حتی الامکان تلاش کنید که در هر زمان مجبور به کشتن بیش از یک دشمن نباشید که خاصیت زوم کردن در هنگام تیر اندازی توسط Billy هم این حس مبارزه از دور را کاملا به گیمر گوشزد می کند. و البته باید این نکته را هم مد نظر داشته باشیم که چیزی به اسم اسلحه گرم آنطور که باید در طول مراحل Billy وجود ندارد. در یک کلام باید بگوییم که سبک بازی با Billy هر گیمری را یاد سری بازی های Thief می اندازد (به خصوص اینکه در اکثر مراحل بیلی به کار های دزدی هم دست می زنیم) منتها این بار به جای حال و هوای قرون وسطایی با دوره ی غرب وحشی روبرو هستیم و البته یک تعقیب و گریز مرگبار. از طرف دیگر مراحل Ray کاملا در مقابل مراحل Billy قرار می گیرند چون در این مراحل با یک اکشن کاملا نفسگیر روبرو هستیم که از سطح کیفی بالایی بر خوردار است .قابلیت جالب دیگر Ray کتاب مقدس (انجیل) است که به نظر ما اگر خودتان در طول بازی کارایی آن را دریابید بهتر خواهد بود. امکان ویژه ی Ray سیستم Concentration mode می باشد که دقیقا بر گرفته از سیستم Bullet Time است که با وارد شدن به این حالت سرعت بازی آرام می شود و شما می توانید با آزادی عمل بیشتری دشمنان را بکشید و با عکس العمل های سریع خود تعداد زیادی را در مدت کوتاهی به هلاکت برسانید. نکته ی مهم دیگر در مورد Ray اینست که او بدلیل استفاده از یک سپر محافظ آهنی در جلوی سینه اش می تواند نسبت به Billy آسیب بیشتری ببیند که در پیشروی در بازی به شما کمک زیادی می کند .اما نباید با حساب این امکان احساس کنید که مراحل Ray آسانتر است چرا که در مراحل Ray با تعداد بسیار زیادی از دشمنان روبرو هستیم که از روش های خاص خودشان به شما حمله می کنند و هدف آن ها روبرو شدن با شماست در حالیکه در مراحل Billy این فرصت را دارید که بدون درگیری راه خود را پیش ببرید و البته میزان مهمات شما در هنگام بازی با Ray هم مناسب حال یک بازی رو به جلوست. در بازی دوئل هایی هم وجود دارد که شما با باس های بازی انجام می دهید و باید بعد از تمام شدن شمارش معکوس، سریعتر از دشمن خود سلاح خود را خشاب بیرون کشیده و دشمن را از پای درآورید در غیر این صورت کشته خواهید شد. نکته ی جالب توجه دیگر در مورد مراحل Ray سیستم جالب تیراندازی آن است، در این سیستم شما با کلیک راست موس از تفنگی که در دست راستتان قرار دارد شلیک می کنید و توسط کلیک چپ از تفنگ دست چپ استفاده می کنید که واقعا ایده ی جالبیست و گیمر را بسیار هوشیار تر از بازی های مشابه نگه می دارد. در کل باید گفت که طرفداران بازی های مخفی کاری با Billy و طرفداران دو آتیشه ی بکش بکش و البته یک مقدار چاشنی سرعت عمل با Ray حال می کنند. قسمت اسب سواری بازی هم به خوبی کار شده و حرکات اسب هنگامی که روی آن مشغول سوار کاری هستید بسیار قابل قبول می باشد. شما می توانید مسافت های طولانی را با اسب خود بسیار راحتر طی کنید و به تعقیب و گریز با دشمنان بپردازید، همچین قادر خواهید بود که از روی اسب از سلاح خود نیز برای نابودی دشمنان در حین حرکت استفاده نمایید.
شاید دلیل همه ی این جذابیت ها این باشد که سازندگان این جرات را به خود داده اند که هر کاری را دوست دارند با گیم پلی بازی انجام دهند و از هر سبکی ته مایه ای را وارد آن کنند. فضا سازی بازی بسیار قویست و کاملا شما می فهمید که در چه فضایی (غرب وحشی) قرار دارید. البته ما خودمان در آن دوران زندگی نمی کردیم اما به واسطه ی فیلم ها و کتاب های بیشمار مربوط به این سوژه سال هاست که این فضا را شناخته ایم. شهرهای بازی نقش به سزایی در این فضا سازی داشته اند، مخصوصا اولین نکات چشمگیر آن ها یعنی رنگ خاکی و ساختمان های چوبی که آدم را یاد صحنه های دوئل فیلم های وسترن می اندازد و البته فضا های جنگلی و غیر شهری بازی که در آن ها دشمنانی به نام حیوانات وحشی و سرخپوست ها را دارید، هم حال و هوای خاص خود را دارند که دنیای بازی را هر چه زنده تر و پر تکاپو تر به نمایش می گذارند. نکته ای که باعث می شود بازی برای گیمر حالتی تکراری پیدا کند دقیقا پیشروی در بازیست چرا که شما مثلا یک مرحله را با Billy با درد سر های خاص رد می کنید و بعد نوبت Ray است که رد پای Billy را در آن مرحله دنبال کند و به نابود کردن افرادی بپردازد که در مرحله ی قبلی حضور آن ها شما را مجبور به مخفی کاری کرده بود و این ریتم پشت سر هم تکرار می شود. و اینکه شما بار ها Ray را در چند قدمی Billy می بینید ولی او هرگز به Billy نمی رسد یکم حوصله ی آدم را سر می برد اما نوع انجام بازی که با دو شخصیت متفاوت است باعث می شود که اصلا احساس اینکه یک مرحله را دو بار انجام داده اید به شما دست ندهد. اما در یک کلام سیکل تکرار شونده ی کاری بازی حسرت یک هیجان درست و حسابی را بر دل شما می گذارد. متاسفانه بازی یک مشکل اساسی دارد که آن هم سیستم AI (هوش مصنوعی) است که کل ارزش های بازی را خصوصا در مراحل Billy از بین برده است، چرا که دشمنان بسیار بی تفاوت نسبت به امور رفتار می کنند و این امر باعث می شود تا گذراندن مراحل مخفی کاری بسیار آسان گردد. و البته مراحل Ray را هم تبدیل به یک بازی بکش و برو جلو کرده است که فقط ازدحام دشمنان در این مراحل باعث شده که این مراحل کمی دشوار باشند. به فرض هنگامی که با Billy بازی می کنید اگر یکی از دشمنان شما را شناسایی کند کافیت به سرعت از آن منطقه دور شوید، در حالی که دشمنان شما را مشاهده می کنند که به کدام طرف می روید ولی از یک اندازه ای بیشتر دنبال شما نمی آیند و دیگر کاری با شما ندارند. |
|
+ نوشته شده در
Fri 17 Nov 2006ساعت 3:47 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
Ps3 امسال به یکی از اقلامی تبدیل خواهد شد که تقاضا برای آن بسیار خواهد بود. بازیبازهای آمریکائی برای عرضه ps3 در کشورشان در 17 نوامبر لحظه شماری میکنند. به هر حال این انتظار برای ژاپنی ها به پایان رسید. کنسول جدید سونی سه روز پیش (11 نوامبر ) در ژاپن عرضه شد. و با صف عظیمی از مردم که بیشتر شبیهه به یک کلونی مورچه بود همراه شد. صدها نفر، اگر نگوییم هزاران نفر! از بازیبازها شب عرضه کنسول در بیرون از فروشگا های Yodabashi and Bic Camera صف کشیده بودند، به این امید که بتوانند یکی از کنسول های جدید سونی را خریداری کنند.
خرده فروشان ژاپنی عرضه این کنسول را که قرار بود بر طبق روال معمول در نیمه شب عرضه شود به تاخیر انداختند و آن را به صبح موکول کردند. و آنانی که در صف خرید کنسول بودند بایستی تا صبح صبر میکردند.
حتی با وجود اعلام عرضه تنها 80 هزار کنسول توسط سونی، بازیباز ها باز هم صف کشیده بودند تا شانس خود را برای خرید کنسول جدید محک بزنند. بر اساس گزارشی که در سایت gamespot منتشر شده فروشگاه Yodabashi Camera در Akihabara با انتقال 1500 نفر از خریداران منتظر به پارکینگ زیرزمینی فروشگاه، در ساعت 1:30 دقیقه بامداد تا حدودی از ازدحام جمعیت در بیرون از فروشگاه و خیابان های منتهی کاست. Yodabashi Akihabara مدیر فروشگاه Shinichi Adachi میگوید: حتی اگر ما 4000 دستگاه نیز برای فروش داشته باشیم باز هم باید تمام آنها را امروز بفروشیم، ما میخواهیم بدانیم چه زمانی سونی دستگاه های دیگری را برای فروش به ما عرضه میکند اما مسئولان سونی در این باره چیزی به ما نگفتند. Ps3 با 20 GB هارد به قیمت 49,980 ین (حدود 424 دلار) و نوع 60 GB آن، 62,700 ین (حدود 533 دلار) به فروش رفت. در این میان بازار سیاهی که برای خریدارن مشتاق این کنسول به راه افتاده بود هر دستگاه PS3 را به 3 برابر قیمتی که خرده فروشان میدادند عرضه میکرد. بی نیاز از گفتن است که تمام دستگاههای ps3 که برای فروش در نظر گرفته شده بود تا پیش از ظهر و تنها در چندین ساعت پس از عرضه آن به فروش رفت. بازیبازها از هر سن و با هر سلیقه ای، اگر چه اکثریت مرد بودند چندیدن چیز را در مورد کنسول جدید برای گفتن داشتند.
هنگامی که سونی عرضه ps3 را اعلام کرد من واقعا یکی از این دستگاه ها را میخواستم. اما فکر کردم که بهتر است به خاطر قیمت بالای آن صبر کنم. Akihiro Okawa 25 ساله کسی که در خط مقدم برای خرید کنسول بود اضافه کرد, زمانی که آنها قیمت را شکستند من تصمیم گرفتم برای خرید دستگاه پیش قدم شوم. من منتظر امروز بودم تا برای خداحافظی بیایم .من قصد دارم تمام آخر هفته را به بازی کردن مشغول شوم .در ان موقع دیگر وقت غذا خوردن هم نخواهم داشت.این را Tomoaki Nakamura 41 ساله میگوید. او اکنون کلکسیونی از تمام کنسولهای ps و ps2 و xbox و xbox360 را دارد. Takahiro Watabe 25 ساله همچنان که به صف طویل خریداران که تا چهار راه امتداد داشت نگاه میکرد، گفت: این شبیه یک فستیوال است.من فکر نمیکنم کنسول جدید خیلی هم گران باشد اگر شما دقت کنید این دستگاه مجهز به درایو Blu-Ray است. که به شما این امکان را میدهد که از آن به عنوان یک DVD player گران قیمت استفاده کنید. Natsuki Inoue 27 ساله که یک فروشنده زن است واشتیاق کمتری را نسبت به عرضه کنسول جدید نشان میداد گفت:به نظرمن ps3 تنها به این دلیل طراحی شده که نوجوانان را به سوی خود جلب کند. در ادامه صف کشی عظیمی که تا پاسی از شب ادامه داشت, آنانی که تمایل به خرید ps3 داشتند ولی موفق به تهیه برگ ضمانت خرید نشدند .مجبور شدند تا بقیه چیزها را به شانس بسپارند.چندین مغازه تعدادی از این دستگاه ها را در انبار ذخیره کردند تا آنها را توسط سیستم قرعه کشی در اختیار برندگان خوش شانس بگذارند.که البته این تعداد دستگاه که از طریق قرعه کشی ارائه میشد در مقابل این صف طویل خریدار انگشت شمار بود.
در یک حرکت غیر منتظره Ken Kutaragi پدر ps که صاحب این شرکت نیز میباشد در فروشگاه عرضه کنسول ظاهر شد تا دستگاه را به اولین خریدار که بنا بر گزارشات یک چینی بوده با دست خودش بدهد. Ken Kutarag گفت: من خوشحالم از اینکه مردم منتظر عرضه ps3 هستند. از شما به خاطر اینکه از نیمه شب گذشته منتظر مانده اید متشکرم، لطفا از سرگرمی نسل آینده لذت ببرید. |
|
+ نوشته شده در
Fri 17 Nov 2006ساعت 3:37 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
همه ی ما مدتی از عمرمان را در مدرسه گذرانده ایم برای عده ای این دوران بسیار بد و عذاب آور بوده است و برای عده ای دیگر بسیار خوب و دلنشین. مطمئنا برای ما گیمر ها عذاب آور بوده است زیرا در بسیاری اوقات باعث شده است که از بازی دور باشیم اما بازی هیچوقت نمی تواند جای علم را بگیرد. مطمئنآ چیزی که در مدرسه ها پیدا می شود شیطنت های بچه گانه است. کارهایی از قبیل دعوا کردن، بازی کردن، گچ پرتاب کردن، کل کل کردن، اذیت کردن معلمان عزیزمان، دستکاری پرونده ها، درس نخواندن، تکلیف انجام ندادن و ... . کارهای زیادی انجام داده ایم که تازه این یک چشمه از آنها بوده است. اما اشتباه نکنید بازی سنتر مدرسه نیست! بلکه موضوع مطلب ما بازی جدید شرکت Rockstar می باشد که Bully نام دارد.
![]() قبل از هر صحبتی باید عرض کنیم که این بازی در استرالیا و اروپا با نام Canis Cathem Edit شناخته می شود. این بازی ابتدا قرار بود برای 2 کنسول PS2 و Xbox به بازار عرضه شود اما خبری رسید مبنی بر آن که نسخه Xbox بنا به دلایلی نامعلوم کنسل شده است و فقط برای PS2 عرضه خواهد شد. سازنده این بازی راکستار ونکوور می باشد، این شرکت در کلمبیا بنا شده است و قبلا به طور مشترک با راک استار بر روی Homeworld: catalysm کار می کردند و در حال حاضر با تمام کارکنان خود که حدود 70 نفر هستند بر روی Bully کار می کنند. کلمه Bully به معنای گردن کلفت می باشد پس تا آخر قضیه را بخوانید که این بازی به چه گونه است. داستان بازی از این قرار است که: Jimmy Hopkins یک نوجوان است که در مدرسه ای درس می خواند که در آنجا همه ی بچه های شیطان جمع شده اند تا توسط کارکنان به نحوی تربیت شوند. جیمی نیز یکی از این دانش آموزان است اما چیزی او را همیشه مستثنا از دیگران قرار می دهد او می خواهد متکی به خود باشد و تمام مدرسه و دانش آموزان را کنترل کند. در مورد جیمی باید عرض کنیم که مادرش ازدواج پنجمش را به ثبت رساند و به ماه عسل رفته است و به گونه ای جیمی را ترک کرده است و برای تربیت کردن جیمی او را در این مدرسه ثبت نام کرده است و جیمی باید این سال تحصیلی اش را در این مدرسه بگذراند. نام این مدرسه Bullworth می باشد. جیمی عقیده ای برای خود دارد و آن هم این است که هیچ وقت نمی خواهد به طور درست و حسابی درس بخواند و می خواهد دانش آموزان بزرگ مدرسه یعنی گردن کلفت ها را به طوری از راه بردارد و او باید به گونه ای در این سال تحصیلی دوام بیاورد و با سختی ها بجنگد تا به هدفش برسد. در این راه شما باید جیمی را کمک کنید.
![]() همانطور که می بینید در داستان این بازی خبری از جنگ و عشق و خیانت و ... نیست بلکه یک سوژه ی بسیار زیبا است که همه ی ما با آن درگیریم. اگر می خواهید بدانید دیگر چگونه می توانید مدرسه را خراب کنید ادامه مطلب پاسخگو شما خواهد بود!
در این بازی شما آزاد هستید تا برای خود تصمیم بگیرید. بازی بصورت غیر خطی دنبال می شود. به طور مثال شما می توانید در روزی که مدرسه شروع می شود با توجه به ساعتات، فعالیت های خود را انجام دهید. مثلا روزی جیمی باید از ساعت 8 صبح تا 10 صبح در کلاس باشد و بعد از آن زنگ تفریح و کلاس بعدی و بعد از ظهر ساعت 2 وقت نهار و دوباره یک کلاس و بعد تعطیلی و ساعت 10 شب خاموشی. شما می توانید به طور مثال در هنگام زنگ اول در کلاس حاضر نشید و به کارهای دیگر بپردازید یا موقع نهار دعوا راه بیندازید و یا شب به طور مخفیانه به بیرون از خوابگاه بیایید و به گردش بپردازید. می توانید با تیر و کمانی که ساخته اید شیشه های مدرسه را بشکنید یا در دعوا از آن استفاده کنید. می توانید با معلم ها به دعوا بپردازید یا آنها را اذیت کنید یا در پرونده ها دست ببرید. می توانید دخترهای مدرسه را اذیت کنید یا عاشق آن ها شوید و با آنها دوست شوید یا با آنها ... . می توانید درحین اینکه دانش آموز ها در کلاس هستند آژیر خطر را بزنید تا به طور اساسی برنامه درسی همه را خراب کنید. می توانید دخترهای مدرسه را در دعوا ها به عنوان جایزه دریافت کنید. می توانید وسایل شخصی و پول دانش آموز را بدزید. می توانید پسر های مغرور را بین دخترها ضایع کنید و همین طور دخترها را. می توانید در پشت لباس دانش آموزان بر چسب بچسبانید و بر روی آنها چرت و پرت بنویسید. می توانید با بچه های دیگر همکاری کنید تا یک نقشه بکشید تا یک شیطنت بزرگ را فراهم آورید. می توانید ورزش هایی مانند بسکتبال و فوتبال و راگبی و والیبال و... انجام دهید. می توانید غذای مدرسه را آلوده کنید تا دانش آموزان مریض شوند. می توانید با دوچرخه و اسکیت برد و اسکوتر و ماشین به گردش بپردازید. می توانید حرکات بسیار زیبا با این وسایل انجام دهید و ... .
البته شما باید همه چیز را در نظر داشته باشید شما باید همیشه به فکر ماموران مدرسه که وظیفه مراقبت را دارند باشید زیرا اگر آنها کارهای شما را مشاهده کنند با جریمه روبرو می شوید. پس باید همیشه درحین انجام کارها مراقب باشید. البته همینطور اگر دانش آموزی را آزار دهید ممکن است با آنها روبرو شوید و آنها چند نفری به دنبال شما بیایند. شما می توانید فرار کنید یا خود را تسلیم کنید.
![]() جریمه ها می تواند به صورت فیزیکی باشد و یا بصورت تکالیف درسی. به طور مثال یکی از جریمه های بازی این است که تمام تخته های گچی را تمیز کنید. حاضر شدن در سر کلاس ها فایده هایی هم دارد: با حاضر شدن در سر کلاس های ریاضی، شیمی، ورزش و ... می توانید مهارت های زیادی به دست بیاورید مثلا در زنگ ورزش می توانید قدرت بدنی خود را افزایش دهید و بعد موقع کار های فیزیکی خیلی قوی تر عمل کنید. یا در کلاس ادبیات می توانید قابلیت سخنوری خود را افزایش دهید یا سر کلاس شیمی می توانید موادی را بوجود آورید که توسط آن مثلا جایی را منفجر کنید. از این طور مثال ها بسیار زیاد است. البته بازی مثل سری بازی های سیمز دارای شبیه سازی زندگی می اشد مثلا شما نمی توانید 24 ساعت بدوید بلکه جیمی نیاز به خواب و غذا و ... نیز دارد.ضربات اصلی با کلید مربع صورت می گیرد و کلید دایره نقش یک کلید کمکی را دارد به هر حال کنترل با آنالوگ صورت می گیرد و آن طور که بازی تست شده است شاهد یک کنترل نرم و روان بوده اند. متاسفانه موقعی که بعد از 1 سال عکس های بیشتری و تریلرهایی از بازی پخش شد فهمیدیم باید قید گرافیک بالا را بزنیم این بازی دارای گرافیک متوسط می باشد البته محیط های بازی وسیع می باشد و مدلهای زیادی در آن حضور دارند که این خود در پایین بودن گرافیک تاثیر گذار بوده است. اما باز هم قابل قبول است. مدل های بازی گوناگون هستند و هر کدام از دانش آموزان نقش خاصی را دارند و هر کدام استیل خاص خود را. افکت های تصویر واقعا فوق العاده است و بسیار خوب به تصویر در آمده اند. هر دانش آموز عضو کلاسی است و هر کلاس دارای مدل های زیاد. در بازی شما با یک محیط وسیع روبرو هستید
ما چیزی از موزیک بازی نشنیده ایم که بخواهیم در مورد آن قضاوت کنیم اما صدا گذاری قابل قبول است صدای زنگ مدرسه و ضربه ها و شکستن شیشه و انفجارها و ... .صدا گذاری شخصیت ها در حد قابل قبولی قرار دارد و بازهم مثل همیشه شاهد دوبله ای قوی هستیم مثل همه ی محصولات راک استار همه ی اشخاص از اصطلاحات عامیانه استفاده می کنند و تنها چیزی که جای خالی است الفاظ رکیک است که در این گونه بازی ها زیاد است، که استاد این گونه بازی ها راک استار است که در هر بازی این شرکت این الفاظ نقش کلیدی را احیا می کنند. این بازی قبل از آمدنش در بین بزرگسالان جنجالی به پا کرده است و الان در دادگاه در حال بررسی است اما درجه این بازی به احتمال زیاد M است به دلیل الفاظ رکیک و صحنه های مبتذل و خشونت بالا و ترویج فرهنگ نادرست!! متاسفانه با اینکه 1 سال است از افشا این پروژه می گذرد اطلاعات زیادی فاش نشده است تا اینکه چندی پیش که این بازی از خواب تقریبا 1 ساله بیدار شد با چند عکس و تریلر این اطلاعات را بدست آوردیم. اگر مطلب کم بود به گیمری خود ببخشید. به هر حال مطمعن باشید این بازی به اثری استثنایی تبدیل می شود و مانند GTA به عنوان یک شاهکار باقی خواهد ماند. موفقیت این بازی را ما تضمین خواهیم کرد
![]() |
|
+ نوشته شده در
Thu 9 Nov 2006ساعت 5:39 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
خرید بازی های روز از طریق اینترنت در سایت DC
1. pro evolution soccer 2CD 1DVD
2.FIFA 07 4CD 1DVD
3. NEED FOR SPEED CARBON 11 6CD 1DVD
4. BATTLE FIELD 2142 5CD 1DVD
|
|
+ نوشته شده در
Tue 7 Nov 2006ساعت 3:58 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
در مورد تاریخچه ی بازی به هیچ وجه نمی توان توضیح کوتاهی ارائه کرد اما ما بررسی را از نسل جدید بازی که با Deadly Alliance شروع شد، شروع می کنیم. در دهمین سالگرد ساخت بازی سازندگان بعد از مدتی سکوت (آخرین بازی عرضه شده از این سری Special Forces بود که فاجعه ای بیش نبود) با یک گروه تغییر یافته نسبت به گذشته بطوری که تقریبا نیمی از اعضا گروه در MKهای قبلی همکاری نداشتند پروژه ی جدید بازی را آغاز کردند و بار دیگر اخطار بزرگی به دیگر Fighting ساز ها داده اند. کل گیم پلی بازی از پایه تغییر کرده بود و از همه مهمتر داستان بازی بود که با اتحاد QuanChi و Shang Tsung و قتل Liu Kang بدست این دو شروع می شد و مقدمه ای بود بر آینده ی بازی. در این نسخه برای روایت ماجراهای بازی بخش جدیدی با عنوان Konquest به بازی اضافه شده بود که در آن با هرکدام از شخصیت ها بازیی با حالت داستانی انجام می دادیم و فنون جدید بازی را هم یاد می گرفتیم. در نوع مبارزات هم تغییرات زیادی صورت گرفته بود از جمله قرار دادن دو حالت مبارزه ی دستی و یک حالت مبارزه با سلاح برای هر شخصیت.
در مورد گیم پلی بازی اطلاعات زیادی منتشر شده که در ادامه به توضیح قسمت های مهم خواهیم پرداخت.
نکات جدیدی تا به اینجا در مورد نوع مبارزات فاش شده است که از بین آنها می توان به مبارزات هوایی و همچنین انجام Fatality آزاد اشاره کرد. مبارزات هوایی مثل خیلی از فیلم های کونگ فویی می باشد یعنی مبارزات شخصیت ها جایی غیر از روی زمین است که در نسخه ی دو بعدی شاهد آن بودیم اما بدلایلی از نسخه ی DD به بعد در بازی ها حضور نداشت اما باز هم مانند قبل اضافه شده است. این بخش البته چندان هم پیشرفته نیست چرا که کسی که اولین ضربه را می زند می تواند ضربات بعد را هم بزند مگر اینکه نفر مقابل جلوی ضربه ی او را بگیرد و البته در مبارزات هوایی بعد دو یا سه ضربه مبارزه روی زمین ادامه پیدا خواهد کرد. بخش ساخت Fatality برای خیلی ها مهم است چون برای اولین بار اینچنین امکانی را می بینند، در این بخش گیمر اجازه زدن 10 دکمه را در یک بازه ی زمانی کوتاه دارد که در هر مرحله این بازه ی زمانی کوتاه تر هم می شود و اگر شما در این بازی زمانی نتوانید دکمه ی مورد نظر را بزنید امکان ادامه ی Fatality از شما گرفته می شود، در ضمن در پایان هر Fatality هم به شما بر اساس عملکردتان امتیاز داده می شود. با توجه به مطالب ذکر شده Armageddon یک دگرگونی موثر و گیرا در تمام سری های این بازی می باشد. مجموعه کاملی از مبارزان، بخش طراحی شخصیت، بخش Konquest جدید، بخش مبارزه ای بهبود یافته و ... نوید یک بازی پیادار در این سری را می دهد. اگر چه ممکن است کمبود بخش های تفریحی همچون Puzzle و Chess در این بازی احساس شود ولی احتمالا وجود Mode جدید اعلام نشده و محتویات جدید این فقدان را پر خواهد کرد. تاریخ ریلیز بازی پاییر امسال برای کنسول های PS2 و XBOX اعلام شده است. در پایان نکته ی باقی مانده اینکه MK بازی ایست که خیلی ها با آن بزرگ شده اند و حالا با خاطره ای خوش قصد خداحافظی با آن را تا کنسول های نسل بعد دارند
|
||||||
|
+ نوشته شده در
Tue 7 Nov 2006ساعت 3:35 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
||||||
|
Gears of War اولین بار در دمویی که هدف آن نشان دادن قدرت خارق العاده انجین Unreal 3 بود در نمایشگاه E3 پارسال از خود رد پا به جای گذاشت که توانست نظر خیلی از گیمرها و مسئولان مختلف رو به خود جلب کند و حتی جوایز بسیاری را به خاطر گرافیک فوق العاده خود کسب کند و چشم انداز ها و نورپردازی فوق العاده ی آن باعث شد که در بین بازیهای هم رده ی خود در E3 محبوبیت بیشتری پیدا کند.سبک اين بازي نيز نوعي نوآوري محصوب ميشود چون تلفيق بسيار زيبايي از دو سبک action shooter و tactical shooter است.در يک بازي با سبک tactical shooter کنترل تیم و مراقبت از افراد گروه از مهمترین عوامل هست.در بازی Gears of War هم این چاشنی یعنی کنترل و راهنمایی گروه به وسیله ی دستورات به کار گرفته شده است.سبک action shooter هم حاوی کارهایی مثل مراقبت از جان خود و نشان دادن واکنشهای مختلف در زمان حمله ی دشمن است.در GoW هم چنین ویژگیهایی وجود دارد.برای مثال زمانی که در مقابل یک دشمن قرار دارید کاراکتر شما میتواند به میزی که در کنار خود قرار گرفته لگد بزند و آن را به صورتی روی زمین بیندازد تا بتواند از آن به عنوان سنگر استفاده کند.سپس در حالی که در پشت میز سنگر گرفته اید هم میتوانید بدون هدف و نشانه گیری به دشمن تیراندازی کنید و هم میتوانید ریسک کنید و از پشت میز بیرون بپرید و دشمنان را از بین ببرید.وسایلی که از آنها به عنوان پوشش استفاده میکنید در اثر ضربه خوردن و یا اصابت گلوله به آنها تغییر میابند و ممکن است از بین بروند.برای مثال همان میزی که در پشت آن هستید ممکن است در اثر شلیک دشمن شکسته شود و همین امر باعث میشود که سرعت عمل شما در بازی افزایش یابد و شما مجبور میشوید که سریعا فکری برای نجات جان خود بکنید.یکی دیگر از ویژگیهایی که به زیباترشدن گیم پلی در این بازی کمک کرده است عامل نور و روشنایی است.برای مثال زمانی که شما در یک کانال تاریک قرار دارید و هیچ وسیله ای که بتواند روشنایی ایجاد کند در اختیار ندارید , میتوانید از شلیک کردن برای ایجاد نور استفاده کنید.دشمنان شما نیز که اغلب هیولاهایی تنومند هستند از روشنایی برای نابود کردن شما استفاده میکنند.مثلا وقتی شما درون ساختمانی قرار دارید و دشمن شما در خیابان است او به دنبال یک عامل اشتعال مثل یک چراغ می گردد و آنها را به سمت ساختمانی که شما در آن قرار دارید پرتاب میکند تا ساختمان آتش بگیرد.از اسلحه هایی که شما در طول بازی از آنها استفاده میکنید اطلاعات چندانی منتشر نشده اما اسحله های سرد نیز در کنار اسلحه های گرم وجود دارند.
GoW قابلیت بازی چند نفره را نیز برای کاربران XboxLive دارا میباشد.طبیعتا در قسمت چندنفره ی این بازی مانند بازیهای چندنفره ی دیگر همچون Ghost Recon و Rainbow Six کار گروهی و کنترل تیم مهمترین وظیفه کاراکتر شماست.اما ویژگی ای که قسمت چندنفره این بازی را نسبت به بازیهای دیگر متمایز می سازد , کمک مردم موجود در مپ به شماست.مثلا وقتی در مرحله ای در حال انجام بازی چندنفره هستید ممکن است فردی در آن اطراف حضور داشته باشد که از دشمنان شما نباشد.او پس از دیدن شما به سمت شما میاید و برای دفع حملات دشمن توسط هوش مصنوعی به شما کمک میکند.در مورد گرافیک بازی نیز چیز زیادی نمیتوان گفت و ممکن است تعریف و تمجید از گرافیک این بازی نوعی عامل خسته کننده ی خوانندگان این پیشنما باشد.چون اکثر شما از قدرت Unreal 3 Engine که به اختصار U3E نامیده می شود باخبر هستید.در همین حد بدانید که Epic نهایت قدرت این موتور گرافیکی را در ساخت GoW به کار گرفته است.شما با دیدن صورت یک کاراکتر چشمان خود را خواهید مالید تا بفهمید چیزی که میبینید واقعی است یا خواب میبینید!طرز حالت ماهیچه ها و حتی رگ ها حیرت آور است.زمانی که یکی از هم گروهای شما هیولایی را در مقابل خود میبیند شما میتوانید نهایت ترس را در چهره ی آن کاراکتر ببینید و از طراحی صورت آنها لذت ببرید.در طراحی نورپردازی و افکتهای دیگر نیز نهایت دقت به کار گرفته شده است.مثلا سایه شما متناسب با زاویه تابش نور و همچنین حرکات شما تغییر میابد که این عوامل میتواند در جهت واقعی تر شدن بازی گام بردارد.از دیگر جزییات GoW میتوان به یکسان بودن محیط بازی و دموها اشاره کرد.(چیزی شبیه به بازی Riddick)یعنی دمویی که قبل از شروع یکی مرحله از بازی نشان داده می شود در آخر به کنترل کاراکتر ختم می شود که بسیار میتواند جالب باشد.هوش مصنوعی (A.I)نیز بسیار عالی کار شده و دوستان شما بسیار هوشیارانه حرکت می کنند و دستورات شما را مطابق میل شما اجرا می کنند و در موقعیت هایی که لازم است به دنبال سنگر مناسب می گردند.حرف های کاراکتر ها نیز با حرکت لبهای آنها کاملا مطابقت دارد.محیط بازی نیز کاملا مرگبار است و یک لحظه ایستادن و بی هدف بودن در بازی مساویست با مرگ!همچنین اگر شما یکی از اسلحه های دشمن را در اختیار داشته باشید و دشمن فقط اسلحه شما را ببیند خیال میکند که شما از دوستان آنها هستید و شما با این کار میتوانید آنها را گول بزنید!سازندگان بازی حاضر نشدند که اطلاعات زیادی درباره داستان در اختیار دیگران قرار دهند.اما هدف کلی از بین بردن دشمنانی به نام Locusts Horde (گروه ملخ ها) است.کاراکتر اصلی بازی هم که شما کنترل آن را بر عهده دارید Marcus Fenix نام دارد. در کل Gears of War مخلوطی از چند سبک و زاویه دوربین مختلف است و دارای ویژگیها و متدهای فراوانی می باشد که گیم پلی را برای شما بسیار جذاب می سازد به طوری که شما هیچ گاه از بازی کردن خسته نمی شوید.همان طور که Halo عاملی برای خرید Xbox بود GoW هم می تواند عاملی برای خرید Xbox 360 باشد.چند ماه پیش J.Allard در مصاحبه ای با EuroGamer اعلام کرده بود که این بازی همزمان با انتشار برای X360 , برای PC نیز منتشر می شود اما چند روز بعد از آن مصاحبه اعلام شد که فعلا تصمیمی مبنی بر انتشار این بازی برای PC گرفته نشده اما ممکن است پس از انتشار بر روی X360 فکری برای PC بازها هم بکنند.بنابراین GoW فعلا یک عنوان انحصاری برای Xbox 360 است و امسال (احتمالا ماه جولای) با این هدف که بتواند بسیاری از گیمرها را شگفت زده سازد توسط Microsoft Games منتشر می شود.
|
|
+ نوشته شده در
Tue 7 Nov 2006ساعت 3:30 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
هنگامی که PS1 به تازهگی میان گیمرها جا باز کرده بود، بازی اول شخصی داشت به نام Medal Of Honor که مورد توجه آنها قرار گرفت. بازیای که موضوع آن جنگ جهانی دوم بود و باید در نقش سربازی علیه نازیها میجنگیدید. در اواخر دههی نود میلادی، فقط دو بازی بودند که به طرزی موفقیتآمیز از سوژهی جنگ جهانی دوم استفاده میکردند. یکی از آنها همین MOH بود و دیگری Return to the castle wolfenstain. که البته هر دوی اینها جزء بازیهای بیاد ماندنی هستند. در سال 2003 بازیای متولد شد که از همان دوران کودکی توانست رقبای بزرگسال و با تجربهی خود را شکست دهد. نام این بازی Call Of Duty است که توانست یکهتاز میدانهای جنگ جهانی دوم شود. بازی پرفروشی که موفق شد دنیای جنگ جهانی دوم را به خوبی به تصویر بکشد و شما را در کنار سربازان وطندوست جنگ جهانی دوم قرار دهد تا دنیا را از دست نازیها نجات دهید. در سال 2004 یک بستهی الحاقی برای شمارهی اول COD عرضه شد که این بازی نیز به موفقیت شمارهی اول دست یافت. اما در اواخر سال 2004 نسخه ای با نام Finest Hour روی کنسولها عرضه شد که بیاغراق به یکی از بهترین بازیهای اول شخص کنسولها تبدیل شد. در اکتبر سال 2005 یعنی حدود یک سال پیش، شمارهی دوم COD عرضه شد و آنقدر موفق بود که در تمام فروشگاههای جهان خواستاران زیادی داشت و با گرافیکی بالا و فیزیکی قوی و البته هیجانی فوقالعاده توانست دنیای بازی ها را جان تازهای ببخشد. شمارهی دوم ابن بازی به یکی از بهترین اکشن اولشخصهای سال تبدیل شد. حتی نسخهی XBOX360 این بازی نیز جز بهترین بازیهای آن کنسول شد. به هنگام عرضهی نسخهی دوم، نسخهای نیز با نام Big Red One روی کنسولهای نسل قبل عرضه شد که آن نسخه هم، مانند دیگر نسخهها بسیار موفق بود. خبرهای تازه حاکی از این است که شمارهی سوم این بازی فقط برای کنسولهای نسل حاضر، و نسل جدید عرضه میشود و دیگر ندای وظیفهی سربازان از PC به گوش نمیرسد. این خبر ناراحتی همهگان را برانگیخت. زیرا این بازی با PC متولد شد، و نباید آن را ترک کند. سازنده این شماره همان تیم سازندهی Big Red One، یعنی کمپانی Treyarch است که بازیهایی از قبیل Spiderman و... را در کارنامهی خود دارد. یعنی دیگر شرکت Infinity این مسوولیت را عهدهدار نیست. معلوم نیست که COD3 نیز موفق خواهد بود یا خیر. زیرا شرکت سازندهاش عوض شده است
داستان نسخهی سوم COD چندین ماه بعد از عملیات بزرگ Normandy آغاز میشود. در کشور فرانسه روی میدهد و بیشتر بر روی آزادسازی پاریس تمرکز دارد. نیروهای آمریکایی، انگلیسی، کانادایی و لهستانی که جزء گروه مقاومت در اروپا هستند، پس از شکست نازیها در Normandy، وارد فرانسه شدهاند تا بار دیگر به ندای وظیفهشان گوش دهند. اگرچه جهنم اوهاما تمام شده، اما جهنم پاریس در آستانهی آغاز است. سازندهگان بازی قول دادهاند که داستان در این نسخه، بیشتر از پیش به چشم بیاید و به خوبی با گیمر گره بخورد. داستان این نسخه مانند نسخههای قبلی از طریق Cutsceneها روایت میشود که عدهای از آنها Realtime هستند و عدهای دیگر، فیلمهایی مستند از جنگ جهانی دوم هستند که راوی آنها را روایت میکند. گیمپلی بازی به قول Treyarch از ریشه بنا شده و آنها کارشان را با موتوری جدید شروع کردهاند. با توجه به قدرت کنسولهای نسل جدید، باید شاهد جهشی بزرگ در این نسخه باشیم. در COD3 جنگ بسیار طبیعیتر از قبل شبیهسازی شده است. از امکاناتی که در نسل جدید فراهم آمده، میتوان به هوش مصنوعی بالای دشمنان اشاره کرد. که به خوبی واکنش نشان میدهند و دیگر نباید با سربازهای مصنوعی جنگید. نکتهی بعدی اضافه شدن مدلهای زیادی به بازیست. به طوری که در صحنههای نبرد، تعدادی بسیار زیاد از سربازها را در حال جنگیدن میبینید. محیط جنگ با توجه به ازدیاد سربازها بزرگتر شده است و برای پایان رساندن ماموریتها راه زیادی پیش روست. نکتهی دیگر پیشرفت گرافیکی بازیست که میتوان گفت چندین گام از شمارهی دوم فراتر رفته است. یکی از آنها اجرا شدن بازی بصورت 60 فریم در ثانیه است. البته هنوز مشخص نشده است که این امکان بر روی کدام کنسول نسل جدید فراهم آمده است. فیزیک بازی هم پیشرفتی خوب داشته و فیزیک Ragdoll بازی هم بهتر شده. حرکتهای تمام سربازها بر مبنای Motion capture است و شاهد انیمیشنهایی قویتر نسبت به نسخههای پیشین خواهیم بود. گلولهها روی همه چیز مخصوصا سنگرها تاثیرگذار هستند که باعث میشود بازی طبیعیتر به نظر برسد. حتی نمیتوان مدتی زیاد پشت ستون یا دیواری پناه گرفت. افکتهای گرافیکی مانند انفجار و تخریب وسایل، از نو طراحی شدهاند و افکتهای انفجار و دود و گرد و غبار بهتر از قبل شده است. نورپردازیهای پویا به خوبی انجام گرفته و به عنوان مثال، در مرحلهای از بازی که در هوایی بارانی همراه با رعد و برق روی میدهد، بازتاب نور رعد و برق به خوبی روی لباسهای خیس سربازها دیده میشود. همچنین بافتهایی بسیار حرفهای برای هر مدل در نظر گرفته شده است. و لبههای مدلها به لطف AA بسیار صاف شده است.
صداگذاری بازی نیز طبق توقع باید مانند قبل به خوبی کار شده باشد و صدای تمام وسایل جنگی مثل واقعیت، و با توجه به فاصلهشان به گوش برسد. برای ادای دیالوگهای بازی نیز تقریبا از صداپیشگان نسخههای قبلی استفاده شده است. موسیقی بازی نیز با توجه به فضای بازی، و با استفاده از سازهای مخصوص ارتش نواخته میشود. و بسیار عظیم و باشکوه است. علاوه بر قسمتهای جنگ با اسلحه، جنگ تنبهتن نیز در نظر گرفته شده. به طور مثال با کنترل کنسول Wii میتوانید با تکان دادن دسته در جهتهای مناسب، دشمن را از خود دور کنید یا با تکان دادن پیدرپی SIXAXIS در PS3 به دشمن ضربه وارد کنید. و یا در PS2 و Xbox360 با فشردن کلید مخصوص دشمن را بکُشید. وسایل نقلیه نیز به این شماره اضافه شدهاند. که به جیپها و تانکهای کوچک و تانکهای استاندارد تقسیم میشوند و البته موتورسیکلتهای دو نفره نیز حضور دارند که یک تیربار نیز به آنها متصل است. در نسخهی قبل شاهد امکانی هیجانانگیز، یعنی درخواست آتش پشتیبانی بودیم. این امکان در این نسخه نیز وجود دارد و به عنوان جایزه تعلق میگیرد. یعنی با انجام دادن ماموریتهای جانبی، قادر خواهید بود تا با دوربین و نارنجک دودزا، مکانی را مشخص کنید تا نیروهای هوایی به داد شما برسند و آنجا را درعرض چند ثانیه با خاک یکسان کنند. COD3 حالت Online را نیز پشتیبانی میکند. که میتوان علاوه بر نیروهای متفقین، نازیها را نیز انتخاب کرد. در این حالت، نسخههای Xbox360 و PS3، 24 گیمر را پذیرا هستند و بقیهی کنسولها با توجه به قدرت خود، تعدادی کمتر را پوشش میدهند. هر نفر در این حالت وظیفهای را بر عهده میگیرد. به طور مثال سربازی تکتیرانداز میشود، سربازی پشت تیربار مینشیند، سربازی تانکها را از بین میبرد، سربازی دیگر کمکهای اولیه را به سربازهای دیگر میرساند و... البته حالتهای دیگر چندنفره هم وجود دارد. مثل Deathmatch یا Capture the Flag و یا قسمتهای دیگر. سری بازیهای COD جنگ را به طرزی واقعگرایانه، و به زیبایی به تصویر میکشد. و داستان آن هم بر مبنای حوادث واقعی جنگ است. هنگامی که این بازی را انجام میدهم، روی پیشانیام عرق مینشید و با شنیدن صدای تیر و نالهی سربازها، فریادزنان به سمت دشمن حمله می کنم! و پایان هر مرحله نفسی راحت میکشم، چون از جهنمی دیگر بیرون آمدهام. COD3 زودتر از آنکه انتظارش را داشتیم، به باز خواهد آمد. همانطور که گفته شد، نمیتوان موفقیتش را تضمین کرد. اما میتوان بسیار به آن امیدوار بود. باید دید آیا باز هم میتواند در مقابل رقیبانی مانند BIA:RTH یا MOH:A دوام بیاورد و آنها را از میدان بیرون اندازد یا خیر. |
|
+ نوشته شده در
Tue 7 Nov 2006ساعت 3:25 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
شما به سختی می توانید جنگلی در اطراف فرانکفورت پیدا کنید، شهری در آلمان که یکی از بزرگترین مراکز مالی اروپا محسوب می شود. اما اگر بتوانید ساختمانی را پیدا کنید، شما جنگل های استوایی را خواهید یافت که توسط موجودات بیگانه و سربازان کره ی شمالی مورد هجوم قرار گرفته است... . در این ساختمان بدون شک یکی از پر طرفدار ترین و پر هوا خواه ترین بازی ویدئویی در حال توسعه است... بله ما در مورد Crysis صحبت می کنیم، کار آینده ی شرکت Crytek سازنده ی سال 2004 بازی Far Cry... .
کسانی که این بازی را نمی شناسند ممکن است بپرسند که Crysis چیست؟
بخش اول بازی شامل جنگ شما با نیرو های کره ی شمالی می باشد. اما اوضاع به شکل بدتری تغییر می کند هنگامی که شی بیگانه از هم باز می شود و جزیره را منجمد می کند و بر آب و هوای زمین تاثیر می گذارد! در این هنگام دشمنان با هم متحد می شوند تا با این تهدید بمراتب خطرناک تر به مقابله بپردازند و آن را متوقف کنند و ادامه ی ماجرا... .
سه تن از کارکنان Crytek سه برادر هستند به نام های فرانک ، آونی و سوات یرلی که همیشه آرزوی ساختن بازی داشتند بخصوص سوات که از بازی با Comadore 64 اش به همکاری آنلاین با دیگران در کالج پرداخت، که این همکاری سرانجام منجر شد به ساخت یک دمو به نام !X-Isle
شروع Crysis از اواخر مراحل توسعه ی Far Cry در سال 2004 شروع شد. هنگامی که سوات با درخواست منجمد کردن جنگل های Far Cry تیم طراحی را به چالش طلبید، این تنها از بعد تکنیکی و فنی یک چالش محسوب نمی شد بلکه از جنبه ی روایت داستان نیز یک چالش بود!
|
|
+ نوشته شده در
Tue 7 Nov 2006ساعت 3:20 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
"دروازه های Oblivion در حال گشوده شدن است"
...من 87 سال پیش متولد شده ام و 65 سال است که امپراطور Tamriel هستم، ولی در تمام این مدت هیچوقت حاکم رویا های خود نبوده ام... جستجوي آزادي درTamriel Novice(0-25) - Apprentice(25-50)- Journeyman(50-75) - Expert(75-100) - Master(100)
نکته دیگر در Oblivion این است که بر خلاف Morrowind دیگر طلا به اندازه زیاد در دست شما نیست. در آن بازی پس از مدتی از شروع بازی گیمر پول زیادی به دست می آورد و می توانست تا هر چه که بخواهد خریداری کند . همچنین می توانست تا آنجا که می تواند از Trainer ها استفاده کند و قابلیت های خود را افزایش دهد. در این نسخه از بازی در هر درجه تنها می توان پنج بار از Trainer ها استفاده کرد. در بازی چهار Guild وجود دارد که می توانید در آنها عضو شوید که هر کدام از آنها داستان خاص خود را دنبال می کنند. شما با پیشرفت در این گروه ها می توانید به مقام ریاست یا استاد اعظمي آن گروه برسید! اگر شما در دزدی، جادو، مبارزه یا جنايت! مهارت دارید، در این بازی گروهی صرفا برای شما وجود خواهد داشت، البته برای عضویت در این گروه ها باید مهارت خود را به نمایش بگذارید. به عنوان مثال اولین ماموریت برای عضو شدن در گروه دزدان این است که باید یک شی را دزدیده و نزد کسی ببرید. نقطه جالب توجه این است که دو نفر دیگر در این مرحله با شما رقابت می کنند، ولی نگران نباشید اگر یکی از آنها زودتر از شما شی مورد نظر را یافت، شما می توانید شي را از او نیز بدزدید! همچنین شما می توانید در Arena شرکت کنید، جایی مانند رزمگاه گلادیاتور ها. شما می توانید روی جنگجو ها شرط بندی کنید و یا وارد مسابقات شده، روی جان خودتان شرط بندی کنید! دنياي واقعي Tamriel
كنترل بازي هم بيشتر به نظر مي آيد كه براي XBOX360 طراحي شده تا براي سيستم هاي PC و واقعا چرا تنظيمات كنترل به آن راحتي و خوبي كه بايد طراحي نشده؟ يا مثلا چرا من نمي توانم هر كليدي را كه مي خواهم براي اينونتوري خود قرار دهم؟ يا مثلا چرا نقشه را نمي توانم به صورت تمام صفحه در آورم؟ |
|
+ نوشته شده در
Tue 7 Nov 2006ساعت 3:12 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
بعد از مدت ها جنجال بی خودی و بزرگنمایی های بیش از حد تبلیغاتی بالاخره بازی Rise & Fall عرضه شد. در طی ساخت بازی پس از گذشت چندی شرکت طراح بازی اعلام تعطیلی کرد و ادامه ی ساخت بازی بر عهده ی شرکت دیگری گزارده شد. (نا گفته نماند که هر دو شرکت از زیر شاخه های کوچک Midway هستند) در حال حاضر این بازی با پایین ترین کیفیت ممکن و کلیشه ای ترین حالت موجود وارد بازار شده است و فقط این سوال را در ذهن ما به وجود می آورد که آیا Midway این بازی را آزمایش نکرده به بازار فرستاده است؟ یا برای اثبات اینکه می شود بدترین بازی های سال را هم ساخت این بازی را منتشر کرده است! یک مخلوط نه چندان جالب از سبک های استراتژی و سوم شخص. این بازی یک بار دیگر برای طرفداران سبک RTS زنگ خطری بود تا متوجه بشوند که سبک RTS تقریبا افت شدیدی کرده و دیگر دوران اوج چند سال پیش خود را طی نمی کند. در یکی دو سال گذشته تقریبا RTS هم گام با FPS در PC پیش می رفت ولی در این دو سال اخیر شاهد افت شدید بازی های این سبک بودیم. دلیل آن هم بیشتر می تواند نبود امکان نو آوری در این سبک بوده است ولی شاید ایده هایی باشند که هنوز سازنده ها به سراغ آنها نرفته اند و نمونه هایی مانند BFME1 و Empire at War دلیلی بر این مدعاست.
R&F تقریبا هیچ چیز جدیدی را به پیکره ی RTS اضافه نکرده است و شاید بتوان گفت که این بازی تلفیق کاملا ضعیفی از تمام بازی های موفق این چند سال اخیر بوده است اما این تلفیق بیشتر مانند یک تقلید بچه گانه می ماند. بازی از دو campaign مختلف در دو منطه ی مختلف کره ی زمین و دو داستان مختلف تشکیل شده است. داستان یکی در مورد کلئوپاترا و تلاش او برای حفظ مصر در مقابل حمله ی رومیان است حال آنکه دیگری در مورد مبارزات اسکندر مقدونی با پارس هاست. در بازی شخصیت های مهم دیگری مثل آشیل، مارک آنتونی و ژولیوس سزار هم وجود دارند تا بعد تاریخی بازی گسترش بیشتری پیدا کند، اما این شخصیت ها همگی اسم هستند و آن اباهت توصیفاتشان را ندارند. در بین سربازهایی که هر کدام نژادهایی دارند تفاوت زیادی دیده نمی شود یعنی اینکه اگر شما برای خرید نیرو های مصری همان مقدار هزینه ای را بدهید که برای خرید یک نیروی یونانی داده اید این دو نیرو از لحاظ کارایی تفاوتی با هم ندارند و فقط از لحاظ ظاهر با هم متفاوتند. ساختمان های بازی اگر نگوییم همه هم شکل هستند لااقل قریب به 90 درصدشان شبیه هم هستند که این یک مشکل بزرگ برای بازی محسوب می شود چرا که، هم تعداد نژاد کم بوده هم اینکه بازی آنچنان طولانی نیست که طراحی ساختمان های متفاوت وقت زیادی را از سازندگان بگیرد و این یکی از دلایلیست که ثابت می کند بازی قبل از عرضه به بازار کوچکترین آزمایشی را نگذرانده است. منابعی که بازی کننده با آنها سر و کار دارد طلا، چوب و افتخار هستند طلا و چوب باید مطابق معمول تمام بازی های این سبک استخراج شوند اما افتخار با جنگیدن بیشتر، ساختن ساختمان و گردش در نقشه ی بازی بدست می آید. با بالا بردن درجه ی Hero می توانید از نیروهای خاصی بهره مند شوید مثلا سرعت ساخت ساختمان و نیرو ها و استخراج منابع را افزایش دهید یا به نیرو های قویتر و جدیدتری دسترسی پیدا کنید. بخش مهم و نسبتا جذاب (البته جذاب در مقابل بخش های دیگر) دیگر بازی مبارزات کشتی هاست که البته باز هم مثل اکثر قسمت های بازی، این بخش هم از مشکل طراحی یکسان برای همه ی نژاد رنج می برد. بخش مبارزات دریایی پرداختی عالی داشته است، تقریبا برای انجام این بخش و به نتیجه رسیدن در آن نوع چیدن کشتی ها خیلی مهمتر از قدرت آنهاست، اصولا مثل مبارزه روی زمین شما نیاز به یک استراتژی برای پیروزی در مبارزات دارید. شما می توانید کشتی های خود را پر از نیرو کنید و به جنگ بفرستید. یک کشتی خالی از نیرو حکم یک خطر جدی را برای شما دارد زیرا دشمنان شما می توانند با نزدیک شدن به آن کشتی سوار آن شوند و از آن علیه شما استفاده کنند و البته شما هم می توانید کشتی های دشمن را در اختیار بگیرید. بطور کلی برای اولین بار است که این احساس به شما دست می دهد که چیزی بنام نیروی دریایی هم در بین نیروهای شما قرار دارد، شاید همین قسمت را بتوان برترین بخش آن نام برد. در بخش گرافیک بازی خوب بوده اما بروز عمل نکرده است. در بازی های استراتژی نوین که شروع تب آن از 2004 شروع شد دیگر بیشتر قسمت های Map ها بصورت آبجکت طراحی می شوند ولی در مورد R&F می شود گفت 80 درصد Map ها بصورت تکسچر ساخته شده اند. مثلا در بازی چمن و خاک به یک شکل هستند ولی با این تفاوت که از لحاظ رنگ با هم فرق دارند یعنی اینکه چمن های روی زمین چسبیده اند و چیزی به ساقه برای چمن وجود ندارد! مشکل عظیم بازی زمانی خودش را نشان می دهد که که شما در حالت سوم شخص قصد انجام بازی را داشته باشید. در این هنگام است که همه چیز را به شکل تخت می بینید و انعطافی از بدن Hero و دیگر نیروها در هنگام حرکت نخواهید دید. متاسفانه Draw Distance بازی هم خیلی کم است و سازندگان برای رفع این عیب تعداد کوهستان ها را زیاد کرده اند! در نور پردازی بازی هم اشکالات زیادی وجود دارد، مثلا چیزی به اسم نیم سایه در بازی وجود ندارد و سایه ها هم کاملا سیاه هستند. از طرفی در اطراف سایه ها هم، همه چیز خیلی روشن است. ولی طراحی آب بسیار خوب انجام شده است یا بهتر بگوییم لااقل بهتر از سایر بخش های بازی است. نوع حرکت آب در هنگام پارو زدن و عبور کشتی ها از میان آن بسیار عالی کار شده است و رنگ آب کاملا طبیعی است. در مجموع بازی از لحاظ گرافیکی در حد انتظارات ظاهر نشده است و می توانست خیلی بهتر از این چیزی باشد که در حال حاضر است. بازی در بخش موزیک ها بسیار عالی است و از نظر ما نمره کامل را می گیرد اما در قسمت صدا گزاری با یک فاجعه ی خیلی بزرگ روبرو هستیم. از طرفی افکت های صوتی بازی هم خیلی بی خود هستند چرا که چیز زیادی به اسم افکت صوتی در بازی وجود ندارد! با وجود اینکه بازی با تبلیغات و سر و صدای زیادی وارد بازار اما به سادگی از دور رقابت خارج شد یا بهتر بگوییم اصلا وارد رقابت نشد. اکثر قسمت های بازی در سطح پایینی قرار دارند و با این کیفیت پایین بازی توانایی رقابت با بازی ها نوین استراتژی را به هیچ وجه ندارد. عرضه ی این بازی ثابت کرد هر کسی نمی تواند نکته ی جدیدی را وارد این سبک کند شاید فقط این کار از Petroglyph بربیاید که خودشان در West Wood این سبک را خلق کردند.
|
|
+ نوشته شده در
Tue 7 Nov 2006ساعت 3:4 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
گیم پلی بازی بسیار غنی است. شما مثل همه ی بازیهای استراتژی دارای یک Basement هستید که مقر نیرو های شماست. در این بازی منابع شما به 3 دسته ی کلی تقسیم میشوند: مهمترین آنها Manpower است که به گونه ای نقش غذا را ایفا میکند. با این قدرت میتوانید نیرو تولید کنید. برای بدست اوردن این منابع باید مکانهای بیشتری را فتح کنید. نیروهای بسیاری در این بازی حضور دارند که به معرفی آنها می پردازیم: در کل 3 نوع تانک مختلف در بازی وجود دارند که هر کدام قابلیت متفاوتی دارند. یکی از آنها به نام Sherman به خوبی میتواند با تانک های دیگر مبارزه کند و آنها را از بین ببرد. دو تانک دیگر Crocodile و M4 برای هدف قرار دادن ساختمانها و نیروها استفاده میشوند. همچنین Crocodile میتواند گلوله های آتشین شلیک کند و یا نارنجک دودزا تولید کند. وسایل سبک مانند Halftrackبرای جابجایی نیروها به کار میرود که یک تیربار نیز در بالای آن قرار دارد. Jeepکه یک وسیله سریع و ضعیف است که با تیربار کار میکند. و همچنین تانک های کوچکی که فقط با تیربار کار میکنند.
نیروهای دیگری هم مانند کماندو ها در بازی وجود دارند که بسیار قوی هستند و در تجهیزات خود مسلسل و موشک انداز نیز دارند. البته تک تیر اندازها و مهندسان میتوانند در پشت وسایلی مانند تیربار و توپ ضد تانک و ضد هوایی بنشینند و میتوانند اسلحه هایی مانند موشک انداز یا مسلسل ها را از روی زمین بردارند. هر کدام از این نیروها دارای مهارت خاصی هستند و هر کدام از آنها با استفاده از قدرت مهمات میتوانند قابلیتی را نشان دهند. مثلا تانک های موشک انداز میتوانند در عرض چند ثانیه یک محوطه را بمباران کنند یا تک تیر اندازها نارنجک پرتاب کنند و یا تیربار دارها از فشنگ های قوی برای از بین بردن زره تانک ها استفاده کنند. اما میرسیم به گرافیک بازی که نقطه قوت این بازی است. افکت های بسیار زیادی که در این بازی به کار رفته باعث شده تا این بازی برای اجرای کامل به یک سیستم بسیار قوی نیاز داشته باشد تا جایی که حتی با سیستم توصیه شده خود بازی هم هنگامی که تمامی جزییات گرافیک را فعال کنید باز در صحنه های شلوغ و پر از انفجار با کمی افت فریم مواجه خواهید شد. با این حال گرافیک بازی با استفاده ازShader Model 3 به بالاترین حد ممکن دست یافته است. سایه زنی ها بسیار طبیعی هستند و سایه درختان و ساختمانها به خوبی بر روی زمین نقش بسته اند و سایه نیرو ها و تانک ها با حرکت آنها تغییر میکند و بسیار زیبا جلوه میکنند .نورپردازی های بازی مخصوصا در شب به زیبایی هرچه تمام تر کار شده است و کاملا حرفه ای هستند. افکتهای بی نظیری مانند افکتهای انفجار و پرتاب شدن اشیا به صورت کاملا زنده در بازی دیده می شود. شما حتی می توانید تصویر دوربین را روی فقط یک سرباز زوم کنید و هنگامی که دوربین را به پشت او ببرید حس خواهید کرد که این بازی یک بازی سوم شخص هست! جزییات تانک ها و وسائل و همچنین سربازان به خوبی هر چه تمامتر به تصویر کشیده شده است و شما با توجه به سبک بازی کهRTS می باشد تقریبا هیچگونه اشکال و یا ضعف گرافیکی در بازی نمی توانید پیدا کنید. گرافیک این بازی از نظر ما امتیاز کامل را میگیرد. صدا گذاری بازی واقعا قدرتمند است. میدان جنگ ، چندین سرباز تیربار به دست ، یک اسنایپر و خمپاره انداز در حال رفتن به مقر دشمن هستند. در راه با نیروهای دشمن بر خورد میکنند ، سر کرده ی گروه تک تیراندازه فریاد میزند و میگوید ! MG42 پناه بگیرید ! بزنیدش ! خمپار اندازها دشمن را هدف میگیرند و تیراندازی میکنند. صدای گوش خراش تیربار از دو طرف به گوش میرسد. تک تیرانداز با صدای بلند اسلحه خود در حال قتل عام دشمنان از دور است اما تانک دشمن فرا میرسد. سربازان فریاد میزنند ! Sherman بزنیدش ! منفرجش کنید ! اما تانک تیربارش را فعال میکند و راکت می اندازد و صدای بلند راکت گوش را کر میکند. سربازان از ترس فریاد میزنند و کمک میخواهند. آنها که درجه بالاتری دارند دستور میدهند و بقیه را راهنمایی میکنند و ... . در کل Company of Heroes را به راحتی میتوان در بین برترین بازیهای استراتژی تاریخ طبقه بندی کرد که دارای نکات جالب و نوآوری های زیبایی در این سبک می باشد. انجام این بازی را به همه ی شما طرفداران سبک استراتژی توصیه میکنیم.
|
||||||
|
+ نوشته شده در
Tue 7 Nov 2006ساعت 2:59 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
||||||
|
سلام به همتون می خوام یه تغییر اساسی ایجاد کنم از حالا این بلاگ هم گیمه هم موبایل
|
|
+ نوشته شده در
Mon 16 Oct 2006ساعت 7:12 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
می دونم چی می کشید ولی اگه از من بشنوید بهترین کار برای گیمر ها برنامه ریزیه خیلی خیلی خیلی دقیق یادتون نره |
|
+ نوشته شده در
Fri 6 Oct 2006ساعت 2:18 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
از آقا یا خانم ( یه دوست ) تقاضا می کنم خود را یا آی دی خود را تحویل اینترپل دهند
|
|
+ نوشته شده در
Mon 18 Sep 2006ساعت 9:32 قبل از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
Driver 4 Parallel lines و اما یک بازی از شرکت Atari که توانست آبروی یک فاجعه را کمی بخرد بله سری قدیمی و پر طرفدار driver که همه ما از ps1 با آن بودیم . بازی شباهت زیادی به سری gta دارد در این بازی نیز ما شاهد شخصیتی هستیم که تشنه پول و شهرت است و برای تحقق به این هدف هر کاری می کند مانند tommy در gta . بازی دارای گرافیک زیبایی است و فضای وسیعی مانند sa دارد و افکت های نوری به زیبایی کار شده است و شخصیت ها هم به صورت زیبایی طراحی شده اند . گیم پلی بازی چیزی از gta کم ندارد و شما می توانید لذت راندن یک ماشین را تجربه کنید نکته جالب این است که در بازی هیچ گاه با loading مواجه نمی شوید . موزیک و صداگذاری نیز در حد متوسط و قابل قبول ارائه شده است . این بازی برای کنسول های ps2 و xbox و pc منتشر شده است . |
|
+ نوشته شده در
Fri 25 Aug 2006ساعت 1:14 قبل از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
Dark watch یک بازی که بی سرو صدا وارد بازار شد و بی سر و صدا از ذهن ها رفت . بازی در سبک اکشن اول شخص ساخته شده است و به شیوه ایی نو سبک وسترن را روایت می کند . شخصیت اصلی داستان یک سارق ترن به نام جریکو کراس است قطاری که این دفعه جریکو تصمیم به سرقت آن گرفته است متعلق بع یک انجمن سری به نام dark watch است که هدف اصلی آن محافظت از شیطان است در این میان جریکو در هنگام سرقت قطار یک موجود شیطانی را آزاد می کند و آین موجود با نفرین کردن جریکو او را به یک خون آشام تبدیل می کند علاوه بر آن تعداد زیادی زامبی و خون آشام را در صحرای آریزونا رها می کند . بازی از گرافیک خوبی نسبت به بازی های روز دنیا بهره نمی برد ولی هوش مصنوعی بازی نقطه عطف آن است . گیم پلی بازی نیز به صورت زیبایی طراحی شده است و بازی از نظر صدا گذاری نیز مشکل خواصی دیده نمی شود . در کل این بازی را به دارندگان ps2 یا xbox پیشنهاد می کنیم . |
|
+ نوشته شده در
Wed 16 Aug 2006ساعت 1:55 قبل از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
بزارید برای همیشه از صفحه بندی و عنوان گذاری خلاص بشیم اصلا بی خیال دنیا فقط خوش باش حالا از هر چه بگذریم سخن گیم خوشتر است نمس دونم خبر دارید یا نه ولی یه چند روز پیش توو آمریکا یه نمایشگاه برگزار شد به نام ای 3 که خیلی توو دنیا طرفدار داره حالا از عرضه پلی استیشن 3 و کنسول جدید نینتندو به نام وی بگذریم بازی های زیادی معرفی شدند. metal gear 4 motor storm final fantasy 12 fable 2 smack down us raw 2007 halo 3 zelda mario sonic wii sport alone in the dark crysis battle field 2142 hellgate dawn of war dark messaiah fear 2 bioshock guitar hero 2 mortal kombat armagedon need for speed carbon and more می دونم خیلیاتون سوالات زیادی دارید پس بپرسید دیگه !!! |
|
+ نوشته شده در
Mon 14 Aug 2006ساعت 10:27 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
به علت تغییر شغل آپ نیستم |
|
+ نوشته شده در
Sun 13 Aug 2006ساعت 4:10 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
Fifa 06 & Germany world cup سال 2005 را باید یکی از سود آور ترین سال ها برای شرکت EA دانست با عرضه بازی Fifa 06 وموفقیت چشم گیر این بازی و اخذ امتیاز های زیاد از سایت های گوناگون توانست خود را یک سر و گردن از رقیب دیرینه خود winning eleven جلو تر نشان دهد و با عرضه بازی Germany world cup 2006 ضربه نهایی خود را به رقیبش وارد کرد . بازی Fifa 06 که به باشگاه های جهانی اختصاص دارد دارای گرافیک بسیار بالا و زیبایی است که بسیاری از کارشناسان نیز معتقد هستند که این بازی به اندازه 5 سال خود پیشرفت داشته است . در این بازی حرکات و تکنیک های بازیکنان به صورت بسیار زیبایی به تصویر کشیده شده است و هر بازی خوری را مجذوب خود می کند و نکته جالب این است که در این بازی ستاره بودن یک تیم نمی تواند آن را قهرمان کند و در این میان تنها عامل گروهی عمل کردن اعضای یک تیم است . بازی در لیگ های اسپانیا و انگلستان قوی است ولی در آلمان و فرانسه و ایتالیا مشکلاتی به چشم می خورد . فیزیک بازی بسیار زیبا و نرم است صدا گذاری نیز به نحو احسن انجام شده است و شما در گزارش بازی ها هیچ نکته منفی مشاهده نمی کنید . و اما جام جهانی این بازی هم که همراه با تب و تاب جام جهانی وارد بازار شد بسیار زیبا طراحی شده است درست است که از نظر گرافیکی تغییر خاصی نسبت به Fifa 06 نداشته است ولی با دارا بودن بخش road to fifa world cup که آن را به همه بازی خور ها پیشنهاد می کنیم خود را از هر نظر زیبا جلوه داد . در پایان باید اشاره کرد که شرکت EA با وارد کردن این دو بازی به بازار سود زیادی نسیب خود کرد .
|
|
+ نوشته شده در
Sat 22 Jul 2006ساعت 10:37 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
Need for speed most wanted حتما همه شما تا این روز اسم بازی need for speed را شنیده اید و شاید هم یکی از طرفداران پروپاقرص این بازی باشید پس اگر دنبال یک need for speed تاریخی هستید درست آمدید .بازی با ورود شما به شهر rock port آغاز می شود و با دعوت کردن بهترین راننده شهر ( razor ) از شما برای مسابقه دادن با او ولی در طی این مسابقه razor با دست کاری کردن BMW خوش استیل شما باعث باز ماندن شما از مسابقه می شود و طبق قانون این مسابقات شما مجبور می شوید خودروی زیبای خود را به razor تقدیم کنید و خود شما نیز توسط پلیس دست گیر می شوید . حالا شما چیزی جز مقداری پول و یک راهنما به نام mia ندارید . بله شما باید از صفر شروع کنید و در لیست سیاه خود 15 نفر را شکست دهید تا به razor برسید . داستان کوتاه و زیبای این بازی هر بازی خوری را که به سبک racing علاقه مند است مجذوب خود می کند . از قسمت های هیجان انگیز این بازی می توان به فرار از دست پلیس لایی کشیدن در خیابان های rock port اشاره کرد . و اما گرافیک این بازی در ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که کارگردان گرافیکی این بازی هم وطن خودمان است یعنی آقای حبیب زرگر پور که در کارنامه خود کار های دیگری نیز مانند ماسک جنگ ستارگان و گرد باد را نیز دارد و با توجه به تجربه ایشان در این بازی ما شاهد گرافیک بسیار بالایی بودیم و مدل سازی بافت ها نیز به صورت بسیار زیبایی طراحی شده است . کنترل بازی نیز در حد واندازه خوبی است وکنترل ماشین ها نیز به خوبی طراحی شده است موسیقی و صدا گذاری نیز یکی از نکات قوت این بازی است با این تفاصیر اگر می خواهید لذت رانندگی با یک پورشه بنز لامبورگینی تویوتا ویا BMW را در دنیایی مجازی تجربه کنید میتوانید need for speed most wanted را در کنسول های pc , xbox , xbox 360 , ps2 , gc , psp و nds بازی کنید . |
|
+ نوشته شده در
Sat 22 Jul 2006ساعت 10:31 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
Gun سبک وسترن در بازی ها سبکی است که طرفداران نسبتا" زیادی نداردولی با بازی Gun نظر هر بازی خوری تغییر خواهد کرد . داستان بازی از شکار پدر و پسری به نام های Ned و کولتون آغاز می شود بعد از گذشت چند مرحله ند تصمیم می گیرد برای دیدن دوست خود سوار بر کشتی بخار شود و کولتون نیز پدر را همراهی می کند همه چیز خوب پیش می رود ولی ناگهان با مرگ دوست ند و حمله سربازان ناشناس به کشتی همه چیز به هم می ریزد و ند با دادن نشانی به کولتون در کمال ناباوری به او می گوید که من پدر تو نیستم و برای نجات جان کولتون او را به آب پرت می کند و بعد از چند لحظه کشتی به هزاران تکه تبدیل شده و کولتون می ماند و هزاران سوال بی جواب پدر واقعی او کیست ؟ ند چه کسی بوده است ؟این نشان چیست ؟ و چه کسانی به کشتی حمله کرده اند .
داستان بازی بسیار عالی و زیبا و در حد فیلم های هالیوودی است و شما را واقعا مجذوب خود می کند . در ابتدای بازی حرکات غیر طبیعی اسب ها شما را آزار می دهد ولی در کل این بازی یک تحول در سبک وسترن است و شما در خلال داستان اصلی ماموریت هایی نیز برای انجام دادن در دست دارید .بازی حالتی مثل بازی max payne دارد که در آن شما شاهد تصاویر آهسته زیبایی خواهید بود . محیط های بازی بسیار زیبا طراحی شده است و صدا گذاری بازی حال و هوای بازی را به خوبی نمایش می دهد از نکات منفی بازی نیز می توان به نبود یک نقشه مناسب برای بازی اشاره کرد به طوری که شما بعضی مواقع احساس سر درگمی می کنید .
|
|
+ نوشته شده در
Sat 22 Jul 2006ساعت 3:4 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
Brothers in arms earned in blood این بازی ادامه مناسبی برای road to hill است . نمایش بخش های احساسی و شاعرانه پدیده ویرانگر جنگ نکته ایی است که در این بازی به آن توجه شده است . بازی به حدی عاطفی و احساسی است که شاید سربازان جنگ جهانی دوم هنگام بازی گونه هایشان خیس شود ولی سازندگان به هیچ وجه نتوانسته اند این حس را در بازی خور ایجاد کنند که او در میدان جنگ است
بازی به نسبت نسخه قبل از هوش مصنوعی بالاتری بهره مند شده است . بازی در آسان ترین درجه هم بسیار سخت به نظر می رسد و به پیش بردن بازی کار آسانی نیست . یکی از نکات قوت این بازی موزیک و ملودی است که حالت بازی را به خوبی منتقل می کند . گرافیک بازی نسبت به نسخه قبل بهتر شده است ولی باز هم نتوانسته نظر بازی خور ها را به سمت خود جلب کند . در کل این بازی چیز بالاتری از نسخه قبلی خود ندارد . کنترل بازی هم با نادیده گرفتن بعضی از حرکات رزمی خوب ارائه شده است و کمی به جنگ جهانی دوم نزدیک شده است .این بازی در کنسول های pc , xbox و ps2 در دسترس است . |
|
+ نوشته شده در
Sat 22 Jul 2006ساعت 0:7 قبل از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
ghost recon 3 (xbox , pc)very good
win back 2 (ps2) not bad driver 4 ( pc , ps2 , xbox )good desperados 2 ( pc ) good fifa street 2 (pc , ps2 ) not bad hitman 4 (pc, ps2) good ice age 2 ( pc , ps2 , xbox , gc ) good tomb raider legend ( all consoles ) very good narch gamer`s choice |
|
+ نوشته شده در
Sun 9 Jul 2006ساعت 12:47 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
بلاخره ما هم مجبور شدیم وارد بحث بی پایان سخت افزار بشیم پس این خبرو بشنوید که اگه بچه مایه دار هستید و عاشق گیم در انتخاب کارت گرافیکی دو تا انتخاب در پیش دارید یا Geforce GTX 7800 Ultra و یا ATI Radeon X1900 cross fire پس انتخاب با شماست از بین این دو کارت ۵۱۲ هر کدومو می خواید بخرید تا برای ۵ سال آینده از گیما عقب مونید .
|
|
+ نوشته شده در
Sat 17 Jun 2006ساعت 0:42 قبل از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
می دونم چه حالی دارید ولی نگران نباشید زود تموم میشه حالا نوبت معرفی شد
اکشن ( اول شخص و سوم شخص ) : اگر از بازی های call of duty 2 , quake 4 , total over dose , fear , matrix خسته شدید می تونید uber soldier , ghost recon 3 رو بازی کنید . ماجرایی : nibiru , aghata chrise , paradise از جمله این بازی ها هستند . استراتژی : age of empires 3 , sivilization 4 , black and wight برای شما rise of legends اتومبیل رانی : اول most wanted بعد la rush , crc 2005 ورزشی : fifa world cup germany 2006
|
|
+ نوشته شده در
Wed 7 Jun 2006ساعت 3:21 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
اینم عیدی ما به شما
|
|
+ نوشته شده در
Mon 10 Apr 2006ساعت 6:24 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
Quake 4
در هنگام بازی کلید های ctrl , alt و ~ را همزمان فشار دهید تا کنسول بازی فعال شود و سپس کد های زیر را وارد کنید فعال کردن کنسول فقط با ~ : com_allowconsole1 شکست ناپذیری : GOD گرفتن مهمات : give ammo گرفتن همه اسلحه ها : give all weapons گرفتن همه چیز : give all حذف همه دشمنان : killmonsters سلامتی کامل : give health قدرت اسلحه ها ۴ برابر : give quad
|
|
+ نوشته شده در
Mon 6 Mar 2006ساعت 3:49 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
Total overdose pc , xbox , ps2 امروزه تعداد بازی های سبک gta روز به روز در حال افزایش است ولی بیشتر آنان ناکام بوده اند اما اوضاع برای total overdose کاملا متفاوت است . این بازی یک تقلید هوشمندانه از بازی های gta , max payne و حتی فیلم desprado است . درست است این بازی از نظر گرافیک و کنترل در برابر بازی های معروف حال حاضر حرفی برای گفتن ندارد ولی مطمئن باشید حرکات رومیرو شما را میخکوب خواهد کرد . داستان از جایی آغاز می شود که تامی کروز برای مقابله با قاچاقچی بزرگ مکزیک وارد عمل می شود ولی در یکی از ماموریت های خود توسط یک نارنجک مسدوم می شود و ناچرا کار های ناتمام خود را به برادر خلافکار خود رومیرو می دهد . مراحل بازی آنقدر تنوع دارد که شما را به هیچ وجه خسته نمی کند . شما مانند gta می توانید سوار ماشین مورد علاقه خود شده و در los toros بگردید کنترل وسایل نقلیه نیز چیز زیادی از gta کم ندارد .
اما رمیرو که یک آکروبات باز واقعی است و شما با استفاده از او می توانید بیش از ۶۰ نوع حرکت را اجرا کنید و بعد از انجام هر حرکت نیز نام آن حرکت را از زبان خود رومیرو بشنوید و امتیازی برای آن حرکت بگیرید . در ابتدای بازی شما به جای پدر تامی و رومیرو وارد بازی می شوید ولی در کمال ناباوری شاهد مرگ پدر آنها توسط یک مرد از dea ( سازمانی شبیه سیا خودمون !! ) می باشید و در مرحله پایانی نیز وظیفه شما کشتن قاتل پدرتان است .
موسیقی های زیبای hip hop درون بازی با فضای شهر ها سازگاری زیبایی دارد به هر حال امتحان یکی از بهتزرین بازی های سال خالی از لطف نیست .
|
|
+ نوشته شده در
Fri 3 Mar 2006ساعت 2:21 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
Prince of persia : the two thrones
pc , ps2 شاید بسیاری از بازی خور های ایرانی طرفدار پرو پا قرص شاهزاده فارس باشند اما آن ها هم باید تحمل انتقاد را داشته باشند . شاید شماره های اول و دوم این بازی توانسته بودند آبروی ubisoft را بخرند ولی pop 3 چیزی جز یک تقلید مزحکانه نیست . بازی به هیچ وجه داستان پیچیده ایی ندارد و یکی از نقات ضعف بازی نیز کوتاه بودن آن است . بازی با سفر شاهزاده و کالینا به بابیلون آغاز می شود و بعد روبه رو شدن آن ها با دشمنان شاهزاده کشتی آن ها غرق شده و پرنس شجاع هنگامی خبر دار می شود که کار از کار گذشته است و کالینا اسیر شده است یا بهتر بگوییم مرده است . در این میان پرنس برای نجات کالینا قدم پیش می گذارد ولی نمی داند که شن های زمان چه خوابی برای او دیده اند .
در این میان تنها نکته مبهم بازی dark prince است که هیچ نقشی در پیش برد بازی ندارد . بازی از نظر گرافیکی تغییر چندانی نسبت به پرنس ۱ ندارد ولی حرکات پرنس های بازی ( !!!!! ) حتما شما را سرگرم خواهد کرد و شما از درشکه سواری کشتن های سریع آنها نیز لذت خواهید برد . در پایان باید گفت با وجود بازی هایی مثل fear , call of duty 2 , quake 4 پیشنهاد این بازی برای وقت گذرانی کار احمقانه ایی است .
|
|
+ نوشته شده در
Thu 2 Mar 2006ساعت 3:52 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
ببخشید طول کشید ولی با این حال نتایج خوبی براتون دارم اول از همه از کسانی که به ما منت گذاشتن تشکر می کنیم و اما نتایج در کمال ناباوری بازی های prince of persia 3 و call of duty 2 هر دو با کسب ۶ رای اول شدند و fifa 06 هم با ۵ رای دوم شد در این میان need for speed most wanted با ۳ رای توانست سوم شود . اما شما لطف کردید و بازی هایی مثل gta 5 , medal of honor , gta 4 را هم گفته بودید که البته ساخته سال ۲۰۰۵ نیستند . امید واریم با این اوضاع بتونید یه بازی برای بازی کردن پیدا کنید . بازم ممنونم .
|
|
+ نوشته شده در
Thu 2 Mar 2006ساعت 3:20 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
تو یه نظر سنجی به ما بگین بهترین بازی سال ۲۰۰۵ چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برای شرکت در نظرسنجی نظر بدید مهلت : تا پایان بهمن ماه ۱۳۸۴ |
|
+ نوشته شده در
Sun 19 Feb 2006ساعت 6:47 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
بهمن و اسفند ۱۳۸۴
بازی های pc Call of duty 2 در منوی اصلی بازی وارد game options شوید و دکمه ~ را فشار دهید و در کنسول باز شده عبارت spdevmap eldaba"1337'' seta thereis acow را وارد کنید تا رمز های بازی فعال شوند . در هنگام بازی بعد از باز کردن کنسول بازی ( فشار کلید ~ ) رمز های زیر را وارد کنید : Noclip = عبور از میان دیوار ها give all = گرفتن سلاح ها Notarget = دشمنان به شما شلیک نمی کنند give ammo = پر شدن مهمات و نارنجک serious sam 2 در منوی اصلی بازی کلید shift سمت راست را فشار داده و نگه دارید و به ترتیب دکمه های F1 F3 F4 F3 F3 F4 را بزنید تا منوی رمز های بازی فعال شود . کد های تقلب ps2 shadow of the collosus (ntsc/uc) infinite health = D937E8C6 0CA5AA7C 2937E893 B1277A65 infinite grip = D937E8C6 0CA5AA7C 2937E8E6 B1277A65 |
|
+ نوشته شده در
Fri 17 Feb 2006ساعت 4:42 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
بهمن ۱۳۸۴
Call of duty 2 با وجود بازی هایی مثل wolfenstein , brothers in arms , medal of honor و ...بازی call of duty 2 جایگاه ویژه ایی پیدا کرده است . با بازی کردن call of duty 2 پی می برید که جنگ ها و نبرد های نفس گیر آن را در هیچ بازی دیگری ندیده اید و عنوان بهترین بازی اول شخص سال شایسته این بازی بود در call of duty 2 شما به نبرد های سنگین در روسیه - شمال آفریقا و اروپای مرکزی می روید و هر چقدر هم که مراحل را پشت سر بگذارید باز هم بر جذابیت آن افزوده می شود . بازی جنگ جهانی دوم را روایت می کند . البته شاید این موضوع کمی تکرارای باشد ولی داستان آن در کل کلیشه ای به شمار می رود . ماموریت های بازی بسیار متنوع و سرگرم کننده اند و بیشتر شامل پاکسازی خانه ها و روستا ها و دفع حملات می شوند که همگی این مراحل به بهترین نحو ممکن طراحی شده اند . برخلاف بسیاری از بازی های اکشن دیگر در این بازی اثری از بسته های سلامتی نیست و همین امر کار شما را در انجام ماموریت ها ساده تر می کند . برای پر کردن جان خود کافی است لحظه ایی از دویدن و یا مبارزهکردن دست بردارید و در گوشه ای استراحت کنید . مراحل چند نفره بازی هم به طور زیبایی طراحی شده اند .
خلاقیت دیگر درون بازی نحوه ذخیره کردن بازی است که در آن دیگر نیازی به save یا load کردن بازی نیست و در عوض chekpoint هایی که در بازی وجود دارد کار شما را باز هم آسان می کند .یکی از نکات ضعف بازی کوتاه بودن آن است که مطمئنا هر بازی خوری می تواند آن را به راحتی به پایان برساند . ولی در عوض بازی call of duty 2 با هوش مصنوعی عالی و بخش چند نفره جالب خود می تواند شما را برای مدتی هر چند کوتاه سرگرم کند . گرافیک بازی در حد خوبی قرار دارد اما عالی نیست ولی در عوض جلوه های انفجار و نبرد های درون بازی به آسانی حس را منتقل می کنند .موزیک و صدای بازی بسیلر پر ابهت هستند تاثیر خود را بر بیننده در صحنه های پر هیجان بازی می گذارند . در پایان باید گفت که امتحان کردن این بازی واقعا ارزش دارد و مطمئن باشید تا call of duty 3 بازی ایی به این زیبایی وارد بازار نمی شود .
|
|
+ نوشته شده در
Tue 14 Feb 2006ساعت 6:25 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
بلاخره وقت شد تا یک سری رمز از gta 5 برای شما قرار دهیم
Pink traffic LLQPFBN راننده عصبانی====YLTEICZ چاق شدن======BTCDBC عضلات قوی=====JYSDSOD
|
|
+ نوشته شده در
Sun 12 Feb 2006ساعت 7:8 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
بهمن ۱۳۸۴ The Sims 2 night life PC در حین بازی کلید های c + shift + ctrl را فشار داده و کد های مورد نظر خود را وارد نمایید . بدست آوردن 1000$ : kaching بدست آوردن 50000$ : motherlode Need for speed most wanted PC ,PS2 کد های زیر را در منوی اصلی بازی وارد کنید iammostwanted : آزاد کردن تمام ماشین castrol : آزاد کردن castrol ford GTI Resident evil 4 pal-beta max money : 2042dcec 0098967f infinite ammo : 2012020c 24420000 infinite health : 1042dcf6 00000960
NARCH = GAMER`S CHOICE
|
|
+ نوشته شده در
Sun 29 Jan 2006ساعت 7:23 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
بعد از اکران فیلم سایلنت هیل اکنون خبر هایی از به پرده کشیدن max payne - hitman - و halo به گوش می رسد . باید دید آیا این فیلم ها می توانند به اندازه بازی های خود موفقیت کسب کنند . |
|
+ نوشته شده در
Sun 29 Jan 2006ساعت 4:3 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
Stubbs the zombie نام بازی زیبا همراه با سبک بسیار جذابی است که شما در آن در نقش یک زامبی وارد بازی می شوید . بعد از رواج بازی های پر خشونت که در آن از زامبی ها استفاده می شد اکنون این بازی با نگاهی کمدی به زامبی ها قصد دارد کمی از خشونت آن بازی ها بکاهد . این بازی برای pc و xbox با سبک اکشن می تواند شما را تا آمدن بازی های بعدی سرگرم کند . |
|
+ نوشته شده در
Sat 28 Jan 2006ساعت 9:53 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
برای همه کسانی که می خواهند اخبار بازی ها را دنبال کنند یک سایت جالب وجود دارد . سایت game spot اخبار و وضعیت تمام بازی های pc , ps2 , ps3 , xbox , xbox 360 , psp , rev , gba و gc را عنوان کرده است امید وارم دادن آدرس این سایت باعث دلسردی شما از narch نشود ؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
Fri 20 Jan 2006ساعت 7:4 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
بازی fifa 2006 یکی از بازی های برتر سال 2005 بود که با گرافیک و امکانات زیاد نظز بسیاری از طرفداران این سبک را جلب کرد و توانست از رقیب خود یعنی winning eleven 9 یا pro evelation soccer 5 پیشی بگیرد و بهترین بازی ورزشی سال 2005 شود . این بازی با ( cpu 2/ 0 , graphic card 128 , ram 256 ) به راحتی اجرا می شود . |
|
+ نوشته شده در
Fri 20 Jan 2006ساعت 2:52 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
fear
بازی fear یکی از بازی هایی است که در چند ماه اخیر حرف و حدیث های زیادی درباره آن شده است . خیلی ها این بازی را یک افتضاح می دانستند و خیلی ها هم یک شاهکار ولی در کل این بازی توانست با امتیاز ۵/۱۸ بهترین بازی اول شخص سال لقب بگیرد . نکته مثبت این بازی مبارزه های دلهره آور و ترسناک و صحنه های بصری مناسب آن است و از نکات منفی می توان به بالا بودن سیستم مورد نیاز برای اجرای این بازی ( cpu=2/7 , graphic card= 128 , ram=1024 ) اشاره کرد . گرافیک : گرافیک بازی عالی است و تقریبا از تمام تکنولوژی های روز در آن استفاده شده است . موزیک و صدا : موزیک با ابهت است و صدا ها حالت ترس را به خوبی منتقل می کنند . کنترل : کنترل بازی راحت و با فیزیک زیبایی کار شده است . داستان : داستان بازی یکی از نکات قوت این بازی است ولی در کل داستان بازی کوتاه است . برای کسب اطلاعات بیشتر از بازی های مورد علاقه خود نظر بدهید تا در ماه آینده در همین صفحه شاهد نقد آن باشید . |
|
+ نوشته شده در
Wed 18 Jan 2006ساعت 3:15 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
یک بازی اتومبیل سواری تمام عیار برای تمام طرفداران این سبک . most wanted از شرکت EA games برای xbox , ps2 , gc و pc در ۵ سی دی موجود می باشد . |
|
+ نوشته شده در
Wed 18 Jan 2006ساعت 2:55 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
از بهترین بازی های سال ۲۰۰۵ که با گرافیک ـ کنترل و داستان عالی یکی از بهترین بازی های سبک استراتژیک است . این بازی از شرکت ms games است و با کارت گرافیک ۶۴ و رم ۲۵۶ به همراه cpu ۱/۶ قابل اجرا است . |
|
+ نوشته شده در
Mon 16 Jan 2006ساعت 5:46 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
xbox 360 در پاییز ۸۴ وارد بازار شدو با فروش خوبی هم روبه رو شدولی این سوال پیش می آید که آیا این کنسول نسل آینده می تواند مقدار فروش ملیونی sony راازان خود کند . شایان ذکر است کنسول جدید sony تابستان ۸۵ وارد بازار خواهد شد . |
|
+ نوشته شده در
Mon 16 Jan 2006ساعت 5:39 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
سبک اکشن : devil may cry 3 , god of war , resident evil 4 برنده : resident evil 4 اکشن اول شخص : battlefield 2 , call of duty , f.e.a.r برنده : f.e.a.r ماجرایی : myst , farinhate , nibiru برنده : farinhate اما قابل ذکر است بازی فیفا ۲۰۰۶ بهترین بازی ورزشی و god of war هم بهترین موسیقی و بازی condimend هم بهترین گرافیک سال ۲۰۰۵ را دارا بود . نظر فراموش نشود . |
|
+ نوشته شده در
Sun 8 Jan 2006ساعت 5:34 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
driver 4 فروردین ۱۳۸۵ ps2 , pc half life 3 بهمن ۱۳۸۴ pc hell gate سال ۱۳۸۵ pc |
|
+ نوشته شده در
Sun 8 Jan 2006ساعت 5:17 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
این بازی یکی از بازی هایی به شمار می آید که هنوز وارد بازار نشده اند و ما از روی دموی پخش شده فهمیدیم که بازی دارای گرافیک خوب است به طوری که با شلیک گلوله ایی شاید شاهد فرو ریختن بخشی از ساختمان باشید . اسلحه ها بسیار پیشرفت کرده و کارایی خود را به خوبی نشان می دهند . |
|
+ نوشته شده در
Thu 22 Dec 2005ساعت 7:49 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
این بازی تزکیبی از بازی های gta و maxpayne وفیلم دسپرادو است که به علت دارا بودن صحنه های پر از خشونت برای گروه سنی ۱۸ سال به بالا مناسب است پیشنهاد می کنیم حتما" این بازی را امتحان کنید . |
|
+ نوشته شده در
Sun 18 Dec 2005ساعت 6:17 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
در باره این بازی حرف و حدیث های زیادی نقل شده است و ما به جز دیدن یک دمو از این بازی اطلاعات دیگری نداریم . از خود دمو مشخص بود که این بازی برای ps3 در فروردین ۱۳۸۵ وارد بازار می شود . |
|
+ نوشته شده در
Sun 18 Dec 2005ساعت 6:11 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
این بازی که برای تمام کنسول ها در بازار موجود است شباهت زیادی به بازی spider man دارد . این بازی اکشن ماجرایی و تولید کننده آن شرکت ubi soft است . |
|
+ نوشته شده در
Sun 18 Dec 2005ساعت 6:4 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
این بازی برای کنسول های ps2 و xbox موجود مباشد که دارای گرافیک وفیزیک بالایی است و از لحاظ نور پردازی هم کار زیادی روی آن انجام شده است .تنوع مراحل در این بازی واقعا" تحسین برانگیز است و ما این بازی را به تمام دوستداران سبک اول شخص توصیه می کنیم . |
|
+ نوشته شده در
Sun 18 Dec 2005ساعت 5:59 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
سری دوم از سری بازی های call of duty در بازار موجود است که توانسته طرفدارن زیادی جذب کند . این بازی از نظر گرافیکی و فضای بازی پیشرفت خوبی نسبط به نسخه اول داشته است .
|
|
+ نوشته شده در
Sun 18 Dec 2005ساعت 5:48 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
هر مشکلی که در باره با کامپیوتر دارید با ما در میان بگذارید
|
|
+ نوشته شده در
Thu 15 Dec 2005ساعت 2:40 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
family media guide امروز لیست پر خشونت ترین بازی های سال ۲۰۰۵ را اعلام کرد .
gta san andereas God of war killer 7 narc resident evil 4 |
|
+ نوشته شده در
Thu 1 Dec 2005ساعت 5:37 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
بعد از نسخه اول از بازی true crime در لس آنجلس اکنون نوبت true crime بعدی در خیابان های نیویورک است .
محیط اجرا :ps2 سبک : action
|
|
+ نوشته شده در
Mon 28 Nov 2005ساعت 6:53 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
یکی از بازی هایی که شاید این روز ها تعریفش را زیاد شنیده اید پایان معصومیت ( Quest of persia ) است که حرف و حدیث های زیادی درباره آن وجود دارد . برای کسب اطلاعات بیشتر از این بازی به سایت شرکت فنی مهندسی نوین پندار مراجعه کنید . قیمت : ۲۵۰۰۰ ریال تولید کننده : هنر های پویا تعداد سی دی : ۲عدد تاریخ انتشار : ۲۹/۰۷/۱۳۸۴ |
|
+ نوشته شده در
Mon 28 Nov 2005ساعت 6:6 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
فقط متال جیر یه فامیل زیادی نزدیک بازی و آمار گیری آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
رضا ولي پور رضا ولی پور |
|
RSS
|