![]() |
![]() |
|
|
چند سال پیش کمپانی راک استار یک شیطنت بزرگ انجام داد و بازی Manhunt را عرضه کرد که به دلیل خشونت بیش از حد مورد توجه بسیاری از گیمر ها قرار گرفت. این بازی در مورد یک فرد زندانی با نام James Earl Cash بود که تقریبا امید خود را از زندگی از دست داده بود. جیمز بازیچه ی کارگردانی با نام Starkweather قرار گرفته بود و تمام جرکات او توسط این فرد فیلمبرداری میشد و باید راه خود را از میان وحشیان و دیوانگان ادامه میداد. از مشخصه های این بازی می توان به خشونت بسیار بسیار زیاد آن باید اشاره کرد. با اینکه سبک بازی بصورت مخفی کاری بود ولی شخصیت بازی به طرز فجیعی با استفاده از آلات مختلف دشمنان را نابود میساخت و بازی پر از خون ریزی بود و البته این خشونت به مزاج بسیاری ها از جمله خود بنده بسیار خوش آمد و سبک زیبا و نوآوری هایی که آن زمان وارد این سبک نمود تحسین برانگیز بود. اما راک استار سر این بازی مورد سرزنش بسیار قرار گرفت و بار ها این بازی مسئولین این کمپانی پرطرفدار را روانه دادگاه های مختلف نمود اما باید دانست که راک استار را نمیتوان با دنیای کثیف و خشونت و... جدا دانست و عرضه بازی های موفقی مانند GTA ,The Warriors, Bully گواه بر این است. البته آخرین محصول آنها یعنی Table Tennis جدا از این مساله است. پروژه اصلی این کمپانی در سال جاری GTA IV است اما نمیتوان از Manhunt 2 نیز که بر روی PS2 ,PSP ,Wii حدود 1 ماه دیگر عرضه میشود چشم پوشید.
اولین چیزی که در این نسخه قابل توجه است سپرده شدن ساخت بازی به استدیو لندن راک استار است و سازنده این شماره دیگر rockstar North نیست، و بازهم یک درد همیشگی و آن این که عوض کردن سازنده به اثر لطمه وارد نکند! البته استدیو سازنده حرف هایی برای دفاع از خود زده است که حرف های آنها مبنی بر این است که آنها زمینه جدیدی را برای این بازی خلق خواهند کرد و خط داستانی تاریک تر و جذابتر از نسخه ی قبل میباشد. جالب است بدانید ساخت بازی از سال 2004 یعنی تقریبا بعد از عرضه شماره اول شروع شده است. شخصیت اصلی داستان در این شماره عوض شده است و دکترجوانی با نام Daniel Lamb میباشد. او در 29 ام ماه می سال 1963 به دنیا آمده است، مانند تمامی انسانهای دیگر در زندگی خود به فکر رسیدن به آرزو های خود است و پیشرفت در کار خود را در الویت اول قرار داده است، دارای دو فرزند است و به همسر خود عشق می ورزد و البته کار خود را بسیار دوست دارد که باعث شده است با درآمدی که به دست می آورد زندگی خوبی داشته باشد. اما پروژه ای با نام رمزیه The Pickman Project توسط دکتر whyte که مدیر این پروژه در حال انجام است و دکتر لمب یکی از محققان اصلی این پروژه است که بر روی آن به همراه دیگران از جمله دکتر Pickman کار میکند. دکتر Pickman دارای مدارک عالیه در مورد داروسازی میباشد و در این پروژه شرکت دارد؛ ولی آیا وظیفه اصلی او چیز دیگری است؟ این پروژه شامل چه چیزی است؟ محققان در این پروژه بر روی ساخت سلاح هایی که بر روی اعصاب تاثیر گذار است کار میکنند و میتوان نام آنرا ساخت سلاح های عصبی گذاشت. دکتر Pickman وظیفه شناخت دارو و ترکیبات شیمیایی برای درمان و ساخت این پروژه را در دست دارد. کارها به خوبی پیش میرود اما اتفاق بدی می افتد و سرمایه گذار اصلی این طرح دستور لغو این طرح را صادر میکند و دکتر Pickman دستور بسته شدن طرح را میدهد اما او با چندین تن از دانشمندان اصلی که یکی از آنها لمب است کار تکمیل آنرا بصورت مخفی انجام میدهد. لمب تمام تلاش خود را به کار گرفته است و خیلی مشتاق است تا حاصل کار خود را ببیند. سرانجام لمب به صورت داوطلب برای آزمایش پروژه دست به کار میشود و به بیانی ساده تر او خود را در این راه یک موش آزمایشگاهی میکند و تصمیمی میگیرد که زندگی او را 180 درجه میچرخاند! آزمایش پروژه شروع میشود اما کارها مانند برنامه و کاغذ پیش نمیرود و با یک اشتباه دکتر جوان دانیل لمب ضربه فنی میشود و پس از تست پروژه به تیمارستان Dixmore فرستاده میشود. این تیمارستان در واقع مرکزی برای بزهکارانی است که دارای بیماری هایی روانی هستند که تمامی کار های خلاف آنها به صورت غیر عمد در پرونده آنها ثبت شده است و این مرکز مکانی برای نگهداری آنها است و در واقع زندانی برای آنها میباشد. آثاری از آزمایش بر مغز دانیل دیده میشود که باعث می شود به او لقب دیوانه بدهند. اما دلیل اصلی فرستاده شدن او به این تیمارستان چیز دیگری است؟ توطئه هایی که پشت پرده بر علیه کارکنان این پروژه روی میدهد؟!
شش سال میگذرد و داستان اصلی بازی شروع میشود و به زمان حال میرسیم. شش سال زندگی در تیمارستان با آدمهای خطرناک دانیل را بسیار افسرده میکند و او همیشه یک فکر در ذهن آشفته ی خود دارد "فرار" و آیا اینکه هنوز زندگی او پا برجا مانده؟ آیا فرزندان و همسر او هنوز او را دوست دارند؟ روز ها میگذرد و دانیل لمب هر روز با این افکار عمر خود را میگذراند. اما در آن طرف داستانی شخصی با نام Leo Kasper نیز یکی از بازماندگان دیگر پروژه بوده است. او در 19 ژوئن 1972 به دنیا آمده است و بسیار جوان است اما او نیز با تهمت دیوانگی در تیمارستان زندانی شده است. در گذشته او یک مامور دولتی بوده است و به دلایلی که هنوز معلوم نیست وارد این پروژه شده بود. الان که پروژه تموم شده است فرار برای این دو و کشف حقایق بزرگترین هدف می باشد. در یک شب بارانی و طوفانی بر اثر رعد و برقی که به ساختمان اصلی تیمارستان برخورد میکند برق قطع میشود و تمامی در های زندانیان که با قفل الکتریکی کنترل میشود باز می شود. در تاریکی پس از اینکه لمب چشمان خود را باز میکند یک جسد از مسئولین را با لباس سفید که آغشته به خون شده است را میبیند و البته یک سرنگ در دستان خود که قطره های خون از آن جاری شده است این صحنه دیوانگی لمب را به حد مرگ بالا میبرد و او نمیداند چه میکند و کیست و هدف او چیست؟ فقط یک چیز را در پیش روی خود میبیند درب زندان که در تاریکی نمایان است اما این درب مانند همیشه بسته نیست و بدون هیچ نگهبانی باز رها شده و یک شانس بزرگ پیش روی است که این شانس بزرگ وابسته یک انتخاب بزرگ است. انتخاب لئو و لمب فرار است، این دو با کمک یکدیگر پس 6 سال از کابوسهای خود رها میشوند و حالا هر دو به دنبال یک هدف مشترک هست یعنی کشف حقایق و پیگیری موضوع پروژه The pickman. البته هدف لمب پیدا کردن همسر و فرزندانش نیز است. البته این 6 سال به کل مغز او را شستشو داده است و خاطرات مبهمی از گذشته دارد حتی او دیگر مطمئن نیست که آیا خانواده اش واقعی است یا زاده تخیل اوست ولی اما با این ذهن آشفته به راه خود ادامه میدهد... .
داستان این شماره واقعا زیبا و به دور از داستان های کلیشه ای و بسیار جنجالی است و وجود دو قهرمان در داستان یعنی لئو و لمب آنرا مهیج تر میکند. (البته از بخش داستانی لئو چیزی فاش نشده است برای همین زیاد در مورد او و خط داستانی در مورد او اطلاعاتی در دست نیست) در یک نتیجه گیری کلی با یک داستان جنجالی روبرو خواهید بود، البته قهرمان اصلی داستان دانیل است. گیم پلی بازی از همان حالت شماره 1 بهره میبرد و سبک اصلی آن مخفی کاری خواهد بود البته تغییراتی داشته است که به آنها اشاره خواهیم کرد: مانند تمامی بازی سبک اکشن مخفی کاری سایه ها و تاریکی نقش حیاتی برای شما ایفا میکنند و در این بازی نیز شما باید خود را از دید دشمنان مخفی کنید و سایه ها و گوشه های دیوار ها و اشیا و ... بهترین گزینه برای این کار خواهد بود. البته شما میتوانید با از بین بردن لامپ ها و یا خاموش کردن آنها محیط را تاریک کنید. یکی از حرکات جالبی که دانیل میتواند انجام دهد سینه خیز رفتن و بالا رفتن از اشیا است که در نسخه قبل کمبود آن حس میشد. مانند نسخه قبل یک رادار صدای های ایجاد شده توسط شما را نشان میدهد به طوری که کوچکترین صدا ها مانند راه رفتن و یا خشاب گذاری اسلحه یا نفس نفس زدن کاراکتر ایجاد صدا میکند. شما همچنین با تولید صدا های بلند تر مانند مشت زدن بر دیوار یا شکستن شیشه و ... میتوانید دشمنان را گمراه سازید. البته در نسخه PS2 این بازی با استفاده از هدست میتوانید صدا تولید کنید تا دشمنان را گمراه کنید. مانند نسخه قبل شما هنگامی که پشت دشمن میروید دارای سه راه برای کشتن برای هر اسلحه هستید که هر راه به مراتب از دیگری وحشیانه تر است و مانند نسخه قبل با نگه داشتن کلید حمله میتوانید بین این سه نوع حمله یکی را انتخاب کنید. حالت اول نشانه به رنگ سفید است که در این حالت سریع میتوانید دشمن را بکشید و در حالت دوم نشانه زرد میشود که باید 3 ثانیه کلید را نگه دارید و در حالت اخر که نشانه قرمز میشود باید 6 ثانیه کلید را نگه دارید که اگر چنین عملی را انجام دهید هم لذت بیشتری خواهد داشت و جایزه بهتری میگیرید.
در بازی شما دارای اسلحه های زیادی هستید که مهم ترین آنها سلاح های گرم است که شامل کلت و شاتگان و تک تیرانداز و یوزی و مگنوم و flare Gun و ... میباشد که البته نسخه Wii این بازی دارای 3 اسلحه انحصاری با نامهای Stright Razor و Mace و Broken bottle است که به ترتیب تیغ ریش تراشی و گرز و بطری شکسته است. البته اسلحه های سرد دیگری مانند شیشه و چاقو و ساطور و پاکت و خودکار و سرنگ و باتوم و داس و ... نیز حضور دارند که هر کدام از آنها به طور جالبی استفاده میشود و هر کدام دارای سه درجه برای کشتن دشمنان میباشند. در نسخه Wii با توجه به قابلیت آن باید حرکت مطابق با آنچه که هست انجام شود و در نسخه PS2 ,PSP با زدن کلیدها این کار را باید انجام داد. مطمئنا انجام این بازی با Wii باید بسیار لذت بخش باشد. یک حالت دیگر که به این شماره اضافه شده است استفاده از عوامل موجود در محیط برای کشتن دشمنان است به طور مثال اگر یکی از آنها کنار فیوز برق باشد میتوانید سر او را گرفته و داخل فیوز بکنید و یا میتوانید سیم تلفن را دور گردن او بپیچید یا میتوانید آنها را از ارتفاع به پایین هل دهید. از این گونه مثالها زیاد است که باعث شده است که در گیم پلی بازی تنوع خوبی ایجاد کند. با اینکه اشیای زیادی برای استفاده در نبردها دارید اما تعداد مشخصی از آنها را میتوانید حمل کنید و محدودیت برای وزن اشیا در نظر گرفته شده است. البته یکی از اشیایی که همیشه همراه دانیل و لئو خواهد بود چراغ قوه ی اوست که در تاریکی ها بسیار به او کمک میکند. هر اسلحه ی دارای درجه ای است که نشان دهنده ی سلامت آن اسلحه است. به طور مثال یک چوب بیسبال بعد از چندین ضربه میشکند و دیگری قابل استفاده نیست. دشمنان در این نسخه بسیار با هوش تر از قبل هستند و کمی رفتارهای آنها دینامیک است یعنی بسته به موقعیت تغییر میکند و اگر آنها را با صدا به بازی بگیرید حتما دنبال منشا صدا میگردند تا آن را پیدا کنند. در نبردها نیز به صورت تیمی شما را محاصره میکنند و با شما میجنگند. یکی از کارهای جالب استفاده از چراغ قوه است و البته ورود به سایه ها و تاریکی ها یکی دیگر از عوامل جذاب است به این صورت که اگر دانیل یا لئو در همان منطقه باشند برای شناسایی نشدن توسط دشمنان یک مینی گیم کوچک را باید انجام دهید به طوری که دکمه هایی بر روی صفحه ظاهر میشود و شما باید آن ها را بزنید تا مخفی گاه خود را نگه دارید. در کل گیم پلی بازی مانند قبل است و فقط جزییات به آن اضافه شده است و البته اشکالهای آن برطرف شده است و با اضافه شدن چند المان و نوآوری های خاص جذابتر شده است.
در مورد گرافیک بازی باید بگوییم که: بازی در برابر کنسول های نسل جدید حرف خاصی برای گفتن ندارد و بر روی PSP دارای گرافیک قابل قبولی است اما نسخه PS2 , Wii آن چنگی به دل نمیزد و بافت های ضعیف و مدل های بی کیفیت بدترین چیزی است که به چشم می آید ولی نورپردازی ها نسبت به دیگر مشخصه ها بهتر کار شده است و در این میان نسخه Wii دارای گرافیک قابل قبول تری است. البته راک استار اعلام کرده است که سعی کرده اند تا از قدرت Wii به خوبی استفاده کنند. صداگذاری بازی بر عکس گرافیک آن خوب است، چون صدا یکی از تاثیر گذار ترین عوامل بر گیم پلی است و به آن بسیار توجه شده است و صدای تمامی اشیا به خوبی صدابرداری شده و صدای جیغ و خنده و ... دشمنان بسیار واقع گرایانه است و voice acting نیز در حد بسیار خوبی قرار دارد و با لهجه های خیابانی ادا میشوند و با توجه به مشخصه ی همیشگی بازی های راک استار پر از الفاظ رکیک و صحنه های ناپسند است به اضافه خشونت بالا که باعث شده است این بازی درجه AO یعنی فقط برای بزرگسالان را نصیب خود کند. همین عوامل باعث شده است تا آنتی گیمر معروف جک تامپسون دوباره محصولات راک استار را سوژه ی کار خود قرار دهد و با عرضه این بازی ها مبارزه کند و دادگاه های بسیار برای Manhunt 2 و GTA IV تشکیل داده است اما هنوز کاری از پیش نبرده است. در کل Manhunt 2 در مقابل بازیهای بزرگ نسل حاضر حرف خاصی برای گفتن ندارد البته گیم پلی و داستان زیبای آن میتواند کسانی که این سبک و خشونت دوست دارند راضی نگه دارد. |
|
+ نوشته شده در
Mon 16 Jul 2007ساعت 6:49 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
طرفداران هری پاتر برای افتتاحیه پنجمین فیلم از رشته فیلمهای هری پاتر به نام «هری پاتر و محفل ققنوس» در برابر سینماها صف بستهاند. این فیلم که نخست در ژاپن به نمایش درآمده بود، در روز ۳ ژوئیه در لندن نیز اکران شد.
تردیدی نیست که این فیلم نیز مانند سایر فیلم های سری هری پاتر با فروش بالایی روبرو خواهد شد.
از اولین ساعات سپیده دم جمعیتی انبوه زیر رگبار باران در برابر سینما ادئون صف بستهاند تا هنرپیشههای هری پاتر را در کنار خالق این شخصیت خارق العاده خانم رولینگ تماشا کنند. طرفداران فیلم با شنل های سیاه و کلاه گیس سفید در کنار فرش قرمزی صف کشیدهاند که برای ورود بازیگران پهن شده است.
دانیل رادکلیف که از سال ۲۰۰۱ در نقش هری پاتر (پسر جادوگر) ظاهر شده، امروزه از محبوب ترین و ثروتمندترین هنرپیشههای بریتانیا به شمار میرود. در کنار او اما تامسون و روپرت گرینت روی فرش قرمز ظاهر میشوند و برای طرفداران خود دست تکان میدهند.
زنی در صف تماشاگران میگوید:«جون رولینگ نابغه است.... من از هلند آمدهام تا فقط این فیلم را تماشا کنم. من از خواندن کتابهای هری پاتر خسته نمیشوم. آدم میتواند بارها بخواند و با هر بار خواندن چیزهای تازهای کشف کند.»
همه مشتاقانه منتظر آگاهی از سرنوشت هری پاتر هستند اما هیچکس دقیقا نمیداند که راز کشش و جذابیت این داستان در کجاست. در سال ۱۹۹۷ زن اسکاتلندی گمنامی به نام جون رولينگ کتاب داستانی برای کودکان منتشر کرد که هيچکس برای آن موفقيتی چنين بزرگ را پيش بينی نمیکرد. طی چند سال و با انتشار جلدهای بعدی رمان، هری پاتر، قهرمان اين داستان، به محبوب ترين و نامی ترين چهره داستانهای تخيلی و جادويی بدل شد. از سری داستانهای هری پاتر که تا کنون ۶ جلد آن منتشر شده، حدود ۳۰۰ ميليون نسخه در سراسر جهان به فروش رفته و به بيش از ۶۰ زبان ترجمه شده و در حدود ۲۰۰ کشور جهان خوانده میشود. داستان با جلد هفتم به پایان میرسد. در فیلم تازه به عنوان «هری پاتر و محفل ققنوس» نیز بار دیگر نبرد خیر و شر جریان دارد. فضای این فیلم نسبت به آثار قبلی تیرهتر و غمبارتر است.
داستان هری پاتر يکسره در دنيای اسرارآميز سحر و جادو میگذرد که سازوکار آن با دنيای آشنای ما متفاوت است، اما اين دنيا در کتاب خانم رولينگ چنان ماهرانه و پرکشش و با تصاويری چنان زنده معرفی شده، که خواننده آن را باور میکند و به يک معنی در ماجراهای آن سهيم میشود.
از سال ۱۹۹۷ تا کنون نسلی به همراه هری پاتر شکل گرفته و پا به پای پسرک شيردل و نیک سرشت بزرگ شده است. دانیل رادکلیف ایفاگر نقش هری پاتر امروز هفده سال دارد. او پا به پای شخصیت جذاب و دوست داشتنی کتاب قد کشیده است.
او با عشق فراوان این نقش را ایفا میکند و میگوید: «در هر فیلم شاهد ترس ها و نگرانی های یک نوجوان هستیم و در فیلم تازه هم این مسئله منعکس شده است. هری دوران سختی را از سر میگذراند و بسیار تنها و خشمگین است. او سرانجام هدف زندگی خود را درک میکند.»
فیلم «هری پاتر و محفل ققنوس» از روز ۱۲ ژوئیه در سینماهای آلمان به نمایش در میآید. نمایش عمومی پنجمین فیلم هری پاتر، تنها چند هفته پیش از انتشار هفتمین و آخرین بخش از سری هری پاتر به نام «هری پاتری و قدیسان مرگ» صورت میگیرد. در آلمان صدها هزار نفر منتظر ترجمه آلمانی کتاب هستند که تیراژ آن بی تردید به نزدیک دو میلیون نسخه خواهد رسید. ![]() |
|
+ نوشته شده در
Mon 16 Jul 2007ساعت 6:41 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
|
جی.کی. رولینگ" - نویسنده ی داستان های پرطرفدار هری پاتر - اعلام کرد، برخی خوانندگان، طرح داستان پایانی هری پاتر را دوست خواهند داشت و عده ای دیگر نیز از آن متنفر خواهند شد."
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در حالی که تنها هفت روز به انتشار کتاب "هری پاتر و قدیسان مرگ بار" مانده است، رولینگ اعلام کرد: "ماهیت طرح داستان کتاب هفتم، احساسات فراوانی را برمی انگیزد." خبر دیگر درباره ی هری پاتر این که شبکه ی خبری BBC مسابقه ای را با عنوان "داستان 100 کلمه یی" برگزار کرده است و از طرفداران هری پاتر خواسته تا هر آن چه را که تاکنون در شش قسمت قبلی هری پاتر اتفاق افتاده، در قالب یک داستان 100 کلمه یی بنویسند و ارایه دهند. علاقه مندان هری پاتر باید تا قبل از 21 جولای (30 تیر) داستان شان را برای شرکت در این مسابقه بفرستند. پنج داستان برتر که سبک نگارشی خلاقانه داشته باشند، پیش از انتشار آخرین کتاب هری پاتر، در وب سایت خبری BBC قرار می گیرند. .از سوی دیگر، طبق یک نظرسنجی انجام شده، تقریبا یک ششم هواداران هری پاتر بعد از خرید آخرین کتاب، بلافاصله به صفحات پایانی آن مراجعه خواهند کرد. وب سایت طرفداران هری پاتر به فاصله ی یک هفته تا انتشار کتاب آخرین کتاب هری پاتر، به نظرخواهی از هواداران این شخصیت جادویی درباره ی پایان احتمالی داستان هفتم اقدام کرده است. پس از آن که رولینگ اعلام کرد، در پایان کتاب هفتم، دو شخصیت اصلی داستان خواهند مرد، کنجکاوی علاقه مندان به هری پاتر برای اطلاع از آن شدت گرفت. به گزارش رویترز، در همین زمینه، کتاب فروشی زنجیره یی واترستون از طرفداران هری پاتر نظرسنجی ای انجام داد، که نشان می دهد 17 درصد از این افراد بلافاصله بعد از خرید کتاب هفتم، بدون خواندن صفحات میانی، به سراغ پایان داستان خواهند رفت، تا بفهمند کدام شخصیت ها خواهند مرد. یک سوم افراد شرکت کننده در نظرسنجی نیز اعلام کردند، آماده اند تا یک شب را بیدار بمانند و کتاب را به پایان برسانند. نتایج نظرسنجی همچنین نشان داد، دخترهای علاقه مند به داستان های هری پاتر زودتر از پسرها داستان را به پایان می رسانند و تقریبا به 30 ساعت زمان برای پایان کتاب احتیاج دارند.
|
|
+ نوشته شده در
Mon 16 Jul 2007ساعت 6:35 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
دانیل رادکلیف در صحنهای از "هری پاتر و محفل ققنوس"
"محفل ققنوس" ضمنا رکورد 1/40 میلیون دلاری فروش روز اول "هری پاتر و جام آتش" را در سال 2005 شکست که بهترین فروش روز اول فیلمی از مجموعه "هری پاتر" بود. هر چند آن فیلم در یک یک روز جمعه اکران شد. |
||||||
|
+ نوشته شده در
Mon 16 Jul 2007ساعت 6:22 بعد از ظهر توسط رضا ولي پور |
|
||||||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
فقط متال جیر یه فامیل زیادی نزدیک بازی و آمار گیری آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
رضا ولي پور رضا ولی پور |
|
RSS
|