تبليغاتX
NARCH IS YOUR IDEA
 
همه ی ما مدتی از عمرمان را در مدرسه گذرانده ایم برای عده ای این دوران بسیار بد و عذاب آور بوده است و برای عده ای دیگر بسیار خوب و دلنشین. مطمئنا برای ما گیمر ها عذاب آور بوده است زیرا در بسیاری اوقات باعث شده است که از بازی دور باشیم اما بازی هیچوقت نمی تواند جای علم را بگیرد. مطمئنآ چیزی که در مدرسه ها پیدا می شود شیطنت های بچه گانه است. کارهایی از قبیل دعوا کردن، بازی کردن، گچ پرتاب کردن، کل کل کردن، اذیت کردن معلمان عزیزمان، دستکاری پرونده ها، درس نخواندن، تکلیف انجام ندادن و ... . کارهای زیادی انجام داده ایم که تازه این یک چشمه از آنها بوده است. اما اشتباه نکنید بازی سنتر مدرسه نیست! بلکه موضوع مطلب ما بازی جدید شرکت Rockstar می باشد که Bully نام دارد.
bully1
قبل از هر صحبتی باید عرض کنیم که این بازی در استرالیا و اروپا با نام Canis Cathem Edit شناخته می شود. این بازی ابتدا قرار بود برای 2 کنسول PS2 و Xbox به بازار عرضه شود اما خبری رسید مبنی بر آن که نسخه Xbox بنا به دلایلی نامعلوم کنسل شده است و فقط برای PS2 عرضه خواهد شد. سازنده این بازی راکستار ونکوور می باشد، این شرکت در کلمبیا بنا شده است و قبلا به طور مشترک با راک استار بر روی Homeworld: catalysm کار می کردند و در حال حاضر با تمام کارکنان خود که حدود 70 نفر هستند بر روی Bully کار می کنند. کلمه Bully به معنای گردن کلفت می باشد پس تا آخر قضیه را بخوانید که این بازی به چه گونه است. داستان بازی از این قرار است که: Jimmy Hopkins یک نوجوان است که در مدرسه ای درس می خواند که در آنجا همه ی بچه های شیطان جمع شده اند تا توسط کارکنان به نحوی تربیت شوند. جیمی نیز یکی از این دانش آموزان است اما چیزی او را همیشه مستثنا از دیگران قرار می دهد او می خواهد متکی به خود باشد و تمام مدرسه و دانش آموزان را کنترل کند. در مورد جیمی باید عرض کنیم که مادرش ازدواج پنجمش را به ثبت رساند و به ماه عسل رفته است و به گونه ای جیمی را ترک کرده است و برای تربیت کردن جیمی او را در این مدرسه ثبت نام کرده است و جیمی باید این سال تحصیلی اش را در این مدرسه بگذراند. نام این مدرسه Bullworth می باشد. جیمی عقیده ای برای خود دارد و آن هم این است که هیچ وقت نمی خواهد به طور درست و حسابی درس بخواند و می خواهد دانش آموزان بزرگ مدرسه یعنی گردن کلفت ها را به طوری از راه بردارد و او باید به گونه ای در این سال تحصیلی دوام بیاورد و با سختی ها بجنگد تا به هدفش برسد. در این راه شما باید جیمی را کمک کنید.

bully2
همانطور که می بینید در داستان این بازی خبری از جنگ و عشق و خیانت و ... نیست بلکه یک سوژه ی بسیار زیبا است که همه ی ما با آن درگیریم. اگر می خواهید بدانید دیگر چگونه می توانید مدرسه را خراب کنید ادامه مطلب پاسخگو شما خواهد بود!
در این بازی شما
آزاد هستید تا برای خود تصمیم بگیرید. بازی بصورت غیر خطی دنبال می شود. به طور مثال شما می توانید در روزی که مدرسه شروع می شود با توجه به ساعتات، فعالیت های خود را انجام دهید. مثلا روزی جیمی باید از ساعت 8 صبح تا 10 صبح در کلاس باشد و بعد از آن زنگ تفریح و کلاس بعدی و بعد از ظهر ساعت 2 وقت نهار و دوباره یک کلاس و بعد تعطیلی و ساعت 10 شب خاموشی. شما می توانید به طور مثال در هنگام زنگ اول در کلاس حاضر نشید و به کارهای دیگر بپردازید یا موقع نهار دعوا راه بیندازید و یا شب به طور مخفیانه به بیرون از خوابگاه بیایید و به گردش بپردازید. می توانید با تیر و کمانی که ساخته اید شیشه های مدرسه را بشکنید یا در دعوا از آن استفاده کنید. می توانید با معلم ها به دعوا بپردازید یا آنها را اذیت کنید یا در پرونده ها دست ببرید. می توانید دخترهای مدرسه را اذیت کنید یا عاشق آن ها شوید و با آنها دوست شوید یا با آنها ... . می توانید درحین اینکه دانش آموز ها در کلاس هستند آژیر خطر را بزنید تا به طور اساسی برنامه درسی همه را خراب کنید. می توانید دخترهای مدرسه را در دعوا ها به عنوان جایزه دریافت کنید. می توانید وسایل شخصی و پول دانش آموز را بدزید. می توانید پسر های مغرور را بین دخترها ضایع کنید و همین طور دخترها را. می توانید در پشت لباس دانش آموزان بر چسب بچسبانید و بر روی آنها چرت و پرت بنویسید. می توانید با بچه های دیگر همکاری کنید تا یک نقشه بکشید تا یک شیطنت بزرگ را فراهم آورید. می توانید ورزش هایی مانند بسکتبال و فوتبال و راگبی و والیبال و... انجام دهید. می توانید غذای مدرسه را آلوده کنید تا دانش آموزان مریض شوند. می توانید با دوچرخه و اسکیت برد و اسکوتر و ماشین به گردش بپردازید. می توانید حرکات بسیار زیبا با این وسایل انجام دهید و ... .

 

البته شما باید همه چیز را در نظر داشته باشید شما باید همیشه به فکر ماموران مدرسه که وظیفه مراقبت را دارند باشید زیرا اگر آنها کارهای شما را مشاهده کنند با جریمه روبرو می شوید. پس باید همیشه درحین انجام کارها مراقب باشید. البته همینطور اگر دانش آموزی را آزار دهید ممکن است با آنها روبرو شوید و آنها چند نفری به دنبال شما بیایند. شما می توانید فرار کنید یا خود را تسلیم کنید.
 
bully3

جریمه ها می تواند به صورت فیزیکی باشد و یا بصورت تکالیف درسی. به طور مثال یکی از جریمه های بازی این است که تمام تخته های گچی را تمیز کنید.
رابطه ی شما با دانش آموزان هم در این مسیر پر اهمیت است به طور مثال هنگام دعوا می بیند که عده ای از دوستانتان برای کمک شما آمده اند و یک دعوای بزرگ راه می افتد. البته بر عکس این هم صدق می کند در هنگام سختی ها دشمنانتان کارتان را دشوار تر می کنند.

حاضر شدن در سر کلاس ها فایده هایی هم دارد: با حاضر شدن در سر کلاس های ریاضی، شیمی، ورزش و ... می توانید مهارت های زیادی به دست بیاورید مثلا در زنگ ورزش می توانید قدرت بدنی خود را افزایش دهید و بعد موقع کار های فیزیکی خیلی قوی تر عمل کنید. یا در کلاس ادبیات می توانید قابلیت سخنوری خود را افزایش دهید یا سر کلاس شیمی می توانید موادی را بوجود آورید که توسط آن مثلا جایی را منفجر کنید. از این طور مثال ها بسیار زیاد است. البته بازی مثل سری بازی های سیمز دارای شبیه سازی زندگی می اشد مثلا شما نمی توانید 24 ساعت بدوید بلکه جیمی نیاز به خواب و غذا و ... نیز دارد.ضربات اصلی با کلید مربع صورت می گیرد و کلید دایره نقش یک کلید کمکی را دارد به هر حال کنترل با آنالوگ صورت می گیرد و آن طور که بازی تست شده است شاهد یک کنترل نرم و روان بوده اند. متاسفانه موقعی که بعد از 1 سال عکس های بیشتری و تریلرهایی از بازی پخش شد فهمیدیم باید قید گرافیک بالا را بزنیم این بازی دارای گرافیک متوسط می باشد البته محیط های بازی وسیع می باشد و مدلهای زیادی در آن حضور دارند که این خود در پایین بودن گرافیک تاثیر گذار بوده است. اما باز هم قابل قبول است. مدل های بازی گوناگون هستند و هر کدام از دانش آموزان نقش خاصی را دارند و هر کدام استیل خاص خود را. افکت های تصویر واقعا فوق العاده است و بسیار خوب به تصویر در آمده اند. هر دانش آموز عضو کلاسی است و هر کلاس دارای مدل های زیاد. در بازی شما با یک محیط وسیع روبرو هستید
ما چیزی از موزیک بازی نشنیده ایم که بخواهیم در مورد آن قضاوت کنیم اما صدا گذاری قابل قبول است صدای زنگ مدرسه و ضربه ها و شکستن شیشه و انفجارها و ... .صدا گذاری شخصیت ها در حد قابل قبولی قرار دارد و بازهم مثل همیشه شاهد دوبله ای قوی هستیم مثل همه ی محصولات راک استار همه ی اشخاص از اصطلاحات عامیانه استفاده می کنند و تنها چیزی که جای خالی است الفاظ رکیک است که در این گونه بازی ها زیاد است، که استاد این گونه بازی ها راک استار است که در هر بازی این شرکت این الفاظ نقش کلیدی را احیا می کنند. این بازی قبل از آمدنش در بین بزرگسالان جنجالی به پا کرده است و الان در دادگاه در حال بررسی است اما درجه این بازی به احتمال زیاد M است به دلیل الفاظ رکیک و صحنه های مبتذل و خشونت بالا و ترویج فرهنگ نادرست!! متاسفانه با اینکه 1 سال است از افشا این پروژه می گذرد اطلاعات زیادی فاش نشده است تا اینکه چندی پیش که این بازی از خواب تقریبا 1 ساله بیدار شد با چند عکس و تریلر این اطلاعات را بدست آوردیم. اگر مطلب کم بود به گیمری خود ببخشید. به هر حال مطمعن باشید این بازی به اثری استثنایی تبدیل می شود و مانند GTA به عنوان یک شاهکار باقی خواهد ماند. موفقیت این بازی را ما تضمین خواهیم کرد
bully4
+ نوشته شده در  Thu 9 Nov 2006ساعت 5:39 بعد از ظهر  توسط رضا ولي پور | 
خرید بازی های روز از طریق اینترنت در سایت DC                                                     

1. pro evolution soccer

2CD                       1DVD

GFHDF

 

 

 

 

 

2.FIFA 07

4CD              1DVD

UIU

 

 

 

 

 

3. NEED FOR SPEED CARBON 11

6CD                           1DVD

HGJF

 

 

 

 

 

4. BATTLE FIELD 2142

5CD                       1DVD

HJDFS

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  Tue 7 Nov 2006ساعت 3:58 بعد از ظهر  توسط رضا ولي پور | 
باز هم شرکت Midway سراغ معروفترین و پرطرفدارترین بازی سبک فایتینگ یعنی Mortal Kombat رفته است. این شرکت همواره سعی می کند یاد این بازی را در خاطره ها نگاه دارد و هر سری با نوآوری تازه تر آنرا عرضه می کند که هر چند هر دفعه دارای نکات مثبت و منفی خاصی می باشند ولی همواره مورد توجه مخاطبانش قرار می گیرد. نسخه ی هفتم از سری بازی های Mortal Kombat با عنوان Armageddon در حال ساخت می باشد. اینبار تمام 60 مبارز قدیمی به علاوه ی مبارزان جدیدی برای نبرد تا سر حد مرگ وارد داستان می شوند

در مورد تاریخچه ی بازی به هیچ وجه نمی توان توضیح کوتاهی ارائه کرد اما ما بررسی را از نسل جدید بازی که با Deadly Alliance شروع شد، شروع می کنیم. در دهمین سالگرد ساخت بازی سازندگان بعد از مدتی سکوت (آخرین بازی عرضه شده از این سری Special Forces بود که فاجعه ای بیش نبود) با یک گروه تغییر یافته نسبت به گذشته بطوری که تقریبا نیمی از اعضا گروه در MKهای قبلی همکاری نداشتند پروژه ی جدید بازی را آغاز کردند و بار دیگر اخطار بزرگی به دیگر Fighting ساز ها داده اند. کل گیم پلی بازی از پایه تغییر کرده بود و از همه مهمتر داستان بازی بود که با اتحاد QuanChi و Shang Tsung و قتل Liu Kang بدست این دو شروع می شد و مقدمه ای بود بر آینده ی بازی. در این نسخه برای روایت ماجراهای بازی بخش جدیدی با عنوان Konquest به بازی اضافه شده بود که در آن با هرکدام از شخصیت ها بازیی با حالت داستانی انجام می دادیم و فنون جدید بازی را هم یاد می گرفتیم. در نوع مبارزات هم تغییرات زیادی صورت گرفته بود از جمله قرار دادن دو حالت مبارزه ی دستی و یک حالت مبارزه با سلاح برای هر شخصیت.
کار تازه شروع شده بود دو سال بعد قسمت بعدی بازی با نام Deception عرضه شد که با اضافه کردن ضربات Breaker و دو بخش به عنوان Chess و Puzzle توانست بعنوان بهترین بازی مبارزه ای سال توسط اکثر سایت های معتبر بازی انتخاب شود. اینبار داستان بازی وسعت بیشتری پیدا کرده بود و از طرفی در طول بخش Konquest اطلاعات بیشتری از پیش زمینه ی زندگی شخصیت های محبوب و قدیمی به دست می آوردیم و همچنین با روابط بین آنها آشنایی کاملی پیدا می کردیم. در این نسخه در ابتدا بطور غیر مستقیم به ما گفته می شد که تمام مبارزان جناح خوب توسط Deadly Alliance نابود شده اند و فقط Raiden خدای محافظ زمین باقی مانده ولی او هم نابود می شود ولی این پیروزی DD هم دوام ندارد چون QuanChi هم Shang Tsung را نابود می کند اما اینبار قویترین و بدترین دشمن همه وارد می شود و این سه نفر را نابود می کند و حالا Dragon King به عنوان دشمن همه وارد ماجرا می شود و هر کسی را که در سر راهش باشند نابود می کند.
سال گذشته هم بازیی با عنوان Shaolin Monks عرضه شد که با سبک Action/Adventure و Fighting ماجراها را تقریبا از انتهای نسخه ی اول تا پایان نسخه ی دوم توضیح می داد و ما را با پیش زمینه ی بیشتری از شخصیت ها آشنا می کرد اما جز سری اصلی، بدلیل نوع جدید سبکش به حساب نمی آمد ولی برای کسانی که از روی کنسول های نسل حاضر با این سری آشنا شدند برای فهم پایه های داستان تا حدودی کمک رسان بود ولی خود بازی هم بازی بسیار خوبی در این سبک بود و با اینکه امتیاز های خیلی خوبی از سایت های معتبر نگرفت توانست به خوبی مورد توجه قرار گیرد! داستان بازی در این دو شماره ی اخیر کاملا محور اصلی ماجرا شده بود و حالا ادامه ی داستان بازی یک مقداری سخت تر می شود چرا که باید سازندگان دلیل قانع کننده ای برای مردگانی که باز می گردند داشته باشند و البته مثل همیشه انتظار می رود که دلایل سازندگان قانع کننده باشد. در این نسخه از بازی با مبارزه ی نهایی روبرو خواهیم شد شاید دلیل انتخاب اسم Armageddon هم اشاره به نبرد آخر الزمان دارد ولی این حرف ها در مورد مبارزه ی پایانی در حقیقت استعاره از این است که سری MK روی نسل حاضر کنسول ها و با این نوع مکانیک گیم پلی در این بازی به پایان می رسد.

mm1

در مورد گیم پلی بازی اطلاعات زیادی منتشر شده که در ادامه به توضیح قسمت های مهم خواهیم پرداخت.
منوی اصلی بازی به دو بخش کلی تقسیم می شود: در ابتدا Kombat Mode که در آن می توانید طبق روال گذشته به مبارزات تک نفره پرداخته و دموی پایانی (Ending) هر کدام از شخیت ها را باز کنید. و بخش دوم که Multiplayer Mode نام دارد و در آن به مبارزه با دوستان خود می پردازید. البته بخش تمرینی (Training Mode) هم در این قسمت قرار دارد.
بخش بعدی مربوط به ساخت شخصیت یا Kreate A Character است که تقریبا برای اولین بار در تاریخ بازی ها با این وسعت در ابزار طراحی شخصیت روبرو خواهیم شد. در این بخش ما با طراحی ظاهر، نوع مبارزه ی دستی، نوع مبارزه با اسلحه، حرکات ویژه، نکات اضافی و همچنین زندگی نامه ی شخصیت روبرو هستیم. در بخش طراحی ظاهر با تمام ابزاری روبرو هستیم که در بازی های معمول مثل بازی های ورزشی EA نمونه ی آن را می بینیم ولی بخشی که این بازی را از دیگر بازی ها در زمینه ی ساخت شخصیت متفاوت کرده بخش سبک مبارزات است که در این قسمت شما برای شخصیت خود کمبو می سازید همچنین حرکات Finish him/her را هم خود شما طراحی می کنید. البته در بخش طراحی فنون تا یک جایی دست شما باز است برای اینکه ممکن است عده ای تعداد دکمه هایی که در یک کمبو می زنند را خیلی زیاد کنند. همچنین این بخش شامل نکات اضافی مربوط به انتخاب صدا و همچنین حرکت بعد از پیروزی می باشد. در بخش زندگی نامه هم می توانید برای شخصیت خود داستانی بنویسید که در بخش Online شخصیت شما را مطرح می کند.
بخش دیگر بازی Kombat Online است که البته قرار است یک سری امکانات جدید به آن اضافه شود اما هنوز هیچ خبری در مورد آن فاش نشده است. در این قسمت می توانید مثل نسخه ی قبل از شخصیت های خود بازی هم علاوه بر شخصیت هایی که خودتان می سازید نیز استفاده کنید.
بخش باقی مانده Konquest Mode است. (البته بخش دیگری هم قرار است در بازی باشد که خبری از آن ذکر نشده است) این بخش داستان دو برادر از سرزمین Edenia به نامهای Daegon و Taven است که توسط پدرشان برای نابودی Blaze فرستاده می شوند و کسی که برنده ی این ماجرا باشد تبدیل به قهرمان Edenia می شود ولی در این راه اتفاقات مهم تری می افتد که البته ما چون کنترل Taven را به عهده داریم از دید او ماجرا را می بینیم. این بخش از بازی با شباهت بیشتری نسبت به Shaolin Monks ساخته خواهد شد تا conquest هایی که قبلا دیده ایم که البته این عمل کیفیت بازی را بالاتر می برد .در این بخش همانند گذشته می توانید به جمع آوری سکه و باز کردن صندوق ها و آزاد کردن شخصیت های جدید از این طریق بپردازید.
طبق گفته ی سازندگان همچنان بخش Krypt در بازی حضور خواهد داشت که می توانید سکه های بدست آمده را در اینجا خرج کنید.

mm3

نکات جدیدی تا به اینجا در مورد نوع مبارزات فاش شده است که از بین آنها می توان به مبارزات هوایی و همچنین انجام Fatality آزاد اشاره کرد. مبارزات هوایی مثل خیلی از فیلم های کونگ فویی می باشد یعنی مبارزات شخصیت ها جایی غیر از روی زمین است که در نسخه ی دو بعدی شاهد آن بودیم اما بدلایلی از نسخه ی DD به بعد در بازی ها حضور نداشت اما باز هم مانند قبل اضافه شده است. این بخش البته چندان هم پیشرفته نیست چرا که کسی که اولین ضربه را می زند می تواند ضربات بعد را هم بزند مگر اینکه نفر مقابل جلوی ضربه ی او را بگیرد و البته در مبارزات هوایی بعد دو یا سه ضربه مبارزه روی زمین ادامه پیدا خواهد کرد. بخش ساخت Fatality برای خیلی ها مهم است چون برای اولین بار اینچنین امکانی را می بینند، در این بخش گیمر اجازه زدن 10 دکمه را در یک بازه ی زمانی کوتاه دارد که در هر مرحله این بازه ی زمانی کوتاه تر هم می شود و اگر شما در این بازی زمانی نتوانید دکمه ی مورد نظر را بزنید امکان ادامه ی Fatality از شما گرفته می شود، در ضمن در پایان هر Fatality هم به شما بر اساس عملکردتان امتیاز داده می شود.

طراحی ها و گرافیک بازی شباهت زیادی به Deception دارد ولی با یک موتور گرافیکی بهبود یافته در زمینه جزییات مبارزه ها و همچنین Konquest Mode. در قسمت مبارزات تک به تک شاهد مبارزانی شفاف و با حرکاتی بهتر خواهیم بود. طراحی به روز شده شخصیت های سری های قدیمی مانند Stryker، Sheeva، Kintaro و ... به خوبی با یک طراحی خوب از روی از روس نسخه های قدیمی صورت گرفته و هیچ گونه تفاوتی وجود نخواهد داشت. محصی بازی با چیزی که در Deception مشاهده شد برابری می کند و تغییر خاصی ندارد. البته این موضوع خوشحال کننده است که بدانیم تمامی محیط های سری های قدیمی MK با همان جزییات و داشتن طبقات مختلف نیز در این بازی وجود خواهند داشت.

قسمت صدا بازی تا پایان کار وقت زیادی دارد ولی با توجه به صدای موجود در دمو ها بازی دارای یک صداگزاری خوب نسبت به نسخه های قبلی می باشد. گفتگوی شخصیت ها به خوبی صورت گرفته و موزیک بازی با توجه به سبک فایتینگ دارای جذابیت و همخوانب لازم با بازی می باشد
.

با توجه به مطالب ذکر شده Armageddon یک دگرگونی موثر و گیرا در تمام سری های این بازی می باشد. مجموعه کاملی از مبارزان، بخش طراحی شخصیت، بخش Konquest جدید، بخش مبارزه ای بهبود یافته و ... نوید یک بازی پیادار در این سری را می دهد. اگر چه ممکن است کمبود بخش های تفریحی همچون Puzzle و Chess در این بازی احساس شود ولی احتمالا وجود Mode جدید اعلام نشده و محتویات جدید این فقدان را پر خواهد کرد. تاریخ ریلیز بازی پاییر امسال برای کنسول های PS2 و XBOX اعلام شده است. در پایان نکته ی باقی مانده اینکه MK بازی ایست که خیلی ها با آن بزرگ شده اند و حالا با خاطره ای خوش قصد خداحافظی با آن را تا کنسول های نسل بعد دارند


mm6

+ نوشته شده در  Tue 7 Nov 2006ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط رضا ولي پور | 

Gears of War اولین بار در دمویی که هدف آن نشان دادن قدرت خارق العاده انجین Unreal 3 بود در نمایشگاه E3 پارسال از خود رد پا به جای گذاشت که توانست نظر خیلی از گیمرها و مسئولان مختلف رو به خود جلب کند و حتی جوایز بسیاری را به خاطر گرافیک فوق العاده خود کسب کند و چشم انداز ها و نورپردازی فوق العاده ی آن باعث شد که در بین بازیهای هم رده ی خود در E3 محبوبیت بیشتری پیدا کند.سبک اين بازي نيز نوعي نوآوري محصوب ميشود چون تلفيق بسيار زيبايي از دو سبک action shooter و tactical shooter است.در يک بازي با سبک tactical shooter کنترل تیم و مراقبت از افراد گروه از مهمترین عوامل هست.در بازی Gears of War هم این چاشنی یعنی کنترل و راهنمایی گروه به وسیله ی دستورات به کار گرفته شده است.سبک action shooter هم حاوی کارهایی مثل مراقبت از جان خود و نشان دادن واکنشهای مختلف در زمان حمله ی دشمن است.در GoW هم چنین ویژگیهایی وجود دارد.برای مثال زمانی که در مقابل یک دشمن قرار دارید کاراکتر شما میتواند به میزی که در کنار خود قرار گرفته لگد بزند و آن را به صورتی روی زمین بیندازد تا بتواند از آن به عنوان سنگر استفاده کند.سپس در حالی که در پشت میز سنگر گرفته اید هم میتوانید بدون هدف و نشانه گیری به دشمن تیراندازی کنید و هم میتوانید ریسک کنید و از پشت میز بیرون بپرید و دشمنان را از بین ببرید.وسایلی که از آنها به عنوان پوشش استفاده میکنید در اثر ضربه خوردن و یا اصابت گلوله به آنها تغییر میابند و ممکن است از بین بروند.برای مثال همان میزی که در پشت آن هستید ممکن است در اثر شلیک دشمن شکسته شود و همین امر باعث میشود که سرعت عمل شما در بازی افزایش یابد و شما مجبور میشوید که سریعا فکری برای نجات جان خود بکنید.یکی دیگر از ویژگیهایی که به زیباترشدن گیم پلی در این بازی کمک کرده است عامل نور و روشنایی است.برای مثال زمانی که شما در یک کانال تاریک قرار دارید و هیچ وسیله ای که بتواند روشنایی ایجاد کند در اختیار ندارید , میتوانید از شلیک کردن برای ایجاد نور استفاده کنید.دشمنان شما نیز که اغلب هیولاهایی تنومند هستند از روشنایی برای نابود کردن شما استفاده میکنند.مثلا وقتی شما درون ساختمانی قرار دارید و دشمن شما در خیابان است او به دنبال یک عامل اشتعال مثل یک چراغ می گردد و آنها را به سمت ساختمانی که شما در آن قرار دارید پرتاب میکند تا ساختمان آتش بگیرد.از اسلحه هایی که شما در طول بازی از آنها استفاده میکنید اطلاعات چندانی منتشر نشده اما اسحله های سرد نیز در کنار اسلحه های گرم وجود دارند.

gg1

GoW قابلیت بازی چند نفره را نیز برای کاربران XboxLive دارا میباشد.طبیعتا در قسمت چندنفره ی این بازی مانند بازیهای چندنفره ی دیگر همچون Ghost Recon و Rainbow Six کار گروهی و کنترل تیم مهمترین وظیفه کاراکتر شماست.اما ویژگی ای که قسمت چندنفره این بازی را نسبت به بازیهای دیگر متمایز می سازد , کمک مردم موجود در مپ به شماست.مثلا وقتی در مرحله ای در حال انجام بازی چندنفره هستید ممکن است فردی در آن اطراف حضور داشته باشد که از دشمنان شما نباشد.او پس از دیدن شما به سمت شما میاید و برای دفع حملات دشمن توسط هوش مصنوعی به شما کمک میکند.در مورد گرافیک بازی نیز چیز زیادی نمیتوان گفت و ممکن است تعریف و تمجید از گرافیک این بازی نوعی عامل خسته کننده ی خوانندگان این پیشنما باشد.چون اکثر شما از قدرت Unreal 3 Engine که به اختصار U3E نامیده می شود باخبر هستید.در همین حد بدانید که Epic نهایت قدرت این موتور گرافیکی را در ساخت GoW به کار گرفته است.شما با دیدن صورت یک کاراکتر چشمان خود را خواهید مالید تا بفهمید چیزی که میبینید واقعی است یا خواب میبینید!طرز حالت ماهیچه ها و حتی رگ ها حیرت آور است.زمانی که یکی از هم گروهای شما هیولایی را در مقابل خود میبیند شما میتوانید نهایت ترس را در چهره ی آن کاراکتر ببینید و از طراحی صورت آنها لذت ببرید.در طراحی نورپردازی و افکتهای دیگر نیز نهایت دقت به کار گرفته شده است.مثلا سایه شما متناسب با زاویه تابش نور و همچنین حرکات شما تغییر میابد که این عوامل میتواند در جهت واقعی تر شدن بازی گام بردارد.از دیگر جزییات GoW میتوان به یکسان بودن محیط بازی و دموها اشاره کرد.(چیزی شبیه به بازی Riddick)یعنی دمویی که قبل از شروع یکی مرحله از بازی نشان داده می شود در آخر به کنترل کاراکتر ختم می شود که بسیار میتواند جالب باشد.هوش مصنوعی (A.I)نیز بسیار عالی کار شده و دوستان شما بسیار هوشیارانه حرکت می کنند و دستورات شما را مطابق میل شما اجرا می کنند و در موقعیت هایی که لازم است به دنبال سنگر مناسب می گردند.حرف های کاراکتر ها نیز با حرکت لبهای آنها کاملا مطابقت دارد.محیط بازی نیز کاملا مرگبار است و یک لحظه ایستادن و بی هدف بودن در بازی مساویست با مرگ!همچنین اگر شما یکی از اسلحه های دشمن را در اختیار داشته باشید و دشمن فقط اسلحه شما را ببیند خیال میکند که شما از دوستان آنها هستید و شما با این کار میتوانید آنها را گول بزنید!سازندگان بازی حاضر نشدند که اطلاعات زیادی درباره داستان در اختیار دیگران قرار دهند.اما هدف کلی از بین بردن دشمنانی به نام Locusts Horde (گروه ملخ ها) است.کاراکتر اصلی بازی هم که شما کنترل آن را بر عهده دارید Marcus Fenix نام دارد.

در کل Gears of War مخلوطی از چند سبک و زاویه دوربین مختلف است و دارای ویژگیها و متدهای فراوانی می باشد که گیم پلی را برای شما بسیار جذاب می سازد به طوری که شما هیچ گاه از بازی کردن خسته نمی شوید.همان طور که Halo عاملی برای خرید Xbox بود GoW هم می تواند عاملی برای خرید Xbox 360 باشد.چند ماه پیش J.Allard در مصاحبه ای با EuroGamer اعلام کرده بود که این بازی همزمان با انتشار برای X360 , برای PC نیز منتشر می شود اما چند روز بعد از آن مصاحبه اعلام شد که فعلا تصمیمی مبنی بر انتشار این بازی برای PC گرفته نشده اما ممکن است پس از انتشار بر روی X360 فکری برای PC بازها هم بکنند.بنابراین GoW فعلا یک عنوان انحصاری برای Xbox 360 است و امسال (احتمالا ماه جولای) با این هدف که بتواند بسیاری از گیمرها را شگفت زده سازد توسط Microsoft Games منتشر می شود.

gg2

+ نوشته شده در  Tue 7 Nov 2006ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط رضا ولي پور | 

هنگامی که PS1 به تازه‌گی میان گیمرها جا باز کرده بود، بازی اول شخصی داشت به نام Medal Of Honor که مورد توجه آن‌ها قرار گرفت. بازی‌ای که موضوع آن جنگ جهانی دوم بود و باید در نقش سربازی علیه نازی‌ها می‌جنگیدید. در اواخر دهه‌ی نود میلادی، فقط دو بازی بودند که به طرزی موفقیت‌آمیز از سوژه‌ی جنگ جهانی دوم استفاده می‌کردند. یکی از آنها همین MOH بود و دیگری Return to the castle wolfenstain. که البته هر دوی این‌ها جزء بازی‌های بیاد ماندنی هستند.

در سال 2003 بازی‌ای متولد شد که از همان دوران کودکی توانست رقبای بزرگ‌سال و با تجربه‌ی خود را شکست دهد. نام این بازی Call Of Duty است که توانست یکه‌تاز میدان‌های جنگ جهانی دوم شود. بازی پرفروشی که موفق شد دنیای جنگ جهانی دوم را به خوبی به تصویر بکشد و شما را در کنار سربازان وطن‌دوست جنگ جهانی دوم قرار دهد تا دنیا را از دست نازی‌ها نجات دهید.

در سال 2004 یک بسته‌ی الحاقی برای شماره‌ی اول COD عرضه شد که این بازی نیز به موفقیت شماره‌ی اول دست یافت. اما در اواخر سال 2004 نسخه ای با نام Finest Hour روی کنسول‌ها عرضه شد که بی‌اغراق به یکی از بهترین بازی‌های اول شخص کنسول‌ها تبدیل شد.

در اکتبر سال 2005 یعنی حدود یک سال پیش، شماره‌ی دوم COD عرضه شد و آن‌قدر موفق بود که در تمام فروشگاه‌های جهان خواستاران زیادی داشت و با گرافیکی بالا و فیزیکی قوی و البته هیجانی فوق‌العاده توانست دنیای بازی ها را جان تازه‌ای ببخشد. شماره‌ی دوم ابن بازی به یکی از بهترین اکشن اول‌شخص‌های سال تبدیل شد. حتی نسخه‌ی XBOX360 این بازی نیز جز بهترین بازی‌های آن کنسول شد. به هنگام عرضه‌ی نسخه‌ی دوم، نسخه‌ای نیز با نام Big Red One روی کنسول‌های نسل قبل عرضه شد که آن نسخه هم، مانند دیگر نسخه‌ها بسیار موفق بود.

خبرهای تازه حاکی از این است که شماره‌ی سوم این بازی فقط برای کنسول‌های نسل حاضر، و نسل جدید عرضه می‌شود و دیگر ندای وظیفه‌ی سربازان از PC به گوش نمی‌رسد. این خبر ناراحتی همه‌گان را برانگیخت. زیرا این بازی با PC متولد شد، و نباید آن را ترک کند. سازنده این شماره همان تیم سازنده‌ی Big Red One، یعنی کمپانی Treyarch است که بازی‌هایی از قبیل Spiderman و... را در کارنامه‌ی خود دارد. یعنی دیگر شرکت Infinity این مسوولیت را عهده‌دار نیست. معلوم نیست که COD3 نیز موفق خواهد بود یا خیر. زیرا شرکت سازنده‌اش عوض شده است

cod1

داستان نسخه‌ی سوم COD چندین ماه بعد از عملیات بزرگ Normandy آغاز می‌شود. در کشور فرانسه روی می‌دهد و بیشتر بر روی آزادسازی پاریس تمرکز دارد. نیروهای آمریکایی، انگلیسی، کانادایی و لهستانی که جزء گروه مقاومت در اروپا هستند، پس از شکست نازی‌ها در Normandy، وارد فرانسه شده‌اند تا بار دیگر به ندای وظیفه‌شان گوش دهند. اگرچه جهنم اوهاما تمام شده، اما جهنم پاریس در آستانه‌ی آغاز است. سازنده‌گان بازی قول داده‌اند که داستان در این نسخه، بیشتر از پیش به چشم بیاید و به خوبی با گیمر گره بخورد. داستان این نسخه مانند نسخه‌های قبلی از طریق Cutsceneها روایت می‌شود که عده‌ای از آن‌ها Realtime هستند و عده‌ای دیگر، فیلم‌هایی مستند از جنگ جهانی دوم هستند که راوی آن‌ها را روایت می‌کند. گیم‌پلی بازی به قول Treyarch از ریشه بنا شده و آن‌ها کارشان را با موتوری جدید شروع کرده‌اند. با توجه به قدرت کنسول‌های نسل جدید، باید شاهد جهشی بزرگ در این نسخه باشیم. در COD3 جنگ بسیار طبیعی‌تر از قبل شبیه‌سازی شده است. از امکاناتی که در نسل جدید فراهم آمده، می‌توان به هوش مصنوعی بالای دشمنان اشاره کرد. که به خوبی واکنش نشان می‌دهند و دیگر نباید با سربازهای مصنوعی جنگید. نکته‌ی بعدی اضافه شدن مدل‌های زیادی به بازیست. به طوری که در صحنه‌های نبرد، تعدادی بسیار زیاد از سربازها را در حال جنگیدن می‌بینید. محیط جنگ با توجه به ازدیاد سربازها بزرگ‌تر شده است و برای پایان رساندن ماموریت‌ها راه زیادی پیش روست.

نکته‌ی دیگر پیشرفت گرافیکی بازیست که می‌توان گفت چندین گام از شماره‌ی دوم فراتر رفته است. یکی از آن‌ها اجرا شدن بازی بصورت 60 فریم در ثانیه است. البته هنوز مشخص نشده است که این امکان بر روی کدام کنسول نسل جدید فراهم آمده است.

فیزیک بازی هم پیشرفتی خوب داشته و فیزیک Ragdoll بازی هم بهتر شده. حرکت‌های تمام سربازها بر مبنای Motion capture است و شاهد انیمیشن‌هایی قویتر نسبت به نسخه‌های پیشین خواهیم بود. گلوله‌ها روی همه چیز مخصوصا سنگر‌ها تاثیر‌گذار هستند که باعث می‌شود بازی طبیعی‌تر به نظر برسد. حتی نمی‌توان مدتی زیاد پشت ستون یا دیواری پناه گرفت. افکت‌های گرافیکی مانند انفجار و تخریب وسایل، از نو طراحی شده‌اند و افکت‌های انفجار و دود و گرد و غبار بهتر از قبل شده است. نورپردازی‌های پویا به خوبی انجام گرفته و به عنوان مثال، در مرحله‌ای از بازی که در هوایی بارانی همراه با رعد و برق روی می‌دهد، بازتاب نور رعد و برق به خوبی روی لباس‌های خیس سربازها دیده می‌شود. هم‌چنین بافت‌هایی بسیار حرفه‌ای برای هر مدل در نظر گرفته شده است. و لبه‌های مدل‌ها به لطف AA بسیار صاف شده است.

cod2

صداگذاری بازی نیز طبق توقع باید مانند قبل به خوبی کار شده باشد و صدای تمام وسایل جنگی مثل واقعیت، و با توجه به فاصله‌شان به گوش برسد. برای ادای دیالوگ‌های بازی نیز تقریبا از صدا‌پیشگان نسخه‌های قبلی استفاده شده است. موسیقی بازی نیز با توجه به فضای بازی، و با استفاده از سازهای مخصوص ارتش نواخته می‌شود. و بسیار عظیم و باشکوه است.

علاوه بر قسمت‌های جنگ با اسلحه، جنگ تن‌به‌تن نیز در نظر گرفته شده. به طور مثال با کنترل کنسول Wii می‌توانید با تکان دادن دسته در جهت‌های مناسب، دشمن را از خود دور کنید یا با تکان دادن پی‌در‌پی SIXAXIS در PS3 به دشمن ضربه وارد کنید. و یا در PS2 و Xbox360 با فشردن کلید مخصوص دشمن را بکُشید. وسایل نقلیه نیز به این شماره اضافه شده‌اند. که به جیپ‌ها و تانک‌های کوچک و تانک‌های استاندارد تقسیم می‌شوند و البته موتورسیکلت‌های دو نفره نیز حضور دارند که یک تیربار نیز به آن‌ها متصل است. در نسخه‌ی قبل شاهد امکانی هیجان‌انگیز، یعنی درخواست آتش پشتیبانی بودیم. این امکان در این نسخه نیز وجود دارد و به عنوان جایزه تعلق می‌گیرد. یعنی با انجام دادن ماموریت‌های جانبی، قادر خواهید بود تا با دوربین و نارنجک دودزا، مکانی را مشخص کنید تا نیروهای هوایی به داد شما برسند و آن‌جا را درعرض چند ثانیه با خاک یکسان کنند.

COD3 حالت Online را نیز پشتیبانی می‌کند. که می‌توان علاوه بر نیروهای متفقین، نازی‌ها را نیز انتخاب کرد. در این حالت، نسخه‌های Xbox360 و PS3، 24 گیمر را پذیرا هستند و بقیه‌ی کنسول‌ها با توجه به قدرت خود، تعدادی کمتر را پوشش می‌دهند. هر نفر در این حالت وظیفه‌ای را بر عهده می‌گیرد. به طور مثال سربازی تک‌تیرانداز می‌شود، سربازی پشت تیربار می‌نشیند، سربازی تانک‌ها را از بین می‌برد، سربازی دیگر کمک‌های اولیه را به سربازهای دیگر می‌رساند و... البته حالت‌های دیگر چندنفره هم وجود دارد. مثل Deathmatch یا Capture the Flag و یا قسمت‌های دیگر.

سری بازی‌های COD جنگ را به طرزی واقع‌گرایانه، و به زیبایی به تصویر می‌کشد. و داستان آن هم بر مبنای حوادث واقعی جنگ است. هنگامی که این بازی را انجام می‌دهم، روی پیشانی‌ام عرق می‌نشید و با شنیدن صدای تیر و ناله‌ی سربازها، فریاد‌زنان به سمت دشمن حمله می کنم! و پایان هر مرحله نفسی راحت می‌کشم، چون از جهنمی دیگر بیرون آمده‌ام.

 cod4

COD3 زودتر از آن‌که انتظارش را داشتیم، به باز خواهد آمد. همان‌طور که گفته شد، نمی‌توان موفقیتش را تضمین کرد. اما می‌توان بسیار به آن امیدوار بود. باید دید آیا باز هم می‌تواند در مقابل رقیبانی مانند BIA:RTH یا MOH:A دوام بیاورد و آنها را از میدان بیرون اندازد یا خیر.

+ نوشته شده در  Tue 7 Nov 2006ساعت 3:25 بعد از ظهر  توسط رضا ولي پور | 
شما به سختی می توانید جنگلی در اطراف فرانکفورت پیدا کنید، شهری در آلمان که یکی از بزرگترین مراکز مالی اروپا محسوب می شود. اما اگر بتوانید ساختمانی را پیدا کنید، شما جنگل های استوایی را خواهید یافت که توسط موجودات بیگانه و سربازان کره ی شمالی مورد هجوم قرار گرفته است... . در این ساختمان بدون شک یکی از پر طرفدار ترین و پر هوا خواه ترین بازی ویدئویی در حال توسعه است... بله ما در مورد Crysis صحبت می کنیم، کار آینده ی شرکت Crytek سازنده ی سال 2004 بازی Far Cry... .

cry

کسانی که این بازی را نمی شناسند ممکن است بپرسند که Crysis چیست؟

در ابتدا باید بگویم که این بازی هیچ ارتباطی به Far Cry ندارد و دنباله و یا ادامه ای برای آن بازی محسوب نمی شود! در عوض این یک بازی اصیل حول داستان هجوم موجودات بیگانه در جزایر اسپراتلی می باشد. جزایر اسپراتلی یکسری مجمع الجزایر کوچک هستند که واقعا در جهان حقیقی وجود دارند و در جنوب دریای چین در نزدیکی فیلیپین واقع شده و مالکیت آن به چندین ملیت تعلق دارد. اگر چه جزیره در بازی بسیار بزرگتر از نقطه ی مقابل خود در جهان واقعی می باشد که بیشتر تپه ی دریایی است تا جزیره...
داستان از آنجایی شروع می شود که یک شهاب سنگ مرموز از فضا به زمین می افتد و بر روی جزیره فرود می آید... از آنجایی که شهاب سنگ بطور آشکاری در اتمسفر شعله ور بود، ملیت های جهان مشکوک می شوند که مساله ای غیر عادی در رابطه با شهاب سنگ وجود دارد!! در هر صورت ارتش کره ی شمالی اول از همه به آنجا می رسد و ورود هر کس دیگری را به جزیره ممنوع می کند. همانطور که احتمالا اطلاع دارید کره ی شمالی و آمریکا میانه ی خوبی با هم ندارند از این رو آمریکایی ها هم نیرو های ویژه ای به جزیره اعزام می کنند. شخصیت شما و یا بنوعی قهرمان بازی عضوی از تیم نیروی ویژه ی آمریکاست که به جزیره عازم شده تا بفهمد که در آن جزیره چه اتفاقی افتاده است...
.

cry2

بخش اول بازی شامل جنگ شما با نیرو های کره ی شمالی می باشد. اما اوضاع به شکل بدتری تغییر می کند هنگامی که شی بیگانه از هم باز می شود و جزیره را منجمد می کند و بر آب و هوای زمین تاثیر می گذارد! در این هنگام دشمنان با هم متحد می شوند تا با این تهدید بمراتب خطرناک تر به مقابله بپردازند و آن را متوقف کنند و ادامه ی ماجرا... .
اگر شما Far Cry را بازی کرده باشید پس می دانید که Crytek کمپانی ای هست که به گیم پلی بدون محدودیت و باز بسیار اعتقاد دارد. زیبایی آن بازی به این علت بود که شما آزادی عمل کامل داشتید که به هر کجا بروید ضمن اینکه می توانستید به روش خودتان بازی کنید! اگر احساس جنگجویی داشتید می توانستید مسیر مستقیم را در پیش گیرید و با اسلحه به هنرنمایی بپردازید اما اگر شما در مهمات و میزان سلامتی با کمبود مواجه بودید می توانستید دزدکی و مخفیانه پیرامون جزیره را بپیمایید. در فارکرای بسیاری مواقع پیش می آمد که براستی حس می کردیم که در جنگل هستیم... .
Crysis تنها یک بازی Farcry نیست که موتور گرافیک پیشرفته تری داشته باشد! در این بازی قول یک بازی بزرگتر و پرمایه تری از بسیاری جهات داده شده. داستان قول داده شده که انعطاف پذیری زیادی داشته باشد برای مثال: اگر یکی از اعضای تیمتان خیلی زود کشته شود او دیگر بعد از آن نخواهد بود که به شما اطلاعات ارزشمندی دهد که ممکن است زنده ماندن را برای شما آسانتر کند. همچنین بر روی هوش مصنوعی انسان ها و موجودات بیگانه نیز بسیار کار شده! علاوه بر اینها به مانند FarCry در این بازی نیز وسابل نقلیه ی متنوعی وجود خواهد داشت.

cry3



Crysis همچنین از ظاهر بسیار واقع گرایانه تری نسبت به FarCry سود می برد. برای مثال: جنگل ها در Far Cry اگر چه به طور خارق العاده ای جذاب بودند اما عده ای ظاهر جنگل ها را تا حدودی پلاستیک مانند میدانستند! این بخاطر این بود که هنرمندان نتوانستند هیج جنگل واقعی در قلب اروپا پیدا کنند تا بر روی آن مطالعه کنند. بهترین کاری که توانستند انجام دهند این بود که به تعداد زیادی عکس نگاه کنند و از یک گلخانه ی گرمسیری در آلمان بازدید کنند. اما این دفعه Crytek یک تیم از هنرمندان و برنامه نویسان را به جاماییکا عازم کرد تا بر روی برگ درختان و نوع و پوشش زمین مطالعه کنند! نتیجه این شد که شاهد جنگل هایی بسیار بسیار واقعی تری در Crysis باشیم برای نمونه در این بازی می توان گیاهان را منهدم کرد!
و اما از همه مهمتر در بازی Crysis موتور استفاده شده در آن می باشد با نام Cry Engine 2. موتوری که به اعتقاد بسیاری، انتظارات از گرافیک و جلوه های ویژه در بازی های رایانه ای را تغییر خواهد داد! بگذارید به گوشه ای از ویژگی ها و جلوه های بکار رفته در این موتور نگاهی بیاندازیم: Volumetric Clouds, Real-time Ambient Maps, Depth of Field, Motion Blur, Soft Shadows, Sneak Peak Crysis, soft vegetation bending, high-dynamic range rendering, sub surface scattering.
این ها که گفته شد تنها بخش کوچکی از جلوه ها و تکنیک های بکار رفته در موتور Crytek 2 بود. Crysis در حقیقت بعنوان یک بازی نسل آینده شناخته می شود و جزو اولین بازی هایی است که بر پایه ی Directx 10 ساخته می شود. البته این بازی با Directx 9 هم سازگار خواهد بود اما برای مشاهده ی تمام جلوه های بکار رفته در این بازی شما حتما به یک کارت گرافیک با قابلیت پشتیبانی از DirectX 10 نیاز خواهید داشت.
اما بد نیست کمی هم در مورد Crytek سازنده ی این بازی بدانیم. Crytek استودیویی هست که توسط 3 برادر تاسیس شد. این استودیو هم اکنون در حدود 120 نفر از سراسر جهان خدمه دارد که تلاش می کنند دیدگاه های متفاوتی را برای پروژه توسعه ی بازی هایشان ارائه دهند.

سه تن از کارکنان Crytek سه برادر هستند به نام های فرانک ، آونی و سوات یرلی که همیشه آرزوی ساختن بازی داشتند بخصوص سوات که از بازی با Comadore 64 اش به همکاری آنلاین با دیگران در کالج پرداخت، که این همکاری سرانجام منجر شد به ساخت یک دمو به نام !X-Isle
X-Isle یک جزیره ی جنگلی شادابی را به تصویر می کشید که شامل دایناسور های ترسناکی بود. با این دمو برادران یرلی به آمریکا پرواز کردند تا در نمایشگاهElectronic Entertainment Expo 2000 شرکت کنند بدون آگاهی از اینکه چه در انتظارشان است... .
سوات در این ارتباط می گوید: "من حدس میزنم که ما تنها افرادی در تاریخ E3 بودیم که در آنجا پول ورودی پرداخت می کردند" سوات در آن زمان به سختی انگلیسی می دانست. وی تصمیم گرفت که کسی را از Nvidia پیدا کند تا دموی X-Isle را نشانش دهد و این در نهایت منجر شد که شرکت Nvidia از این دمو برای معرفی سری کارت های گرافیک جدید Geforce خود استفاده کند! و پس از آن سبب عقد قرداد انتشاری برای توسعه ی FarCry شد و مابقی ماجرا که در تاریخ ثبت شد... .
Crytek استودیوی نسبتا بزرگی است با اتاق هایی که برای چندین تیم توسعه کافی است. بدون تعجب، پس از ساختن FarCry و Crysis، شرکت Crytek سرگرم کار بر روی چندین پروژه است که هر کدام از دیگری متفاوت است! شرکت Crytek نمی خواهد تنها به عنوان سازنده ی بازی های FPS شناخته شود و بیشتر دوست دارد به عنوان سازنده ی بازی های بزرگ در همه رده ها مطرح شود.

cry4

شروع Crysis از اواخر مراحل توسعه ی Far Cry در سال 2004 شروع شد. هنگامی که سوات با درخواست منجمد کردن جنگل های Far Cry تیم طراحی را به چالش طلبید، این تنها از بعد تکنیکی و فنی یک چالش محسوب نمی شد بلکه از جنبه ی روایت داستان نیز یک چالش بود!
یک جنگل یخ زده بایستی مشخصات متفاوتی با یک جنگل عادی داشته باشد برای مثال درختان و اشیای دیگر به خاطر سرمای بسیار زیاد بایستی که خرد شوند، همچنین نیاز هست توضیح داده شود که چه عاملی سبب یخ زدن جنگل ها شده است... .
از یک جهت دیگر، تیم توسعه دهنده حتی قبل از اینکه Far Cry تمام شود می دانست که قصد دارند یک بازی دیگر در سبک فارکرای بسازند. Far Cry اولین بازی شرکت Crytek بود و برای این شرکت بیشتر یک تجربه ی یادگیری بود... !
هنگامی که Far Cry در حال توسعه بود Crytek می دانست که در یک رقابت برای شکست دادن Doom 3 و Half Life 2 در بازار قرار دارد به عنوان محصولات دو تن از مشهورترین شرکت های سازنده ی بازی یعنی id Software و Valve! این دو بازی همانند دو گوریل 400 کیلویی بودند و Crytek دریافته بود که اگر فروش Far Cry به بعد از عرضه ی این دو بازی موکول شود به عنوان یک شرکت تازه کار و ناشناخته هیچ شانسی در مقابل این دو بازی ندارد...بنابراین Far Cry یک پروژه ی با شتاب بود و هنگامی که Crytek دانست که این بازی از کیفیت مورد نظرش برخوردار است آن را راهی بازار کرد. در حالیکه تیم سازنده می دانست که کار های بسیار بهتر و بیشتری می توانست بر روی آن صورت پذیرد!
کمپانی Crytek قصد دارد که بازی Crysis را در اواخر سال میلادی جاری (2006) برای پلتفرم PC عرضه کند و همانطور که قبلا بار ها گفته شده و اخیرا هم دوباره توسط این کمپانی تایید شده این بازی کماکان تنها برای پلتفرم PC (Windows-Only) منتشر خواهد شد! بدون شک Crysis یک تجربه ی وافعی از یک بازی رایانه ای نسل آینده را برای مشتاقان PC رقم خواهد زد!

cry5

+ نوشته شده در  Tue 7 Nov 2006ساعت 3:20 بعد از ظهر  توسط رضا ولي پور | 
"دروازه های Oblivion در حال گشوده شدن است"

...من 87 سال پیش متولد شده ام و 65 سال است که امپراطور Tamriel هستم، ولی در تمام این مدت هیچوقت حاکم رویا های خود نبوده ام...

شركت توسعه دهنده بازی یعنی Bethseda Softworks به طور کامل مي دانست كه از بازي خود چه مي خواهد. از سال 1996 اين شركت به دنبال يك ديد منحصر به فرد بود. ديدي كه شركت، سبك RPG را در آن مي ديد. يك چيز عظيم، دنيايي بي پايان با گيم پلي باز (منظور سيستم انتهاي باز در مورد داستان و طريقه ي به پايان رساندن مراحل و بازيست) و گنجايش بسيار زياد عالم بازي كه گیمر ها را براي ماه ها سرگرم كند.
اولين كوشش ها براي دستيابي به اين هدف The Elder Scrolls II: Daggerfall بود. يك بازي با باگ ها و مسائل تكنيكي كه بعضي ها را ناراحت، بقيه را خشمگين و عده ي زيادي را هم مجبور به كنار گذاشتن بازي كرد اما در اين بازي ذوق و خلاقيتي خوبي به كار رفته بود. كوشش بعدي كه در سال 2002 صورت گرفت نسخه دیگری از بازي به نام Morrowind بود که البته پيشرفت خوبي داشت. اين بازي به صورت خطي بود و داخل شدن در آن راحت، اما فقط دنياي بازي بزرگ و ژرف بود. گرافيك پيشرفت كرده بود و گيم پلي بازي نيز بهتر شده بود. اما براي اين بازي هم با تمام موارد فوق همان مشكلات نسخه قبلي يعني بي مهري گیمر ها تا حدودی تكرار شد.
جهشي سريع به سال 2006... شركت مذكور به تازگي بازي جديدي از سري The Elder Scrolls به نام Oblivion را روانه بازار كرده است. اين بازي بسيار عالي است. كمي خطي است و نسبتا راحت اما حتي از سري قبلي هم عميق تر و بزرگ تر است. اگر چه اين بازي بسيار عالي است اما باگ ها و مشكلات تكنيكي هنوز هم در آن به چشم مي خورد و اين موضوع ممكن است خيلي ها را تا حدودی برنجاند.

obb

جستجوي آزادي درTamriel
Oblivion در مكاني در Tamriel اتفاق مي افتد. يك دنياي خيالي متشكل از مخلوطي از انسان هاي معمولي، Elf ها و Orc ها، در كنار موجودات غير معمول ديگر مانند نيمه شير ها و حتي نژادي سوسمار گونه به نام Argonian و ... که هر یک دارای خصوصیات متفاوتی می باشند، ولي اين ها همه چيز نيست. در ابتدای بازی در مسیر داستان بازی کمی از قابلیت های بازی به شما آموزش داده می شود و می توانید آنها را امتحان کنید. به عنوان مثال می توانید موجودات را با شمشیر، تبِرکمان و یا چند جادوی مختلف بکشید، قفل ها را باز کنید، با مخفیکاری پیش بروید، جیب بزنید و تعدادي دیگر از امکانات بی نهایت Oblivion را امتحان کنید. هنگامی که شما کمی در بازی پیش رفتید، به شما اين امکان داده خواهد شد که انتخاب کنید چه شخصیتی می خواهید داشته باشید. در این مرحله مقداری Class از پیش تعیین شده است که می توانید آنها را انتخاب کنید، یا می توانید Class مورد نظر خود را بسازید. همچنین شما باید انتخاب کنید که در چه ماهی به دنیا آمده اید (که به صورت فلکی های مختلف مشخص می شود). در هر ماهی که به دنیا آمده باشید، نقاط قوت (و بعضا ضعف) خاص خود را خواهید داشت. البته هنگام انتخاب اول زیاد نگران نباشید! تا وقتی که در تونل های زیر زمینی زندان در حال تمرین و آموزش هستید می توانید در مورد این مسائل بیشتر فکر کنید، هنگامی که می خواهید برای بار اول وارد دنیای بازی شوید، به شما امکان داده خواهد شد که هر چیزی را می خواهید عوض کنید. از ماه تولد گرفته تا تنطیماتClass و حتی نژاد و نام خود را. پس از آن شما وارد دنیای عظیم بازی خواهید شد تا راه خود را در این دنیا پیدا کنید.
اصولا سری بازی های Elder Scrolls بدین گونه است که هر فرد چندین بار کاراکتر جدید می سازد و مدتی با آن بازی می کند. پس از چندین False Start فرد کاراکتر مورد علاقه خود را شناخته و می تواند مستقیما آن را ساخته و بازی اصلی را با آن شروع کند.
اين بازي مانند بازي هاي پيش از آن با يك بازيكن كه به جرمي در زندان است آغار می شود. اگرچه شما زياد آنجا نمي مانيد چرا که شما در خواب پادشاه آمده اید و ناجي شما كسي نيست جز امپراطور Tamriel (با صداپيشگي پاتريك استوارت)، كسي كه از دست آدم كش هاي مرموز فرار كرده است و تنها راه از بین بردن دروازه های Oblivion را در شما جستجو کرده است. کمی جلوتر متوجه می شوید که گروهی مرموز به نام Mythic Dawn که افراد پرستشگر Daedric Prince به نام Mehrunes Dagon هستند تمامی پسران پادشاه را کشته اند ولی در سوءقصد به جان پادشاه ناکام مانده اند. برای بازیکنان Morrowind نام Mehrunes Dagon آشنا است. مجسمه ای که در پاداش به انجام کاری برای وی به بازیکن یک خنجر جادویی اهدا می کرد.
هدف این گروه از کشتن پادشاه و پسران وی، متصل کردن بخش اهریمنی دنیا یعنی Oblivion به دنیای واقعی است تا از این طریق بتوانند بر Tamriel حاکم شوند. در زمان های گذشته راه ورود از Oblivion به Tamriel توسط جادویی قوی بسته شده است. هر بار که امپراطور جدیدی از سلسله Septim به سلطنت می رسد وی با حضور در Golden Tower و همراه داشتن Amulet of Kings مرکز این جادو یعنی Dragonfires را روشن می کند . با سوءقصد به جان امپراطور این آتش ها خاموش شده و افراد گروه Mythic Dawn می توانند درهایی به سوی Oblivion باز کنند که گیمر بعد ها در همه سرزمین Tamriel با آنها روبرو خواهد شد.
طبيعتا بعد از مرگ امپراطور اين وظيفه گیمر است تا راه حلي براي جلوگيري از تجاوز Oblivion پيدا كند. يا شايد هم نه!! يكي از مزايايي كه اين سري بازي داراست آزادي غير قابل انكار آن براي گیمر ها است تا به آنچه كه آرزو دارند عمل كنند. اين آزادي در Oblivion نيز وجود دارد. اگر گیمر بخواهد مي تواند از داستان اصلي دور شده و هرگز به آن باز نگردد. بنابراين آنها براي انجام بازي كاملا آزادند. به راستي يكي از جنبه هاي عالي بازي امكان قدم زدن و لذت بردن از دنياي بزرگ بازي و كشف تمام چيزهاي جديد طي هر جست و جو است.
بخشي از آزادي هاي بازي مربوط به توسعه شخصيت هاي بازي، كيمياگري (تركيب آيتم ها) و سيستم جادوگري بازي است. توسعه شخصيت ها نسبت به عناوين نسخه قبلي چندان فرقي نكرده. بر عكس ساير سيستم هاي RPG سيستم ارتقا شخصيت گیمر به صورت دلخواه و امتيازي نيست. در عوض توانايي هاي گیمر در حين تمرين افزايش پيدا مي كند.
گیمر هر چه بيشتر از ضربات شمشيرش در بازي استفاده كند مهارت هاي او در جنگ به وسيله شمشير بيشتر مي شود. جادو هاي معمولي و جادوهاي تركيبي نيز پيشرفت پيدا مي كنند وقتي كه در بازي صورت هاي مختلفي از جادوهاي پيش ساخته، آيتم هاي جادويي و شربت هاي قدرتمند وجود دارد. سيستم دستي راحت براي ساخت آيتم ها و جادوهاي دلخواه به معني آزادي كامل گیمر در اين زمينه است. اين موضوع بدين معني است كه توسعه ي شخصيت ها تا درجه زيادي مبتني بر چگونگي بازي گیمر در طي بازي است، نه تصميم گيري هاي شخصي او و ساخته هاي بدون اطلاع او در مراحل بازي. اين هميشه راحت نيست كه شما مجبور باشيد يك شخصيت با توانايي مشخص را در ابتداي بازي انتخاب كنيد و بعد توانايي هاي او را بالا ببريد بلكه شما مي توانيد در اين بازي فقط با تمرين يك جنگجو را كاملا تغيير داده و او را به يك دانشمند تبديل كنيد و اين عـــــــــــــــــــالي است.
در مورد افزایش مهارت ها نیز نسبت به بازی قبلی تفاوت های چندی را شاهد هستیم . در این بازی هر مهارت دارای پنج سطح است که بر اساس قدرت شخص در هر یک از آنها قابلیت ها و ویژگی های خاصی به وی داده می شود . این سطوح به ترتیب عبارتند از:

Novice(0-25) - Apprentice(25-50)- Journeyman(50-75) - Expert(75-100) - Master(100)


به عنوان مثال شخصی که در قابلیت Sneak دارای درجه Apprentice باشد در هنگامی که در حال Sneak و بدون دیده شدن اقدام به حمله کند 3X Damage می زند.

obb2

نکته دیگر در Oblivion این است که بر خلاف Morrowind دیگر طلا به اندازه زیاد در دست شما نیست. در آن بازی پس از مدتی از شروع بازی گیمر پول زیادی به دست می آورد و می توانست تا هر چه که بخواهد خریداری کند . همچنین می توانست تا آنجا که می تواند از Trainer ها استفاده کند و قابلیت های خود را افزایش دهد. در این نسخه از بازی در هر درجه تنها می توان پنج بار از Trainer ها استفاده کرد. در بازی چهار Guild وجود دارد که می توانید در آنها عضو شوید که هر کدام از آنها داستان خاص خود را دنبال می کنند. شما با پیشرفت در این گروه ها می توانید به مقام ریاست یا استاد اعظمي آن گروه برسید! اگر شما در دزدی، جادو، مبارزه یا جنايت! مهارت دارید، در این بازی گروهی صرفا برای شما وجود خواهد داشت، البته برای عضویت در این گروه ها باید مهارت خود را به نمایش بگذارید. به عنوان مثال اولین ماموریت برای عضو شدن در گروه دزدان این است که باید یک شی را دزدیده و نزد کسی ببرید. نقطه جالب توجه این است که دو نفر دیگر در این مرحله با شما رقابت می کنند، ولی نگران نباشید اگر یکی از آنها زودتر از شما شی مورد نظر را یافت، شما می توانید شي را از او نیز بدزدید! همچنین شما می توانید در Arena شرکت کنید، جایی مانند رزمگاه گلادیاتور ها. شما می توانید روی جنگجو ها شرط بندی کنید و یا وارد مسابقات شده، روی جان خودتان شرط بندی کنید!
همچنین به نظر می رسد تمام آنهایی که در Tamriel حضور دارند، روزی به کمک نیاز خواهند داشت حتی خود شما. شما می توانید با تمام موجودات عاقل (به جز راهزنها) صحبت کرده، با آنها دوست شوید تا آنها با شما درد دل کنند و یا می توانید از آنها کمک بخواهید و اگر آنها از شما کمک خواستند به هر صورتی که مایلید به آنها جواب بدهید.
در دنیای بازی Oblivion همه نوع خرابه، غار، پایگاه، مخفیگاه و ساختمان مجلل یافت می شود، بعضا مکان هایی یافت می شوند که داستان و سرگذشت خاص خود را دارند، و بعضا در آنها گنجینه هایی نيز هست که از آن ها به شدت مراقبت می شود.
یکی از قابلیتهای جالب در بازی صبر کردن است. شما می توانید هر ساعت را در یک ثانیه طی کنید! برای صبر کردن، هم می توانید ایستاده صبر کنید هم می توانید بخوابید. البته خوابیدن مزایای بیشتری دارد زیرا باعث می شود انرژی و سلامتی از دست رفته شما باز گردد. البته اگر تحت تعقیب باشید یا خطری در کمین شما باشد، نمی توانید صبر کنید یا مسافرت سریع انجام دهید. همچنین برای خوابیدن حتما باید رختخوابی مهیا باشد!! البته اگر دزدکی وارد خانه ی مردم بشويد نمی توانید بخوابید! همچنین اگر دستگیر شويد و به زندان فرستاده شويد با یک کلیک می توانید از زندان بیرون بیایید. می توانید تمام طول حبس خود را بخوابید!
یکی از نقاط قوت بازي هوش مصنوعی شخصيت هاست. به عنوان مثال اگر با زندانبان یک شهر طرح دوستی بریزید و سپس به زندان بروید دوست شما حامي خوبي برايتان خواهد بود. اگر با هم سلولی خود دعوا کنید (حتی اگر مقصر شما باشید) زندانبان به سرعت وارد عمل شده و حساب طرف مقابل را تصفیه می کنند. پس بیاد داشته باشید: یکی از عوامل موفقیت در Oblivion شخصیت و محبوبیت شما نزد مردم است.
براي دارندگان سيستم هاي PC بسته مكملي پس از انتشار بازي به منظور دانلود قرار داده مي شود. اين يك بسته مكمل قوي است كه گیمر ها بوسيله آن مي توانند ظاهر بازي را تغيير دهند. دنياي بازي را بهتر كنند و حتي مراحل شخصي خود را بوجود بياورند. البته بدون اين بسته مكمل هم به طور حتم لذت كافي را از بازي خواهيد برد.

obb3

دنياي واقعي Tamriel
يكي از جنبه هاي جالب توجه بازي احساس واقعي بودن دنياي آن است. شلوغي بسيار جالب ابتداي بازي در هنگام فرار از زندان منظره بسيار زيبايي را بوجود آورده و درك گیمر از هر چيزي كه مي تواند ببيند را واقعي می کند.
دنياي Tamriel واقعا عظيم است و حتي يك سانت هم خالي از كارها و چيز هاي جالب نمي بينيد. مراحل Oblivion مانند ساير بازي هاي خطي سبك RPG بزرگ، دوست داشتني و زيبا هستند. صرفا شما با انجام دادن بخش ها و مراحل اصلي موجود در بازي 90% از كل بازي را از دست مي دهيد كه البته همين 10% هم بيش از 40 ساعت از وقت شما را خواهد گرفت. اين اغراق نيست و بازي كردن Oblivion به طور كامل ماه ها شما را سرگرم خواهد كرد و نه فقط چندين روز.
اگرچه عظمت محيط بازي در سايه ي طراحي عالي محيط، ماموريت ها، و گيم پلي مناسب اصلا آزار دهنده نيست اما كمك دهنده هاي مسافرت سريع هم براي گیمر فراهم شده و اين به گیمر ها اجازه مي دهد به وسيله نقشه به سرعت به نقاط قبلي كه رفته اند برگردند. که این یکی از مشکلات موجود در Morrowind را برطرف کرده بود. برای مقایسه این دو بازی می توان به چگونگی مسافرت در دو بازی معروف World of Warcraft و Guild Wars اشاره کرد که در اولی می توان از تعداد محدودی teleporter استفاده کرد ولی در دومی می توان از هر نقطه به هر شهری که قبلا به آن وارد شده بودید سفر کرد. همچنين جهت يابي در بازي وجود دارد كه گیمر را براي جابجاي در محيط بازي بسيار كمك مي كند. به هر حال اين ابزار جهت يابي به زيبايي با محيط بازي همراه شده اند.
از زيبايي هاي Tamriel اين است كه هيچ كدام از ماموريت هاي آن غير طبيعي نيستند، همه ي آنها از يك سياست سرچشمه مي گيرند، كيفيت روابط موجود در بازي. كارهايي كه انجام مي دهيد با يكديگر رابطه دارند و بر روي همه چيز تاثير مي گذارد.
ماموريت هاي جانبي و حتي موقعيت هاي اتفاقي همه و همه با يك داستان اصلي در رابطه هستند. مثال مورد علاقه ي من يك اتفاق است كه طي آن من يك مجسمه پيدا كردم كه آن را برداشتم و فروختم و با كسي صحبت كردم كه 11 عدد از اين مجسمه هاي كم ياب را از من می خواست. او نظري در مورد مكان مخفي شدن مجسمه ها نداشت، فقط آنها جايي در دنياي بازي بودند...همين!!!...اين يك ماموريت خيلي بزرگ بود كه طي آن بخش بزرگي از دنياي بازي بايد زير و رو مي شد و تازه وقتي من اين ماموريت را به پايان رساندم شخص ديگري در شهر امپراطوري از من خواست تا آنها را برايش بدزدم!!!
اين نوع از ماموريت هاي مرتبط به هم در همه جاي بازي وجود داشت. بعضي وقتها گیمر ها شايعاتي در مورد دزدي در شهرها مي شنوند و مواقع ديگر كه از باران به داخل يك خانه اشرافي پناه مي برند ناگهان متوجه مي شوند كه صاحب خانه به طور مرموزي ناپديد شده (كه به هر حال اين كار را شما در زمان و مكاني ديگر انجام داده ايد)
شخصيت هايي كه در ماموريت هاي مختلف وجود دارند كاملا مطابق شخصيت و موقعيتشان در دنياي بازي هستند. وقتي كه گیمر ها ماموريت ها را به پايان مي رسانند، روي دنياي بازي هم تاثير مي گذراند. وقتي كه يك مغازه دار مي ميرد مغازه ي او تعطيل مي شود. شهر ها با هم مي جنگند و خط ماموريت ها به خاطر اقدامات گیمر تغيير مي كنند.
در آغاز بازي بزرگي آن به شما احساس بازي، بازي هاي هميشه آنلاين را القا ميكند و گیمر مي تواند رشد كند و دنياي بازي را واقعا تغيير دهد. در واقع دامنه ي اختيارات شما هيچ وقت تمام نمي شود. بنابراین شما اگر می خواهید جستجو كنيد و چیزهای جدید کشف کنید، بازی اي كه از آن صحبت مي شود بهترين انتخاب شماست.
تكنولوژي Tamriel
يكي از جذابيت هاي مهم بازي تكنولوژي به كار رفته در ساخت آن است.
گرافيك بسيار زيبا و صداي بسيار عالي ارزش بازي Oblivion را دو چندان كرده. شما مي توانيد به وارث امپراطوري كمك كنيد يا اينكه با انگيزه هاي شخصي خود پيش روي كنيد. شما در اين بازي واقعا نقش آفريني مي كنيد چيزي كه خيلي از بازي هاي RPG اخير از آن غافل شده اند. اين بازي برعكس تمام بازي هاي MMORPG است كه كاراكتر ها مثل علف در آنها سبز مي شوند و گیمر هاي ديگر آنها را ساخته اند و بازي را از آن انباشته كرده اند يا مثلا بازي هاي خطي ژاپني كه در آنها شما بيشتر ناظر هستيد تا عامل.
گرافيك بازي از نظر تكنيكي و طراحي متحير كننده است. نورهاي پويا و كوه هاي طبيعي به راحتي دنياي آن را به دنياي بسيار زيبا تبديل كرده است و حتي در چيز هاي ديگر هم اين قدرت فوق العاده گرافيكي به چشم مي خورد. درخشش طلايي و گيج كننده ي خورشيد در هنگام غروب و ترسي كه از راه رفتن آهسته در محل زندگي موجودات مخوف به گیمر دست مي دهد، رقص سايه ها در نور لرزان مشعل و ... همه و همه گواه قدرت گرافيكي اين بازي است.
متاسفانه، همه ي اين تكنولوژي پيش رفته احتياج به سيستم قدرتمندي دارد. به سيستم هاي ضعيف اصـــــــلا فكر نكنيد. اين سيستم ها ممكن است كه بازي را اجرا كنند اما نمي توانيد آنرا به راحتي بازي كنيدو از بازی لذت ببرید. حتي به عنوان مثال با سيستم نسبتا قوي (AMD Athlon 3200+, 1GB Ram, Geforce 6800) هم من براي اينكه به فريم ريت خوبي برسم مجبور شدم رزولوشن را پايين بياورم و تعدادي از جلوه هاي گرافيكي را خاموش كنم.
خب از بحث گرافيك خارج مي شويم و به هوش مصنوعي مي پردازيم. شخصيت هاي بازي بر اساس زندگي متداول ما و نيازهاي اوليه كارهاي خود را انجام مي دهند و با ملاحظه ي اين وضعيت شما احساس بهتري از زنده بودن را در بازي تجربه مي كنيد.
اگر چه هوش مصنوعي بازي به باور پذيرتر شدن آن كمك شاياني مي كند اما هميشه اين وجه از بازي خوب به نظر نمي رسد. براي مثال شما مي توانيد به خانه ي ديگران وارد شويد و براي گفت و گو آنها را بيدار كنيد و البته وقتي آنها بيدار مي شوند طوري رفتار مي كنند كه انگار هيچ اتفاقي نيفتاده. يكبار من مقدار خيلي زيادي غذا از خانه ي يك نفر دزديدم و ديدم كه آنها براي پيدا كردن غذا به تكاپو و تقلي افتاده اند! وضعيت زنده بازي، من را براي محافظت دنياي آنها از Oblivion بيشتر تحريك كرد. البته بعضي وقتها هم شخصيت هاي بازي نسبت به رفتار ما به بن بست بر مي خورند و آن طور که باید برخورد مناسبو طبیعی صورت نمی گیرد. نگهبانان ناگهان ظاهر مي شوند بدون اينكه كسي آنها را خبر كرده باشد، شايد البته موضوع از آنجا آب بخورد كه يكي از آنها شما را هنگام باز كردن قفل در ديده است. هر چند شخصيت هاي بازي دوست داشتني هستند اما آنها براي حفظ جان خود تلاش چنداني نمي كنند.
مسئله ديگر اين است كه در تمام اين دنيای به اصطلاح زنده شما حتي يك دستشويي هم نمي توانيد پيدا كنيد!
در Oblivion محيط اغلب آنطور كه شما از كار خود انتظار داريد عكس العمل نشان مي دهد. اگر شما احساس خوبي نداشته باشيد شخصيت هاي بازي از وضعيت بيماري شما سوال مي كنند و يا شخصيت هاي بازي شما مانند يك قهرمان با شما برخورد مي كنند اگر فقط يك بار آنها را از خطر دروازه هاي Oblivion و نابودي دنيا نجات داده باشيد. در بعضي موقعيت ها شخصيت ها از شما و شمشيرتان مي ترسند و يا اگر از آنها دزدي كنيد آنها نگهبانان را براي دستگيري شما فرا مي خوانند. نكته ديگر اينكه واقع گرايانه بودن و باور پذير بودن هميشه جالب نخواهند بود. شما آزاديد كه هر كاري را انجام دهيد اما آيا تا به حال سعي كرده ايد در منطقه ي حفاظتي يكي از نگهبان ها وقتي مستقيم دارد به شما نگاه مي كند جيب او را بزنيد؟
البته نظر به اينكه همه ي اين مشكلات در اين بازي وجود دارد اما به طور شگفت آوري شما نمي توانيد مشكلات بيشتري در بازي پيدا كنيد.

obb4

كنترل بازي هم بيشتر به نظر مي آيد كه براي XBOX360 طراحي شده تا براي سيستم هاي PC و واقعا چرا تنظيمات كنترل به آن راحتي و خوبي كه بايد طراحي نشده؟ يا مثلا چرا من نمي توانم هر كليدي را كه مي خواهم براي اينونتوري خود قرار دهم؟ يا مثلا چرا نقشه را نمي توانم به صورت تمام صفحه در آورم؟
در بعضي مواقع هم باگ هايي در بازي رخ مي دهد و ذكر اين نكته هم لازم است كه بازي با كارت هاي گرافيكي سري FX مشكل دارد، يا در بعضي مواقع كرش مي كند و به محيط Desktop بر ميگردد. در مورد انيميشن ها هم ترجيحا صحبت نمي كنم و كشف بقيه مشكلات را به عهده شما ميگذارم... موارد موجود در Oblivion از تمام بازي هاي RPG قبلي بهتر است و ساخت بازي به بهترين وجه صورت گرفته است كيفيت داستان و عكس العمل هاي شخصيت ها.
از مبارزات نفس گير تا پيدا كردن جزييات ريز در بازي. باز كردن قفل ها، سيستم كيمياگري و عاقبت ساخت جادوهاي شخصي و آموزش تمام رنگي بازي با فايل PDF، تمام كتاب هاي بازي را شما مي توانيد بخوانيد و در نهايت همه ي اين چيز ها با هم آميخته شده اند تا Oblivion را براي مدت هاي مديد به يكي از بهترين و ماندني ترين و طولاني ترين بازي ها تبديل كند.
البته نداشتن بخش مولتي پلير برای بازی ای به این بزرگی كمي ناراحت كننده است.
 
و در نهايت عظمت Oblivion
با تمام نظرات فوق براي من خيلي سخت است كه خودم را در مقابل Oblivion كنترل كنم و واقعا سخت است كه بازي RPG را در حد و اندازه Oblivion بتوانيم پيدا كنيم.
خالقان Bethesda دنياي بي نظير و بسيار زيبايي را خلق كرده اند و دنيايي باورنكردني را براي لذت بردن از اوقات بيكاري براي شما فراهم كرده اند پس مطمئن باشيد كه بعد از خريد بازي مدت ها احتياجي به بازي هاي ديگر نداريد.
سیستم پیشنهادی این بازی به صورت زیر می باشد:
3Ghz Intel Pentium 4 or equivalent processor
1 GB System RAM
ATI x800 series , NVIDIA Geforce 6800 series , or higher video card
در آخر بايد بگويم كه اگر PC شما مشخصات فني بالا را ندارد بهتر است فكر لذت ببردن از اين بازي را تا حدودی از سر خود بيرون كنيد و در تعطيلات تابستان و با خريد سيستم جديد به آن بپردازيد و مطمئن باشيد كه پشيمان نمي شويد.
obb5

+ نوشته شده در  Tue 7 Nov 2006ساعت 3:12 بعد از ظهر  توسط رضا ولي پور | 
بعد از مدت ها جنجال بی خودی و بزرگنمایی های بیش از حد تبلیغاتی بالاخره بازی Rise & Fall عرضه شد. در طی ساخت بازی پس از گذشت چندی شرکت طراح بازی اعلام تعطیلی کرد و ادامه ی ساخت بازی بر عهده ی شرکت دیگری گزارده شد. (نا گفته نماند که هر دو شرکت از زیر شاخه های کوچک Midway هستند) در حال حاضر این بازی با پایین ترین کیفیت ممکن و کلیشه ای ترین حالت موجود وارد بازار شده است و فقط این سوال را در ذهن ما به وجود می آورد که آیا Midway این بازی را آزمایش نکرده به بازار فرستاده است؟ یا برای اثبات اینکه می شود بدترین بازی های سال را هم ساخت این بازی را منتشر کرده است! یک مخلوط نه چندان جالب از سبک های استراتژی و سوم شخص. این بازی یک بار دیگر برای طرفداران سبک RTS زنگ خطری بود تا متوجه بشوند که سبک RTS تقریبا افت شدیدی کرده و دیگر دوران اوج چند سال پیش خود را طی نمی کند. در یکی دو سال گذشته تقریبا RTS هم گام با FPS در PC پیش می رفت ولی در این دو سال اخیر شاهد افت شدید بازی های این سبک بودیم. دلیل آن هم بیشتر می تواند نبود امکان نو آوری در این سبک بوده است ولی شاید ایده هایی باشند که هنوز سازنده ها به سراغ آنها نرفته اند و نمونه هایی مانند BFME1 و Empire at War دلیلی بر این مدعاست.

rrrr3

R&F تقریبا هیچ چیز جدیدی را به پیکره ی RTS اضافه نکرده است و شاید بتوان گفت که این بازی تلفیق کاملا ضعیفی از تمام بازی های موفق این چند سال اخیر بوده است اما این تلفیق بیشتر مانند یک تقلید بچه گانه می ماند. بازی از دو campaign مختلف در دو منطه ی مختلف کره ی زمین و دو داستان مختلف تشکیل شده است. داستان یکی در مورد کلئوپاترا و تلاش او برای حفظ مصر در مقابل حمله ی رومیان است حال آنکه دیگری در مورد مبارزات اسکندر مقدونی با پارس هاست. در بازی شخصیت های مهم دیگری مثل آشیل، مارک آنتونی و ژولیوس سزار هم وجود دارند تا بعد تاریخی بازی گسترش بیشتری پیدا کند، اما این شخصیت ها همگی اسم هستند و آن اباهت توصیفاتشان را ندارند. در بین سربازهایی که هر کدام نژادهایی دارند تفاوت زیادی دیده نمی شود یعنی اینکه اگر شما برای خرید نیرو های مصری همان مقدار هزینه ای را بدهید که برای خرید یک نیروی یونانی داده اید این دو نیرو از لحاظ کارایی تفاوتی با هم ندارند و فقط از لحاظ ظاهر با هم متفاوتند. ساختمان های بازی اگر نگوییم همه هم شکل هستند لااقل قریب به 90 درصدشان شبیه هم هستند که این یک مشکل بزرگ برای بازی محسوب می شود چرا که، هم تعداد نژاد کم بوده هم اینکه بازی آنچنان طولانی نیست که طراحی ساختمان های متفاوت وقت زیادی را از سازندگان بگیرد و این یکی از دلایلیست که ثابت می کند بازی قبل از عرضه به بازار کوچکترین آزمایشی را نگذرانده است. منابعی که بازی کننده با آنها سر و کار دارد طلا، چوب و افتخار هستند طلا و چوب باید مطابق معمول تمام بازی های این سبک استخراج شوند اما افتخار با جنگیدن بیشتر، ساختن ساختمان و گردش در نقشه ی بازی بدست می آید. با بالا بردن درجه ی Hero می توانید از نیروهای خاصی بهره مند شوید مثلا سرعت ساخت ساختمان و نیرو ها و استخراج منابع را افزایش دهید یا به نیرو های قویتر و جدیدتری دسترسی پیدا کنید. بخش مهم و نسبتا جذاب (البته جذاب در مقابل بخش های دیگر) دیگر بازی مبارزات کشتی هاست که البته باز هم مثل اکثر قسمت های بازی، این بخش هم از مشکل طراحی یکسان برای همه ی نژاد رنج می برد. بخش مبارزات دریایی پرداختی عالی داشته است، تقریبا برای انجام این بخش و به نتیجه رسیدن در آن نوع چیدن کشتی ها خیلی مهمتر از قدرت آنهاست، اصولا مثل مبارزه روی زمین شما نیاز به یک استراتژی برای پیروزی در مبارزات دارید. شما می توانید کشتی های خود را پر از نیرو کنید و به جنگ بفرستید. یک کشتی خالی از نیرو حکم یک خطر جدی را برای شما دارد زیرا دشمنان شما می توانند با نزدیک شدن به آن کشتی سوار آن شوند و از آن علیه شما استفاده کنند و البته شما هم می توانید کشتی های دشمن را در اختیار بگیرید. بطور کلی برای اولین بار است که این احساس به شما دست می دهد که چیزی بنام نیروی دریایی هم در بین نیروهای شما قرار دارد، شاید همین قسمت را بتوان برترین بخش آن نام برد.

در بخش گرافیک بازی خوب بوده اما بروز عمل نکرده است. در بازی های استراتژی نوین که شروع تب آن از 2004 شروع شد دیگر بیشتر قسمت های Map ها بصورت آبجکت طراحی می شوند ولی در مورد R&F می شود گفت 80 درصد Map ها بصورت تکسچر ساخته شده اند. مثلا در بازی چمن و خاک به یک شکل هستند ولی با این تفاوت که از لحاظ رنگ با هم فرق دارند یعنی اینکه چمن های روی زمین چسبیده اند و چیزی به ساقه برای چمن وجود ندارد! مشکل عظیم بازی زمانی خودش را نشان می دهد که که شما در حالت سوم شخص قصد انجام بازی را داشته باشید. در این هنگام است که همه چیز را به شکل تخت می بینید و انعطافی از بدن Hero و دیگر نیروها در هنگام حرکت نخواهید دید. متاسفانه Draw Distance بازی هم خیلی کم است و سازندگان برای رفع این عیب تعداد کوهستان ها را زیاد کرده اند! در نور پردازی بازی هم اشکالات زیادی وجود دارد، مثلا چیزی به اسم نیم سایه در بازی وجود ندارد و سایه ها هم کاملا سیاه هستند. از طرفی در اطراف سایه ها هم، همه چیز خیلی روشن است. ولی طراحی آب بسیار خوب انجام شده است یا بهتر بگوییم لااقل بهتر از سایر بخش های بازی است. نوع حرکت آب در هنگام پارو زدن و عبور کشتی ها از میان آن بسیار عالی کار شده است و رنگ آب کاملا طبیعی است. در مجموع بازی از لحاظ گرافیکی در حد انتظارات ظاهر نشده است و می توانست خیلی بهتر از این چیزی باشد که در حال حاضر است. بازی در بخش موزیک ها بسیار عالی است و از نظر ما نمره کامل را می گیرد اما در قسمت صدا گزاری با یک فاجعه ی خیلی بزرگ روبرو هستیم. از طرفی افکت های صوتی بازی هم خیلی بی خود هستند چرا که چیز زیادی به اسم افکت صوتی در بازی وجود ندارد! با وجود اینکه بازی با تبلیغات و سر و صدای زیادی وارد بازار اما به سادگی از دور رقابت خارج شد یا بهتر بگوییم اصلا وارد رقابت نشد. اکثر قسمت های بازی در سطح پایینی قرار دارند و با این کیفیت پایین بازی توانایی رقابت با بازی ها نوین استراتژی را به هیچ وجه ندارد. عرضه ی این بازی ثابت کرد هر کسی نمی تواند نکته ی جدیدی را وارد این سبک کند شاید فقط این کار از Petroglyph بربیاید که خودشان در West Wood این سبک را خلق کردند.

rrff1

+ نوشته شده در  Tue 7 Nov 2006ساعت 3:4 بعد از ظهر  توسط رضا ولي پور | 

از جنگ جهانی دوم چه میدانید؟ شاید اگر این سوال را از گیمر ها بپرسند به طور مفصل تاریخچه ای را برای شما بگویند چون یکی از سوژه هایی که به خوبی خود را در میان بازیها جا کرده همین جنگ جهانی است. با استفاده از این سوژه تا به حال بازیهای بسیار موفقی ساخته شده اند که اکثرا بصورت اکشن اول شخص یا استراتژی بوده اند. شاید بهترین مثالها در سبک استراتژی برای جنگ جهانی دوم تا به حال عناوینی مانند Commandos و یا Panzers Phase 1 & 2 بوده اند. اما با ورود Company of Heroes ، به نظر میرسد که این لقب دیگر در اختیار Commandos و Panzers نیست !

سوژه ی این بازی همانطور که گفته شد درباره جنگ جهانی دوم است و به بصورت Real-Time Strategy دنبال میشود. داستان بازی در مورد عملیات بزرگ و با شکوه نرماندی است. عملیاتی که سربازان زیادی را در ساحل اوهاما به کام مرگ کشاند. اولین صحنه ی COH همین عملیات را نشان میدهد و سربازان وطن دوست بدن خود را در مقابل رگبارهای گلوله قرار میدهند تا از اشغال آلمان ها جلوگیری کنند. داستان بازی از عملیات نرماندی در سال 1944 آغاز میشود و تا چندین ماه بعد از آن ادامه پیدا میکند. این بازی به دلیل محدودیت وقایعی که به تصویر می کشد تنها دارای دو گروه اصلی از متحدین و متفقین یعنی آمریکا و آلمان می باشد که این خود کمی از تنوع بازی به مرور می کاهد.

گیم پلی بازی بسیار غنی است. شما مثل همه ی بازیهای استراتژی دارای یک Basement هستید که مقر نیرو های شماست. در این بازی منابع شما به 3 دسته ی کلی تقسیم میشوند:

مهمترین آنها Manpower است که به گونه ای نقش غذا را ایفا میکند. با این قدرت میتوانید نیرو تولید کنید. برای بدست اوردن این منابع باید مکانهای بیشتری را فتح کنید.
دومی
Munitions است که مهمات را شامل میشود و به کمک آن میتوانید تدارکات دفاعی و تهاجمی قوی تری را نشان دهید. برای بدست آوردن آن باید نقاط مهمات را تسخیر کنید.
و سومی
Fuel است که سوخت میباشد و برای ساخت و ساز به آن نیاز دارید. برای بدست آوردن آن باید مراکز سوخت را تسخیر کنید.

نیروهای بسیاری در این بازی حضور دارند که به معرفی آنها می پردازیم:
اولین گروه سربازان عادی یا
rifleman ها هستند که در خط مقدم میجنگند و همیشه برای کشته شدن آمادگی دارند ! آنها همچنین قادر به پرتاب نارنجک و کار گذاشتن بمب های ساعتی می باشند.
دومین گروه مهندس ها هستند که وظیفه ساخت و ساز را به عهده دارند. البته از آنها در جنگ نیز میتوان استفاده کرد. آنها میتوانند تدارکات دفاعی مانند سنگر و سیم خاردار و مین و تیر بار و توپ های ضد تانک و  همچنین ساختمانهایی مانند سربازخانه برای تربیت سرباز ها و مرکز اسلحه و ساختمانهای مربوط به ماشینهای سنگین و سبک را بسازند.
گروه سوم تک تیر اندازها هستند که توانایی زدن اهدف دور را دارند و میتوانند نارنجک و بمبهای زمانی پرتاب کنند.
چهارمین گروه سربازان تیربار دار هستند که تیربار ها را حمل میکنند و در هر جا که مناسب بود آن را قرار میدهند.
و بالاخره پنجمین گروه توپ اندازها هستند که با خمپاره اندازهای دستی هدف های نزدیک و نسبتا دور مانند ساختمانها را نشانه گیری میکنند.
به این گروه ها، گروه سربازان یگان هوایی را هم اضافه کنید که با بیسیم زدن و در خواست کمک میتوانید در بعضی از مراحل آنها را با چتر در میدان نبرد ببینید.

در کل 3 نوع تانک مختلف در بازی وجود دارند که هر کدام قابلیت متفاوتی دارند. یکی از آنها به نام     Sherman به خوبی میتواند با تانک های دیگر مبارزه کند و آنها را از بین ببرد. دو تانک دیگر Crocodile و M4 برای هدف قرار دادن ساختمانها و نیروها استفاده میشوند. همچنین Crocodile میتواند گلوله های آتشین شلیک کند و یا نارنجک دودزا تولید کند. وسایل سبک مانند  Halftrackبرای جابجایی نیروها به کار میرود که یک تیربار نیز در بالای آن قرار دارد.  Jeepکه یک وسیله سریع و ضعیف است که با تیربار کار میکند. و همچنین تانک های کوچکی که فقط با تیربار کار میکنند.

cc2

نیروهای دیگری هم مانند کماندو ها در بازی وجود دارند که بسیار قوی هستند و در تجهیزات خود مسلسل و موشک انداز نیز دارند. البته تک تیر اندازها و مهندسان میتوانند در پشت وسایلی مانند تیربار و توپ ضد تانک و ضد هوایی بنشینند و میتوانند اسلحه هایی مانند موشک انداز یا مسلسل ها را از روی زمین بردارند. هر کدام از این نیروها دارای مهارت خاصی هستند و هر کدام از آنها با استفاده از قدرت مهمات میتوانند قابلیتی را نشان دهند. مثلا تانک های موشک انداز میتوانند در عرض چند ثانیه یک محوطه را بمباران کنند یا تک تیر اندازها نارنجک پرتاب کنند و یا تیربار دارها از فشنگ های قوی برای از بین بردن زره تانک ها استفاده کنند.

اما میرسیم به گرافیک بازی که نقطه قوت این بازی است. افکت های بسیار زیادی که در این بازی به کار رفته باعث شده تا این بازی برای اجرای کامل به یک سیستم بسیار قوی نیاز داشته باشد تا جایی که حتی با سیستم توصیه شده خود بازی هم هنگامی که تمامی جزییات گرافیک را فعال کنید باز در صحنه های شلوغ و پر از انفجار با کمی افت فریم مواجه خواهید شد. با این حال گرافیک بازی با استفاده ازShader Model 3  به بالاترین حد ممکن دست یافته است. سایه زنی ها بسیار طبیعی هستند و سایه درختان و ساختمانها به خوبی بر روی زمین نقش بسته اند و سایه نیرو ها و تانک ها با حرکت آنها تغییر میکند و بسیار زیبا جلوه  میکنند .نورپردازی های بازی مخصوصا در شب به زیبایی هرچه تمام تر کار شده است و کاملا حرفه ای هستند. افکتهای بی نظیری مانند افکتهای انفجار و پرتاب شدن اشیا به صورت کاملا زنده در  بازی دیده می شود. شما حتی می توانید تصویر دوربین را روی فقط یک سرباز زوم کنید و هنگامی که دوربین را به پشت او ببرید حس خواهید کرد که این بازی یک بازی سوم شخص هست! جزییات تانک ها و وسائل و همچنین سربازان به خوبی هر چه تمامتر به تصویر کشیده شده است و شما با توجه به سبک بازی کهRTS  می باشد تقریبا هیچگونه اشکال و یا ضعف گرافیکی در بازی نمی توانید پیدا کنید. گرافیک این بازی از نظر ما امتیاز کامل را میگیرد.

صدا گذاری بازی واقعا قدرتمند است. میدان جنگ ، چندین سرباز تیربار به دست ، یک اسنایپر و خمپاره انداز در حال رفتن به مقر دشمن هستند. در راه با نیروهای دشمن بر خورد میکنند ، سر کرده ی گروه تک تیراندازه فریاد میزند و میگوید ! MG42 پناه بگیرید ! بزنیدش ! خمپار اندازها دشمن را هدف میگیرند و تیراندازی میکنند. صدای گوش خراش تیربار از دو طرف به گوش میرسد. تک تیرانداز با صدای بلند اسلحه خود در حال قتل عام دشمنان از دور است اما تانک دشمن فرا میرسد. سربازان فریاد میزنند ! Sherman بزنیدش ! منفرجش کنید ! اما تانک تیربارش را فعال میکند و راکت می اندازد و صدای بلند راکت گوش را کر میکند. سربازان از ترس فریاد میزنند و کمک میخواهند. آنها که درجه بالاتری دارند دستور میدهند و بقیه را راهنمایی میکنند و ... .
این چند سطر را گفتیم تا شما تا حدودی به عظمت بخش صداگذاری بازی پی ببرید. صدای تمام اسلحه ها به خوبی از روی مدل های واقعی شان برداشته شده است و با کیفیت بالایی پخش میشود. از همه زیباتر صدای انفجار ها و صدای راکت ها است که بسیار بلند تر از بقیه خودنمایی میکنند و صدای گوش خراش آنها مطمعنآ شما را در جو میدان جنگ قرار میدهد. جالب این است دوربین بازی هر کجا باشد صدا محیط نسبت به دوربین به گوش میرسد ! مثلا اگر دوربین را دور کنید و حدود 200 متر آن طرف تر صدای تیر بیاید ، صدای آن از دور شنیده میشود مثل اینکه واقعا در میدان جنگ واقعی حضور دارید.

در کل Company of Heroes را به راحتی میتوان در بین برترین بازیهای استراتژی تاریخ طبقه بندی کرد که دارای نکات جالب و نوآوری های زیبایی در این سبک می باشد. انجام این بازی را به همه ی شما

طرفداران سبک استراتژی توصیه میکنیم.

company1

+ نوشته شده در  Tue 7 Nov 2006ساعت 2:59 بعد از ظهر  توسط رضا ولي پور | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
فقط متال جیر
یه فامیل زیادی نزدیک
بازی و آمار گیری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم آذر 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم اسفند 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته سوم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
هفته چهارم دی 1384
هفته سوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
نویسندگان
رضا ولي پور
رضا ولی پور
پیوندها
بچه مثبت
الکترونیک
بازی های روز در ایران
یه گیمر واقعی
سایت محبوب بازی کده
سایت تخصصی بازی ها
بهترین هم مدرسه ای ( مهدی )
بچه مثبت 2 ( علی )
آخر الکترونیک ( حسین )
مرکز تخصصی بازی های کامپیوتری
نابغه ی 15 ساله ( آرش )
عرفان ( پسر عموی جرجیس پیامبر )
پارسی موزیک
یاهو میل
عشق ( مونا خانم )
دختر برفی
دانلود آهنگ
پس زمینه بازی ها
کد بازی ( دوست باتجربه ام )
به این میگن سلیقه ti2
سایت بازی سنتر
keep away
scooter
proxy story
porn shot
آقاي استيف
need for speed
كانون زبان ايران
nan30 weblog
شبکه دیوانه ساز
سایت رسمی هری پاتر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM